Persian(larry)
135 stories
دَریایِ خَسته‌یِ خَسته by Sonyiasbackup
Sonyiasbackup
  • WpView
    Reads 3,184
  • WpVote
    Votes 456
  • WpPart
    Parts 13
تو مهمونسرایی که لویی مسئولش هست؛ سر و کله ی یک مهمان مرموز با کول باری از اسرار پیدا میشود. و لویی او رو به انزوایی که با سگش تقسیم کرده راه میدهد. " sama_rshdi نقاشی از سما رشیدی"
My Lord  is a wolf by cruell_prince
cruell_prince
  • WpView
    Reads 88,966
  • WpVote
    Votes 14,328
  • WpPart
    Parts 20
دوکِ دیوانه.. این تمام چیزیه که هری، درباره ی دستِ پادشاه میدونه، اما لویی تاملینسون یک راز بزرگ داره.. دوک اسیر یک نفرینه... نفرینی که سالهاست بر خاندان تاملینسون سایه انداخته... نفرینِ ماهِ کامل.. و گرگ اسیرِ دستِ آهو... اسارت شکارچی در چشم های شکار... آن زمان گرگ دندان هایش ریخته بود، ماه اخمو و ناراضی در دل آسمانِ تیره ترک برداشت... هیچ کس دندان های گرگ را پیدا نکرد از شوق دیدن چشم های آهو‌... دندان هایش را بلعیده بود !!
How to be a criminal (L.S) (Completed) by Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    Reads 151,873
  • WpVote
    Votes 26,329
  • WpPart
    Parts 83
من دوست دخترمو کشتم و الان دارم ازت دزدی یاد می گیرم! Highest rank : #7 in fanfiction وارنینگ : حاوی اندکی معصومیت از دست رفته (سکچوال کانتنت خودتون)
Drowning In Your Breath by louismaboy
louismaboy
  • WpView
    Reads 174,211
  • WpVote
    Votes 30,180
  • WpPart
    Parts 52
راستش را بخواهی عشق، من هنوز هم امیدوارم حتی شاید امیدوارتر از امید هستم که هنوز هم لبخند می‌زنم که هنوز در آغوش می‌گیرم که هنوز وقتی یادت می‌افتم ناخودآگاه دستم می‌رود سمت شماره‌ات می‌نویسم «دلم برایت تنگ شده» گرچه شاید هیچ‌وقت جوابی نرسد شاید امیدوار هستم که هنوز لباس‌هایم نقش گل‌های داوودی دارند که هنوز نزدیک بهار مغازه‌ها را در پی نرگس‌ها می‌گردم تا خانه عطر تو را دهد که هنوز هم پای تو در میان باشد خود را پاک از یاد می‌برم شاید امیدوار هستم که هنوز هم عاشقم. که هنوز به عشق ایمان دارم. که هنوز به یادت می‌افتم.
Formula1 [L.S] by fa3exi
fa3exi
  • WpView
    Reads 1,330
  • WpVote
    Votes 339
  • WpPart
    Parts 8
بذار یک توصیه‌ای بهت بکنم؛ دنبال چیزای عادی در ادمایی که با رانندگی در مسیر مارپیچ جون خودشون رو به خطر می‌ندازن، نباش!
Eros [L.s] by fa3exi
fa3exi
  • WpView
    Reads 4,234
  • WpVote
    Votes 801
  • WpPart
    Parts 10
"به کسی یا چیزی وابسته نشو که نتونی زیر سی ثانیه قیدش رو بزنی."
My husband,My sir[L.S] by 1D2003story
1D2003story
  • WpView
    Reads 406,752
  • WpVote
    Votes 48,395
  • WpPart
    Parts 97
_له کردن قلبی که صاحبشی توی مشتت انقدر راحت بود عزیزکرده ی آلفا؟ Larry BDSM husbands Mpreg ⚠محتوای داستان تجاوز،خشونت فیزیکی،فحاشی و... هست.
No time to die [L.S] | Completed  by meli_notes
meli_notes
  • WpView
    Reads 51,118
  • WpVote
    Votes 12,380
  • WpPart
    Parts 45
[ اخطار❌ این داستان دارای محتوای ترسناک و ماوراء طبیعه است و ممکن است برای همه مناسب نباشد! ] و من، آخرین بازمانده‌ی جدال با مرگ بودم اما فراموش کردم که مرگ قرن هاست که پیروز میدان است. Cover by: @infectedFantasy #1 in Horror #4 in ziam #5 in sad
Las Vegas [L.S] by fa3exi
fa3exi
  • WpView
    Reads 633
  • WpVote
    Votes 176
  • WpPart
    Parts 4
"جایی که لویی بارتندر یک -پاب.بار منطقه‌ی پایین شهر شیکاگو- دانشجوی با استعدادی که به بی استعدادی معروفه. بیشتر خلاق بود تا شبیه یک دانشجوی عادی باشه. یکی از دانشجوهای ترم اخر رشته‌ی کامپیوتر. و هری دانشجوی پزشکیه، تمام سال های عمرش رو با برنامه های دقیق روی دیوار اتاقش زده بود، اون هم از چهارده سالگی اون پیش بینی کننده بود و حالا حالش از این اینده‌ی پیش بینی شده بهم می‌خورد. و حالا می‌خواد زیر بار این زندگی معمولی خارج بشه اما؛ چی می‌شه که این دوتا توی یک سفر به لاس وگاس، توی مستی ازدواج می‌کنن؟"
Liberte noire - 20th  by pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Reads 114,563
  • WpVote
    Votes 21,353
  • WpPart
    Parts 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst