وو ییفان، بازیگر و مدل سرشناس، و کیم جونمیون، پزشک پر مشغله، از همون لحظه اولی که تو دوران دبیرستان با هم آشنا شدن از همدیگه متنفر بودن. اما حالا بعد از مرگ صمیمی ترین دوستاشون باید برای نگهداری از بچه هاشون کنار هم باشن.
ییفان اصلا از این قضیه راضی نیست و جونمیون هم فاصله ای با به قتل رسوندن ییفان نداره و مسلما نگهداری از سه تا بچه اصلا کار آسونی نیست!
کیم سوهو نویسنده ی جوون و آینده داری هست که بعد از مرگ برادر دوقلوش توی یه حادثه ی رانندگی دچار افسردگی حاد میشه و تصمیم به خودکشی میگیره اما قبل از اینکار با شخصی آشنا میشه که پیشنهاد میده در ازای کمک بهش، سوهو مدتی رو به عنوان دوست اجتماعی در کنارش باشه
جونمیون برای شروع یه رابطه و عاشق شدن خیلی جوونه، شایدم فقط خودش اینطور تصور میکنه!
ییفان علاقه ای به متعهد بودن نداره، شایدم فقط خودش اینطوری فکر میکنه!
اون دوتا میتونن کنار همدیگه چیزای جدیدی رو پیدا کنن؟
یک داستان آسانِ پیچیده!
یک فریب دادن استادانه و یک فریب خوردن بچگانه!
پلیس مخفی یا جاسوس ماهر؟
جای عشق این وسط خالیست!
کاپل اصلی: کریسهو 🐰🐺
کاپل فرعی: چانبک 🐯🐶 هونهان🐣🦌
زمان آپ: روزهای فرد
________
🍀🍀🍀
+ میخواید چیکار کنم؟ بکشمشون؟ من قاتل نیستم!
-- تو انجامش میدی.... به خاطر اون.
+ چطور ازم میخوای اینکارو انجام بدم!؟
-- بهت گفته بودم قلبت باید سنگ باشه... نگفته بودم؟
_______
⭐⭐⭐
-- اگه بمیری، میکشمت!
+ یادت نره.... دوستت دارم!.... گریه نکن...
-- توروخدا چشمات رو باز کن!
_______
❄️❄️❄️
-- ببخشید شما؟
+ بیون بکهیون... و اصلا هم از دیدار با شما خوشحال نیستم!
-- آه ببخشید که منم چشم دیدنتون رو ندارم...
_______
🌙🌙🌙
-- من خیلی تنهام....
+ ای بابا! پس من آدم نیستم؟ اصلا هروقت حس کردی تنهایی بیا پیش خودم اینقدر اذیت کن و کرم بریز تا حالت خوب بشه! فهمیدی؟ تو باید همیشه بخندی :)
________
♥️♥️♥️
تمرکز این فیک روی اعتماد و خیانت و احساسات بین کاراکترها هست. پس انتظار نداشته باشید فول اسمات بخونید😐😂یکم صبر کنید به اسمات هم میرسیم! مرسی😅
جونمیون و ییفان اسلحه هاشون رو به سمت هم گرفتن؛
در شب ششمین سالگرد ازدواجشون.
*این فیک ترجمه ورژن انگلیسیه و داستان متعلق به من نیست.*
کاپل ها : کریسهو
ژانر : انگست، اکشن، خانم و آقای اسمیت ورژن کریسهو
هشدار ها : اشاره به قتل و خون
خلاصه :
فراموش کردن گذشته دلیل بر تموم شدن همه چیز نیست. گاهی مواقع گذشته رو پاک میکنی و سعی میکنی زندگی جدیدی رو آغاز کنی ولی این گذشته است که دنبال تو میاد و بهت اجازه ی پایان دادن به زندگی قبلی رو نمیده. هر لحظه بهت یادآوری میکنه که تو چه کسی بودی و چه کسی هستی. گاهی هرچقدر هم که سعی کنی خلافش رو ثابت کنی، گذشتهات روی آیندهات تاثیر میذاره.
ژانر:
اکشن... اسمات... رمنس... اندکی معمایی
کاپل اصلی:
کریسهو... ییژان
کاپل فرعی:
هونهان... چانبک
زمان آپ:
هر پنجشنبه... ساعت مشخص ندارد.
_______
🔔🔔🔔
+ دوسش نداری؟
-- دارم.
+ پس چرا دیگه براش نمیجنگی؟
-- راستش، چندوقتی میشه فهمیدم فقط دوست داشتن من کافی نیست!