Fucking awesome 🥀⛓
6 قصص
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,315,633
  • WpVote
    صوت 303,373
  • WpPart
    فصول 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
End Game (L.S) بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 634,196
  • WpVote
    صوت 88,775
  • WpPart
    فصول 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Sin (persian translation) بقلم larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    مقروء 368,160
  • WpVote
    صوت 51,836
  • WpPart
    فصول 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
EMPTY NOTE بقلم AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    مقروء 31,541
  • WpVote
    صوت 6,177
  • WpPart
    فصول 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
Birds in Gilded Cages(larry)(persian) بقلم niallssm
niallssm
  • WpView
    مقروء 127,073
  • WpVote
    صوت 9,444
  • WpPart
    فصول 25
در لندن هتلی وجود داره که زنها و مردهای زیبا مثل پرنده های تو قفس،ازشون نگه داری میشه و زندانی ها ی اون مکان ملزمن عمیق ترین و تاریک ترین خواسته های شما رو براورده کنن.......
Sea's whisper [L.S | Z.M] بقلم Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    مقروء 196,808
  • WpVote
    صوت 44,534
  • WpPart
    فصول 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»