Buny_jeonkook's Reading List
7 stories
Unexpected | Vminkook (persian translation ) by minimal_Kimik_
minimal_Kimik_
  • WpView
    Reads 49,580
  • WpVote
    Votes 6,011
  • WpPart
    Parts 19
تهیونگ برای روز اول دانشگاه خیلی ذوق داشت و از اینکه قرار بود تو خوابگاه زندگی کنه خیالش راحت بود و توقع داشت یه هم اتاقی خوب داشته باشه اما به نظر میرسه باید منتظر "هم اتاقی های خوب "باشه ...
Love in Malta💜🌴 by mojdeh7_7
mojdeh7_7
  • WpView
    Reads 78,173
  • WpVote
    Votes 8,757
  • WpPart
    Parts 18
Genre: Romance/smut/fun [کامل شد] Author: mojdeh.6_6 couple: vkook♡ page:.17 سلام گایز این اولین بوک منه امیدوارم خوشتون بیاد💋 اع یه توضیح راجب داستان بدم. یجورایی ترسناک چون من با واقعیت یکیش کردم یجورایی وقتی میخونی انگار واقعیه و اینه که ترسناک 😂😍بعله این جانب یه ویکوک لاور روانی💜사랑해
𝑩𝒆 𝑺𝒆𝒍𝒇𝒊𝒔𝒉 𝑰𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 •< 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 >•  [ 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 ] by vk_vita
vk_vita
  • WpView
    Reads 393,918
  • WpVote
    Votes 45,192
  • WpPart
    Parts 60
Be Selfish In Love •< Vkook >• [ Completed ] -تو دستمو گرفتی تو نجاتم دادی.. صادقانه دوستم داشتی و بهم محبت کردی و عشق دادی و من نمیدونم چجوری باید محبت هات رو جبران کنم.. چجوری باید تمام خوبی هات رو بهت برگردونم... -ʙʏ ᴍᴇ & @Moonlike_Rmy🍃🌙 -ᴛᴇʟᴇɢʀᴀᴍ ᴄʜ ᴜᴘ: ᴠ_ᴋᴏᴏᴋɪ _ @v_kookific🍃 -Cᴏᴠᴇʀ ʙʏ: @CallMeHistoria 💜 Start: 05/04/2019 End : 14/08/2019 #1 taekook #1 vkook #1 johnny #1 farsi #1 nct #1 gidle #1 بنگتن #1 تهکوک #1 جونگکوک #1 تهیونگ
Wrong number my dude 🔞~( persian translate ) ~🔞 by pari_bunny
pari_bunny
  • WpView
    Reads 190,862
  • WpVote
    Votes 28,318
  • WpPart
    Parts 36
جی کی : فکر کنم همین حالا اومدم ته : وات د فاک ترجمه ی فارسی شماره ی اشتباه داداش من @drinktaewithkookies Thank you for writing this great ff❤❤ 🔞🔞🔞
Excuse Me, Misunderstood! by ex_blackmoon
ex_blackmoon
  • WpView
    Reads 135,364
  • WpVote
    Votes 18,319
  • WpPart
    Parts 43
ببخشید... سوتفاهم شده!
On My Way by ex_blackmoon
ex_blackmoon
  • WpView
    Reads 164,419
  • WpVote
    Votes 24,091
  • WpPart
    Parts 56
_ چرا اینجوری شدی؟ + این چیزا رو دوست نداشتم... سر راهم قرار گرفتن!
Last Keeper + Season 3 updating 🔰 by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 91,015
  • WpVote
    Votes 18,405
  • WpPart
    Parts 109
خونه رو ترک کردم. تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد. بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم. از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک