نفس هام رو به تو میبخشم...
اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری.
محتوای این داستان شامل:
توصیفات غمانگیز/
سلفهارم/
اقدام به خودکشی/
و... میباشد.
11نوامبر2018
مسیری بود ، مسیری ک ممکنه بیشترشو پشت سر گذاشته باشد اما باز بسیاری از خاطرات مبهم بودن.......
سیگار دستش کم کم داشت جای اطرافیانو براش پر میکرد
حرف میزد !
شاید همه اینا فقط ی خیال کودکانس ن بیشتر
دیگ هیچ چیز جز خیالات بچگانه ارزش فک کردن براشو نداشت
(گاهی وقتا میزنه سرم ک همشونو رها کنم رها کنمو مث ادمای دیگه زندگی کنم
اما رها کنم؟
چرا ؟
و بعد دوباره میگم ممکنه خیالاتم خیلی دردناک باشه اما با این همه از این دنیایی ک توش زندگی میکنیم خیلی بهتره)
بعضی وقت ها بهتر است ک تو رویا هایمان زندگی کنیم اما اون دیگ بخشی از رویا هاش شدع بود و ...
گایز این فن فیک در واقع بر اثاث واقعیت هستش و اینکه خیلی خوشحال میشم کامنت بزارید و نظرتونو دربارش بگید
"یکم صبر داشته باش، همهچیز تغییر میکنه..."
"همهچیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..."
"پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..."
پابلیش مجدد کتاب کامل شدهی change my mind.
نوشته شده در اول فوریهی 2018.
پایان، پنجم سپتامبر2018.
Larry+ziam
از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه!
___________________________________
💚💙👬 👬💛❤
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن...
یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!!
عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم...
.
.
.
بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1