One direction
33 story
Decode // H.S (Persian Translation) بقلم loveonedirectioniran
loveonedirectioniran
  • WpView
    مقروء 15,789
  • WpVote
    صوت 1,601
  • WpPart
    أجزاء 40
تو نمیتونی افکار منو رمز گشایی کنی Written by @alltimenutella Translated by #phateme #S.T #completed
Just a little bit of your heart [Z.S] بقلم Yas_stylik
Yas_stylik
  • WpView
    مقروء 14,539
  • WpVote
    صوت 2,210
  • WpPart
    أجزاء 26
(Persian Translation) زین مالیك یه راك استار خیلی مشهوره. اون صدای یه فرشته رو داره که هر آدمی براش ضعف میکنه.زندگیش از وقتی که رویاشو داشته عالی بوده--رویای به اشتراک گذاشتن اشتیاقش برای موسیقی. هری استایلز صاحب و نانوای معروف نانوایی Dare Sweet توی محله‌س.هری با خواهر بزرگترش جما که داره حقوق میخونه، زندگی ساده ای داره.زندگی هری بی نقصه ولی یکم پیچیده میشه وقتی با زین مالیك آشنا میشه. زین و هری خیلی غیرمنتظره باهم آشنا میشن و خیلی غیرمنتظره عاشق هم میشن.حالا چه اتفاقی قراره بیوفته وقتی که زین نمیتونه علاقش به هری رو با دنیا به اشتراک بزاره، چون اون به عنوان گی کام اوت نکرده؟
Zero point | zarry stylik | بقلم zarryfav
zarryfav
  • WpView
    مقروء 6,685
  • WpVote
    صوت 1,338
  • WpPart
    أجزاء 17
نقطه ی صفر.. نقطه ی شروع ما...!
+16 أكثر
A Little Bit Of You ~HS~ بقلم Mahboobeh_H
Mahboobeh_H
  • WpView
    مقروء 6,832
  • WpVote
    صوت 1,180
  • WpPart
    أجزاء 25
بگفتا گر خرامی در سرایش؟ / بگفت اندازم این سر زیر پایش! بگفتا گر بخواهد هرچه داری؟ / بگفت این از خدا خواهم به زاری! بگفتا گر به سر یابیش خشنود؟ / بگفت از گردن این وام افکنم زود! بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟ / بگفت آنگه که باشم خفته در خاک! ~~~~~ فنفیک: استریت از هری استایلز ژانر: تاریخی قطعا کلیشه: اما بدون هیچ اتفاق کلیشه ای! به قلم سوییت هارت: راوی یه تراژدی عاشقانه ی غمگین In 2021...
+14 أكثر
Maple Tree [ H.S au ] بقلم callmefluctus
callmefluctus
  • WpView
    مقروء 5,658
  • WpVote
    صوت 1,413
  • WpPart
    أجزاء 52
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد من با نخستین نگاه تو آغاز شدم... #احمدشاملو
Daddy issues || h.s بقلم harryshickey
harryshickey
  • WpView
    مقروء 4,752,831
  • WpVote
    صوت 133,823
  • WpPart
    أجزاء 55
If you were to mention her name in a locker room, or in a girls bathroom, you would always get the same look and smirk sent in your direction. Because she was an urban legend. Someone people told their younger siblings about when they wanted to brag about how awesome it was to be a teenager. The details and the ending would always change, but the conclusion to the story was always that; "that girl had some serious daddy issues." (Art on cover credited to http://athousandclouds.tumblr.com/)
Half-Blood بقلم atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    مقروء 119,187
  • WpVote
    صوت 29,626
  • WpPart
    أجزاء 162
«دورگه» پایبند اقوام و اماکن نشو. انسان باش. بدون مرز! A Louis Tomlinson Fanfiction highest ranking: #4 in fanfiction
The Empire of Nought بقلم atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    مقروء 33,935
  • WpVote
    صوت 5,806
  • WpPart
    أجزاء 55
«امپراتوریِ هیچ» -«تو فکر کردی کی هستی بدبخت؟ یه قهرمان؟ قهرمان‌ها یا پا به توپ دارن، یا دست به میکروفون یا چشم به دوربین! قهرمان‌هایی از جنس تو هیچی نیستن! تو تبدیل می‌شی به نیم خط توی کتاب تاریخ دبستان!» -«برام مهم نیست کسی اسمم رو به خاطر نیاره. همین که بدونم یه قطره از یه دریا بودم نه یه مرداب، برام بسه...» A Harry Styles Fanfiction
Stupids بقلم atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    مقروء 117,593
  • WpVote
    صوت 16,764
  • WpPart
    أجزاء 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction
Freedom of Sin بقلم atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    مقروء 72,656
  • WpVote
    صوت 11,503
  • WpPart
    أجزاء 51
«آزادی گناه» من یک انسان آزادم! من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم... از مخالفانم بهره‌کشی کنم... هر کس سر راهم بایسته رو بکشم... اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم... چون من یک انسان آزادم! A Harry Styles Fanfiction