بکهیون تازه فارغ التحصیل شده و دنبال یه شغل میگرده و وقتی یک مدیر عامل جذاب بهش پیشنهاد کاری میده در قبول کردنش تردید نمیکنه.
با اینکه این شغل با شرایط عجیب و غریبی همراهه...
🗝🗝🗝
ژانر:فلاف/رومنس
کاپل:چانبک/کایسو
نویسنده:kkeumgi
مترجم:تیم ترجمه pny
ادیتور:avina
پوستر:RT
مرگ یک ستاره🍃🌠
رمنس💕علمی🗯تخیلی🌟
شیوچن💜کایسو❤هونهان💙
به قلم : آرتی🌿
[ قبلا یه جا خونده بودم که مرگ ستاره ها با یه انفجار بزرگ اتفاق می افته...و الان که دارم بهش فکر میکنم، توی زندگی من اون یه ستاره بود...! ]
🖇Stars are just like us...They shine as bright as they're sad🍁
✞ وانشات : کاربر Ani96
✞ ژانر : ترسناک ، رازآلود ، خشن
✞ خلاصه :
- بکهیون یک پسر منزویه که ترجیح میده با آیدی Ani96 با کاربر های مختلف چت روم صحبت کنه.
این بار توی چت روم دوست جدیدی به اسم چانیول پیدا میکنه و اسکایپ برقرار میکنن.
اما صبر کن...
چرا چانیول به جای صفحه لپ تاپ بک ، توی حیاط خونه اشه؟!
✞ پایان : 2020.5.19
✞ وانشات : آسانسور 666
✞ ژانر : ترسناک (محدود) ، رازآلود
✞ خلاصه :
- پسر مورد علاقه چان ، بکهیون دانش آموز کلاس B ، به طرز مرموزی مفقود میشه.
هیچکس خبری از بکهیون نمیتونه پیدا کنه تا اینکه چان یادداشتی از یک آدرس با دست خط عجیب از دفترچه خاطرات قدیمی بکهیون پیدا میکنه. "برج نیمه کاره خیابون گانگنام - پلاک ۶۶۶ - بیون بکهیون"
● بازی ساخته شده کشور ژاپن و کره جنوبی ●
● هشدار! اگر فوبیای آسانسور دارید توصیه نمیکنم! ●
✞پایان : 2020.7.23
✿ وضعیت : پایان یافته✔
✿ ژانر : رومنس ، فانتزی ، انگست
✿ کاپل اصلی : چانبک
✿ خلاصه :
- چان برای ادامه تحصیل به روسیه میره و درست در شب کریسمس ، هدیه ای عجیب میگیره.. یه کاپوچینو با آرم عجیبی که بهش وصله..
کاپوچینویی که به محض خوردنش ، پسری با موهای بلوند مقابلش ظاهر میشه.. آیا همه این ها واقعا یه توهم بودند؟
✿ پایان : 2020.5.30
[Completed]
بکی: هی جونمیون کدوم گوری هستی من برای دو ساعته که وایسادم. گوشیتو جواب بده عوضی.
010-3628-8292: اوممم دفعه پیش که چک کردم اسم من جونمیون نبود ولی میتونی دکش کنی و بیایی با من بگردی ;)
وقتی که بکهیون آبروی خودشو با تکست دادن به یه غریبه میبره، و در همون زمان عاشق اون غریبه با اینکه تاحالا ندیدتش میشه.
پیج نویسنده:@blushyjisung
مترجم:@kimi-RP
🗽 کامل شده🎠
بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن.
ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن
بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند...
ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .