ininazttt's Reading List
17 story
Him & I [L.S] на bhr_abl
bhr_abl
  • WpView
    Прочтений 15,062
  • WpVote
    Голосов 4,172
  • WpPart
    Частей 59
[complete] از تلاش برای برگردوندن پسر، دست برداشته بود. اون فقط وقتی خودش میخواست، برمیگشت؛ تو خواب ها و رویا ها و آشنا پنداری های در هم شکسته. مثلا وقتی لویی به سمت محل کارش رانندگی میکرد، یهو چشمش می‌افتاد به پسری قد بلند با مو های فرفری که کنار خیابان ایستاده. برای لحظه ای نفس گیر، میتونست قسم بخوره که خودِ خودشه. بعد متوجه میشد که موهای این پسر بیشتر قرمزه تا شکلاتی... و سیگاری روشن کرده.. و تازه تیشرت سکس پیستولز رو هم پوشیده. هری از سکس پیستولز متنفر بود. هری... پشت سرش بود،تا لحظه ای که سرش رو برمیگردوند. کنارش دراز کشیده بود، تا لحظه ای که از خواب بیدار میشد. باعث میشد دیگران خسته کننده تر و بی روح تر به نظر برسن و هیچ کس به اندازه کافی، خوب نباشه. هری همه چیز رو خراب میکرد. هری رفته بود. و لویی از برگردوندنش دست برداشته بود
Ivy [Z.M] на araset4
araset4
  • WpView
    Прочтений 12,382
  • WpVote
    Голосов 2,279
  • WpPart
    Частей 21
قلب من بهت گره خورده مثل پیچک که به شاخه های انگور:)
Mr taster  [Larry.Stylinson]  на kimo_blue
kimo_blue
  • WpView
    Прочтений 55,305
  • WpVote
    Голосов 12,200
  • WpPart
    Частей 23
[{کامل شده}] برای این که تو مسابقه بزرگ آشپزی ایتالیا شرکت کنی نیاز داری یه سر آشپز موفق تمام فوت و فن پاستا پختن رو بهت یاد بده و چه سر آشپزی میتونه بهتر از لویی تو یک ماه از هری یه ستاره برای آشپزی ایتالیا بسازه؟؟ Lou, top Happy ending °°^^{Cover by notoriouse} °°^^ تاریخ شروع : 22 اسفند هزار و سیصد و نود و نه. 1 #boyxboy 1 #harry
Anxiolytic [L.S] на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 172,515
  • WpVote
    Голосов 33,426
  • WpPart
    Частей 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
Hotline Launder(Persian Translation) на DepthOfBookshelf
DepthOfBookshelf
  • WpView
    Прочтений 30,511
  • WpVote
    Голосов 7,724
  • WpPart
    Частей 41
"خشکشویی کوییک کلین! وقتی چیزی کثیف باشه ما تمیزش میکنیم، ملیسا صحبت میکنه." "اه..." "سلام؟.." "من از یه دختر کیوت شماره تلفنش رو خواستم و این چیزیه که اون به من داده." #1 in short story Book 1 From Texts And Calls Series Original Story By: @taledust
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) на PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Прочтений 139,050
  • WpVote
    Голосов 30,067
  • WpPart
    Частей 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
Angel [L.S] на stillunknowwn
stillunknowwn
  • WpView
    Прочтений 87,979
  • WpVote
    Голосов 17,806
  • WpPart
    Частей 64
[Completed] *Under edit* هری به خاطر دوست صمیمیش و تصمیم‌های غلط اون وارد ماجرایی می‌شه که باید از تنها دارایی به جا مونده ازش مراقبت کنه. اما ورق‌ها تک‌تک برمی‌گردن و می‌فهمه واقعیت هیچوقت اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کرده. وقتی تنها چیزی که حس می‌شه درده، چه می‌شه که یک نفر مرهم باشه؟ پی‌نوشت: در این کتاب تمرکزی روی تاپ یا باتمی کاراکتر‌ها نبوده. [Larry Stylinson Fanfiction] Written by: unknown. Start: 18.sep.2019 The end: 16.may.2021
+ еще 12
A planet called Harry на shix_writes
shix_writes
  • WpView
    Прочтений 38,827
  • WpVote
    Голосов 5,740
  • WpPart
    Частей 25
هری رفت و هیچ سیاره ای به نام هری نشد... Copyright © shix, 2016
words на pnarges
pnarges
  • WpView
    Прочтений 32,375
  • WpVote
    Голосов 6,384
  • WpPart
    Частей 20
تا ابد که نمی تونی فرار کنی .. می تونی؟