My favs
24 stories
MUST BE SUNNY [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 255,200
  • WpVote
    Votes 26,066
  • WpPart
    Parts 47
-Completed _وات د فاک کیم؟! _م-من... _باید میدونستم که خریدنت اسونه. بالاخره تو یه کیمی. _اگر فکر کردی نظرت در مورد فقیر بودن من برام مهمه سخت اشتباه کردی. من چیزی بهت مدیون نیستم جونگکوک شی. _امروز خیلی پر حرف شدی اینطور نیست؟ حیفه واقعا. صورتت برای داغون شدن زیادی خوشگله. - - سرگرمی کیم تهیونگ اینه که اون بچه پولدارارو دید بزنه. حالا اون بچه پولدارا کیان؟ جئون جونگکوک و دوست دختر فوقالعادش جولیا... یه روز جونگکوک و دوست دخترش باهم شرط میبندن. کسی که شرطو ببره یه نفرو برای تریسام میاره! حالا چشمای جولیا کیو گرفته؟ گارسون فقیر و خوشگل کیم تهیونگ! با کنار رفتن جولیا همه چیز بین جونگکوک و تهیونگ پیچیده میشه! ✼ •• ┈┈┈┈๑⋅⋯ ୨˚୧ ⋯⋅๑┈┈┈┈ •• ✼ Couple: KookV Genre: Drama/Angst/Smut/Romance Writer: AlainaMill Translator: Yasi Up: Fridays Start: 1400/07/05 End: 1401/04/24
RiRi's Darkroom (آموزش ساخت کاور) by Rihannahagreste
Rihannahagreste
  • WpView
    Reads 265
  • WpVote
    Votes 19
  • WpPart
    Parts 8
Let's talk about کاور ها
+20 more
Behind the Fiction by Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    Reads 260
  • WpVote
    Votes 44
  • WpPart
    Parts 8
پشت صحنه فیکشن ها چیه؟ دنیای واقعی. دنیای واقعی چیه؟ جایی که توش رابطه با آدمای رد‌فلگ، متجاوز، پدوفیل و... قرار نیست براتون یک دنیای خوش و خرم و رنگین کمونی بسازه. اینجا قرار نیست جلوی نوشته شدن فیکشن ها یا خوندنشون رو بگیریم، قراره یاد بگیریم هرچیزی که توی اونها نوشته میشه درست نیست و باید توی زندگی واقعی مراقب رو به رو شدن با همچین چیز هایی باشیم.
Call me chef  by Eriennedream
Eriennedream
  • WpView
    Reads 11,768
  • WpVote
    Votes 1,490
  • WpPart
    Parts 59
دنیایی که جونگکوک واردش شده بود، فرسنگ‌ها با چیزی که بهش عادت داشت، فرق داشت. باید بین واقعیت تلخ و له‌کننده‌ی کنار گذاشتن رستوران‌های ستاره‌دار میشلن و کار توی آشپزخونه‌ی کوچیک و درب‌ و داغون برادر مرحومش یکی رو انتخاب می‌کرد. ولی وقتی تهیونگ جوون و کله‌شق به عنوان دستیار سرآشپز وارد آشپزخونه‌اش شد و همه‌چیز رو بهم ریخت، فهمید که اونقدر‌‌ها هم که فکر می‌کرد، سرآشپز خوبی نیست.
Broken Repair  (L.S) by fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    Reads 29,723
  • WpVote
    Votes 4,590
  • WpPart
    Parts 25
لویی به همراه دوستش مایکل تو لندن زندگی میکنه. اون خودشه، و خودش کاملا پرسروصدا و پر هیجان ، پررو و بامزس... و به این اشاره کردم که اون گی ه؟ یه عالمه تتو داره و زیاد فحش میده. لویی بخاطر یه رابطه ای که خیلی بد تموم شده، با مشکلاتش سر و کله میزنه. ولی چه اتفاقی میوفته وقتی مایکل با پسرای وان‌دایرکشن دوست میشه، و اونارو به آپارتمانشون میاره؟ Persian Translation The original story belongs to @pretzelsncake
amusement park (L.s) by 1D_larry_ziam
1D_larry_ziam
  • WpView
    Reads 7,774
  • WpVote
    Votes 949
  • WpPart
    Parts 20
تقدیر بد راهی رو برای اشنایی دو فرد انتخاب‌ کرد انتقامی سرد . پازلی که یک قطعه ش گم شده تیر و گوله و خون . همه ی اینا دلیل نفرت دو شخصیت متضادن یکی برای زنده موندن دست و پا میزنه دیگری برای مرگ . و بین همه ی تضاد ها فقط یه نقطه ی مشترک به چشم می خوره .
𝐑 𝐎 𝐓 𝐓 𝐄 𝐍. by louizit91
louizit91
  • WpView
    Reads 3,254
  • WpVote
    Votes 761
  • WpPart
    Parts 16
[ˈrätn] adjective - rotten : suffering from decay "میخوای... منو ببوسی." همونطور که انتظار داشت، زین عقب نکشید. شوکه نشد. دستپاچه نشد. فقط خندید و لویی رو به سمت دیوار پشت سرش هل داد و... یک ثانیه بعد، لویی، دومین مردی که انقدر بهش نزدیک شده بود رو، داشت می بوسید.
LURE ✦L.S✦ by CoralineJs
CoralineJs
  • WpView
    Reads 59,544
  • WpVote
    Votes 13,058
  • WpPart
    Parts 48
|Persian Translation| Completed ✓ هری استایلز مدیر یه استریپ کلاب خیلی مشهوری به اسم لور هست و به یه استریپر جدید نیاز داره. وقتی یه پسر فوق العاده‌ای که موهای قهوه‌ای رنگ داره رو تو یه مغازه میبینه و می‌شنوه که به پول نیاز داره و خیلی سریع باید جورش بکنه، تو پیشنهاد دادن بهش تردید نمیکنه. آیا اون پسر شغل رو قبول میکنه یا نیازش به پول اون رو مجبور به قبول این کار میکنه؟ Writer:@highlikeharry
WONDERLAND [L.S] by lemon_berryy
lemon_berryy
  • WpView
    Reads 2,836
  • WpVote
    Votes 702
  • WpPart
    Parts 9
ترسیده بود ، قلبش دیوانه وار به سینه اش میکوبید. در حالی که غرق در فضای تاریک و غریب اطرافش شده بود، ارام ارام سرما تن لطیفش رو نوازش کرد و به اعماق استخوان هایش رخنه کرد ، بزاق دهانش رو قورت داد و با احتیاط قدم برداشت و سعی کرد به دنبال شعله های روشن امید، در میان دنیای تاریکی که زندگی اش را در بر گرفته بود بگردد. او کجا بود؟ نمیدانست.... Published : April 24 Written by✒: callmeswiftie_ , coralineJs