- فقط خواستم بهت ثابت کنم، من توی رابطمون عاشق ترم!
و تو ترسوتر
-----------------------------------
+ جونگکوووووک
صدای جیغ های آزاردهنده ی تهیونگ وقتی که روی سکوی وسط سالن، برای اجرای مراسمِ فرقه، بسته شده بود، به گوشمون چنگ مینداخت!
+کمکککککک
و جونگکوک، که صورتشو پشت نقاب مخفی کرده بود، تا کسی اشک هایی که برای اون پسر میریزه رو نبینه!
پشتِ صحنه ی دنیای پر زرق و برق کمپانی مدلینگی که تهیونگ، برای تست دادن به اونجا میره، تیره و تار تر از چیزیه که فکر میکنه!
تهیونگ پسر جوانی که به خاطر علاقه ی شدید و البته صورت زیباش، قدم هاشو سمت مدل شدن برمیداره اما با طنابِ پوسیده ی عشق، واردِ چاه فرقه ی خطرناکی به اسم حلقه میشه...
-----------------------------------
کاپل: کوکوی، سُپ
ژانر: درام، رومنس، معمایی
داستان درباره ی دنیاییه ک توش هایبرید ها(دو رگه ی حیوان و انسان) توش ب عنوان ی نژاد دسته پایین زندگی میکنن که ادم ها ازشون معمولا به عنوان خدمتکار و یه موجود بی ارزش استفاده میکنن
حالا چی میشه که تهیونگ داستان ما یه بانی کیوت پیدا کنه که قلب و احساساتشو کم کم زیر و رو کنه؟
ژانر:رومنس ؛زندگی روزانه؛اسمات؛گاهی کمدی؛تخیلی(بخاطر وجود هایبرید)
میدونم ک توضیح دادنم اصلا خوب نیس T-T
امیدوارم خوشتون بیاد💙💙💙
_هم اتاقی اجباری_
.
.
_فردا یه جلسه توی سالن اجتماعات هست، برای اردوی تمرینی.
گنگ بهش خیره شدیم که جیمین صداش در اومد.
_ولی ما که برنامه ریزیش رو.......
نزاشت جیمین حرفشو ادامه بده
_قراره تیم فوتبالم بیاد.
تیم فوتبال؟؟امکان نداره.....نه بازم اون لعنتی.همه با فهمیدن اینکه تیم فوتبال قراره بیاد به من خیره شدن. دلیلش مشخص بود ،تنفر من از کاپیتان تیمشون ،جئون جونگ کوک.
ژانر°:کمدی، ورزشی، رومنس، مقداری اسمات، زندگی مدرسه ای
( آپ :دوشنبه و پنجشنبه)
#6comedy
Book cover : @writter_in_purple
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن.
سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد .
اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست !
اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود .
انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت .
فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند .
تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود .
تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود .
-----
#Mine Wrriten By @softieparadise
Translated By #beth
-----
: متعــلق به من | نوشته شده توسط
@softieparadise
#Beth ترجمه از
...Complete...
▪︎مقدمه:
بابا لنگ دراز عزیز...
تمام دل خوشی دنیای من این است که ندانی و دوستت بدارم!
وقتی میفهمی و میرانیام چیزی درون دلم فرو میریزد....چیزی شبیه غرور!
بابا لنگ دراز عزیزم گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم!
بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند.
نمیگذارم...نمیخواهم!
بابا لنگ دراز من همین که هستی دوستت دارم...
حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم...!
•کاپل اصلی:تهکوک
•کاپل فرعی:یونمین،نامجین
•ژانر:فلاف،درام،انگست،اسمات
•تعداد قسمت ها:40
•زمان آپ:کامل شده
¤نکته:
-این بوک 60 درصدش نامه های کوک به بابا لنگ دراز هست و بقیه ی 40 درصد به صورت داستانی بیان میشه.
-داستان بابالنگ دراز ورژن تهکوک هست با تغییر.
Start
1399/5/9
2020/7/30
End
1399/7/18
2020/10/9