lloceanbloomll's Reading List
162 historias
isolation (persian translation) por Mary5661013
Mary5661013
  • WpView
    LECTURAS 18,793
  • WpVote
    Votos 1,513
  • WpPart
    Partes 41
هری و رون برای پیدا کردن هورکراس ها میرن و هرماینی برای کمک به پروفسور مک گوناگل توی هاگوارتز میمونه تا به محفل کمک کنه و هاگوارتز رو به یه جای امن تبدیل کنه اسنیپ برای حفاظت از جون خودش دریکو رو مجبور به موندن توی هاگوارتز میکنه ولی دریکو نمیتونه اتاقی رو که بهش داده شده ترک کنه ... این اتاق ، داخل خوابگاه گرنجره هرماینی تنها دانش آموز قابل اعتمادیه که میشه برای این موضوه روش حساب کرد ... پس اون و مالفوی یه خوابگاه کوچیک رو با هم شریک میشن دراکو تلاش میکنه دیوونه شدنی که ناشی از حبس شدن توی اتاقه رو نادیده بگیره در حالی که با یه خون لجنی هم اتاقیه ...
Unwanted Killer | Jeon Jungkook por kimellarmy
kimellarmy
  • WpView
    LECTURAS 124,245
  • WpVote
    Votos 8,565
  • WpPart
    Partes 32
-″اجازه نمیدم خودتو ازم دور کنی″ ″اگه من بخوام ازت دور بمونم چی؟″ -″اونوقت هیولایی میشم که ازش متنفر شی″🥀💛 Couple: Jungkook x Girl Genre: Angst, Romance, Psychology, Smut
Hell but beautiful {Dramione} ⁺¹⁸ por Dreamer066
Dreamer066
  • WpView
    LECTURAS 196,384
  • WpVote
    Votos 15,934
  • WpPart
    Partes 115
عشق بین پرنس اسلیترین و باهوش ترین دختر گریفیندوری ... گاهی آنقدر نگاهت را روی زمین نگه میداری که متوجه نمیشوی ، به دروازه های جهنم رسیدی ... حتی وقتی گرمای شعله های اتش را احساس میکنی نیز متوجه نمیشوی ، حتی وقتی بوی دود را میشنوی ... حتی وقتی خوده شیطان به استقبالت می‌آید . " مگه میشه جهنم هم برات قشنگ باشه ؟ " " همجا با تو برام قشنگه , حتی اگه اونجا جهنم باشه . " داستانی از تضاد تاریکی و روشنی ... از نفرت هایی که به عشق تبدیل شدند ... از ماجرا هایی دردناک ، شیرین و حیرت انگیز ... داستانی پر از معجزه ، درک ، امید و بخشش ♥︎ این همان جهنمی است که میسوزاند ، ذوب میکند ، میکشاند اما همچنان زیبا است . 《 ⁺¹⁸ Hell but beautiful 》 ♡ Draco + Hermione‌ ♡ genre : " Romantic ، adventure ، Harry Potter ، +18 ..." ❌ تکمیل شده ❌
𝖫𝗂𝗆𝖻𝗈 | JJK. por Kim_nora85
Kim_nora85
  • WpView
    LECTURAS 6,490
  • WpVote
    Votos 985
  • WpPart
    Partes 43
همه چیز وجود داره؛ باید باور داشته باشی سرنوشت تنهات نمیزاره...تنفر درمانت نمیکنه شجاع باش. یک روز قهرمان داستان خودت میشی 𝖶𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 : 𝖭𝗈𝗋𝖺 Jk×girl Jin×girl Teahyung×girl Session 1 ( completed ) ✔ Session 2 ( completed ) ✔ Session 3 (updating.....)
The Front Door Neighbor| JJK por jeonaynaz
jeonaynaz
  • WpView
    LECTURAS 11,886
  • WpVote
    Votos 1,052
  • WpPart
    Partes 23
Name: The front door neighbor اسم: همسایه روبرویی خلاصه: هسا دختری که می خواد به ارزو هاش برسه. ولی یه مشکلاتی داره. تو این راه سختی های زیادی منتظرشه ولی آیا تو این راه تنهاست؟.... ژانر : رومنس ،فلاف ،کمدی ،دختر پسری رایتر ها: آنیا ، ایوی (tinaz) روزهای اپ: نامعلوم Cover by: @DrLoucas
+13 más
𝓑𝓵𝓪𝓬𝓴 𝓡𝓸𝓼𝓮 | رز سیاه por Purple_Heart_Writter
Purple_Heart_Writter
  • WpView
    LECTURAS 2,055
  • WpVote
    Votos 198
  • WpPart
    Partes 17
- یه روزخوب برای یکی و یه روز بد برای یکی دیگه، مسیر زندگی کس دیگه‌ای رو عوض می کنه. +بهش می گن دست سرنوشت نه؟ لبخند تلخی زد -به گمونم ژانر: مافیایی/ رمنس/ استریت
Don't Far Away | Complete  por MKookie3
MKookie3
  • WpView
    LECTURAS 18,467
  • WpVote
    Votos 1,159
  • WpPart
    Partes 29
گاهی تو زندگی مجبوری تصميمایی بگیری که به نفع همه باشه.. من عاشقت بودم اما نمیتونستم نابود شدنت رو ببینمو بی تفاوت بگذرم! 🎖 1.#GirlXBoy 🎖 1. #JK 🎖 2. #Hate
爱𝖱𝖾𝖽𝖨𝗇𝗄 por pinkdragonarea
pinkdragonarea
  • WpView
    LECTURAS 16,268
  • WpVote
    Votos 2,177
  • WpPart
    Partes 27
بعضی وقت ها دروغ امن تر از حقیقته.. - جوهر قرمز '𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐚 𝐦𝐨𝐧𝐬𝐭𝐞𝐫 𝐜𝐚𝐧 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐫𝐨𝐲 𝐚 𝐦𝐨𝐧𝐬𝐭𝐞𝐫' 𝖂𝖗𝖎𝖙𝖊𝖗 : 𝖕𝖎𝖓𝖐𝖉𝖗𝖆𝖌𝖔𝖓 language:𝐏𝐞𝐫𝐬𝐢𝐚𝐧 sexual orientation:𝐒𝐭𝐫𝐚𝐢𝐠𝐡𝐭 please share it to your friends" Ranking: #15 love 24 august #1 jennie 5 september #1 blood 25 august #1 jisoo 5 september #1 boyxgirl 25 august #5 blackpink 25 august #1 mafia 25 august #64 bts 14 october وضعیت:در حال آپ زمان آپ: نامشخص
HE SHOULD DIE࿐ por FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    LECTURAS 30,034
  • WpVote
    Votos 4,195
  • WpPart
    Partes 39
جنی درست همون قسمتی که گفت لمس نکنه رو با سر انگشت هاش لمس کرد. به ثانیه نکشید نفس کشیدنش تغییر کرد، قفسه سینه‌اش بالا و پایین می‌شد و تند تند نفس می‌کشید... چشم‌هاش رو روی هم گذاشت و لب تر کرد: -چرا اینکار رو می‌کنی؟ به قدری محکم لبه های وان رو نگه داشته بود که رگ های دستش برجسته شدن و سر انگشت هاش به سفید تغییر رنگ دادن... جنی با نگرانی، ازش فاصله گرفت و صورتش رو بین دست هاش گرفت: -حالت خوبه!؟ وقتی جنی خواست از جاش بلند بشه، رون پا هاش رو تو چنگش گرفت و محکم نگه داشت: -می‌خوای بدونی با لمس جایی که نباید چی کار کردی؟ جنی با ترس به چشم‌هاش خیره شد. بعد کمی مکث بخاطر حس قدرتی که از ترسی که تو وجود دختر شکل گرفته بود به وجود اومد، ادامه داد: -بیا تا نشونت بدم! ░G░e░n░e░r░☟ M̳y̳s̳t̳e̳r̳y̳ ̳ ̳M̳a̳f̳i̳a̳ ̳S̳m̳u̳t̳ ̳D̳r̳a̳m̳ #full ✷ #𝐹 ✷
ɢᴜᴇꜱꜱ ᴡʜᴏ ɪ ᴀᴍ por FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    LECTURAS 94,492
  • WpVote
    Votos 9,585
  • WpPart
    Partes 50
به آرومی پلک هاش رو از هم فاصله داد. با باز شدن چشم هاش سردرد بدی به سراغش اومد جوری که حس می‌کرد شخصی درحال تیر زدن به سرشه! احتمال می‌داد این سر درد بخاطر اثرات بیهوشی بوده باشه. چند بار پلک زد و سعی کرد اطراف رو ببینه اما به جز تاریکی مطلق چیز دیگه‌ای نبود. با باز شدن در روشنایی کمی به چشم های غرق تاریکی‌اش برخورد کرد و بالاخره موفق شد چیزی به جز تاریکی ببینه. مردی خودش رو وارد تاریکی که اطرافش بود کرد اما همچنان چهره‌اش واضح نبود. ناگهان چراغ های تو اتاق روشن شدن و بخاطر یهویی بودنش، پلک هاش رو روی هم فشرد. کمی بعد دوباره پلک هاش رو از هم باز کرد و بعد از چند بار پلک زدن موفق به دیدن چهره‌ی مرد شد. مردمک های لرزونش روی چهره‌اش ثابت موندن. نمی‌تونست چهره‌ای که مقابلش قراره داره رو درک کنه. احتمال هر چیزی رو می‌داد به جز اینکه اون، شخصی باشه که گیرش انداخته! زیر لب زمزمه‌وار گفت: -تو!؟ همه‌ی این ها زیر سر تو بود؟ من تمام این مدت دنبال تو بودم؟ 𝒃𝒐𝒚×𝒈𝒊𝒓𝒍 ↜ 𝒎𝒂𝒇𝒊𝒂 ⊹ 𝑺𝒎𝒖𝒕 ⋆ 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚⭒ #𝒄𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 / #𝑭𝒖𝒍𝒍 #🄺 𝟏𝟓/𝟏𝟐/𝟐𝟎𝟐𝟎