Worlds I've Read
11 historias
House Of Cards  por Bangtan_trans
Bangtan_trans
  • WpView
    LECTURAS 541,096
  • WpVote
    Votos 47,173
  • WpPart
    Partes 44
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده "قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست." ♤♡◇♧ نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم. 🔞اخطار داستان رو حتما بخونید. VMinKook
Pancake | Kookmin {COMPLETED} por blackstarWrites
blackstarWrites
  • WpView
    LECTURAS 247,812
  • WpVote
    Votos 48,102
  • WpPart
    Partes 49
جیمین دلش می‌خواد از دست جئون جونگ‌کوک داد بزنه چون اون آدم نیست، بلای آسمونیه. چاپ شده توسط نشر مانگاشاپ #1 in fiction { comedy | fluff | smut }
Blinded (Vmin/BTS) Completed por blackstarWrites
blackstarWrites
  • WpView
    LECTURAS 200,677
  • WpVote
    Votos 34,231
  • WpPart
    Partes 80
برف می‌باره و من دوسِت دارم. عاشقانه‌ای لبریز از احساس، آبی و آرام. ● فصل یک : لبخندها ● فصل دو : اشک‌ها ● فصل سه : امید چاپ شده توسط نشر مانگاشاپ Highest ranking : #1 in Fiction #1 in BTS Written by BlackStar داستان در حالِ ویرایش می‌باشد :)))
Black Swan ∥ Vmin [Completed] por Dreamer_cupcake
Dreamer_cupcake
  • WpView
    LECTURAS 17,704
  • WpVote
    Votos 3,231
  • WpPart
    Partes 20
من اون شب به خودم و اون قوی سیاه قول دادم. قسم خوردم، که فرشتمو به همه ی آرزوهاش برسونم. و اون روحشو به من بخشید، بالهاشو به من هدیه کرد، که تا آخر عمر، تا جایی که مرگ مارو از هم جدا کنه، مواظبش باشم. " ∷∷∷∷∷ سر پسر کوچکتر که روی شونه هاش به خوبی جاخوش کرده بود رو آروم بوسید. ماه طلایی از این فاصله خیلی دست یافتنی به نظر میرسید، انگار اگه میپرید و دستهاشو باز میکرد، میتونست به چنگش بیاره و میدونست که بعدش با تمام وجود و عشق اونو به پسر کناریش هدیه میکنه، هرچیزی رو میده تا اون خنده بزرگ شیرینشو دوباره و دوباره ببینه. "امشب ستاره ها خیلی نزدیک مان، بی نهایت درخشان و زیبا، انگار هرکدومشون دارن باهام حرف میزنن، میخوای بدونی دارن چی میگن جیمین؟ " پسر کوچکتر پوست نرم دست بزرگتر رو لمس کرد و انگشت هاشونو بین هم قفل کرد "چی میگن تهیونگ؟ " لبهاشو به گوش پسر چسبوند و زمزمه کرد "دارن میگن باید براش آماده باشیم، دارن میگن بالاخره نوبت ماهم میرسه" .... Cover by: Infectedfantasy Vmin/short story
لیموتُرش|کوکمین|کامل|چاپ‌شده por blackstarWrites
blackstarWrites
  • WpView
    LECTURAS 21,465
  • WpVote
    Votos 5,328
  • WpPart
    Partes 22
و سال‌ها بعد، من و تو دیگه شبیهِ گذشته‌ها نبودیم. سال‌ها بعد ما دو تا غریبه بودیم که انگار چیزای زیادی از هم می‌دونستن اما با این وجود هنوزم غریبه بودن. چاپ شده توسط نشر مانگا شاپ
CarryYou | Nammin | Completed por blackstarWrites
blackstarWrites
  • WpView
    LECTURAS 6,603
  • WpVote
    Votos 1,346
  • WpPart
    Partes 18
پرسیدی: «حواست کجاست جیمین؟» و نشد بگم: «تو، توی لعنتی همه‌شو یه جا برداشتی و هیچی نمونده، هیچی!» A short story for Namjoon and Jimin where they're married and having tough time all because Jimin puts too much effort into being the chracter he plays and ends up losing himself. Happy ending Trust me.
whalien52 por f_skndri
f_skndri
  • WpView
    LECTURAS 48,634
  • WpVote
    Votos 9,124
  • WpPart
    Partes 12
والِ پَنجاه وَ دو هِرتزی "تکمیل شده" _________________________ وال پنجاه و دو هرتزی... تنها ترین وال اقیانوس... پسری که صداش شنیده نشد... __________________________ ژانر: روزمره، درام، روانشناسی کاپل: تهگی #1 - taegi #1 - tragedy #5 - fiction
Mirage por ace_vinchi
ace_vinchi
  • WpView
    LECTURAS 57,882
  • WpVote
    Votos 9,753
  • WpPart
    Partes 152
خلاصه: پارک جیمین وارث یکی از بزرگ ترین شرکت های کره جنوبی با زندانی شدن پدرش، مجبور به جنگ با مادر خوانده ش برای حفظ شرکت میشه. با این حال گذشته همیشه برای شکارش آماده ست و درگیریش با ته هیونگ، باعث صدمه دیدن مغزش و فراموشی و حتی عوض شدن شخصیتش میشه در این بین جین سه یون دادستان پرونده ی پدرش وکالتش رو در دادگاهی که اونو متهم به صدمه زدن به ته هیونگ می کنه، به عهده می گیره؛ دو نفری که تا حد مرگ از هم متنفرن زمان آپ: پنج‌شنبه‌‌ها کاور از: @Emethod
Leica por BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    LECTURAS 64,944
  • WpVote
    Votos 12,266
  • WpPart
    Partes 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢
Paranoia por sunflower_ir
sunflower_ir
  • WpView
    LECTURAS 143,960
  • WpVote
    Votos 14,632
  • WpPart
    Partes 25
حالا دیگه دنبال تو نمی‌گردم. شاید اگر دستم رو دراز کنم بتونم خیالِ بودن با تو تا ابد رو بردارم و بذارمش همون جایی که می‌خوام، زیر اون تک درخت. ولی الان تقریبا دو سال میگذره...تو رفتی و رقصیدن با تو، توی اون دشت پر از گل های زرد، خام ترین خیال من باقی میمونه. واسه همیشه.✨ . . . . . Couples : vkook , jikook , yoonmin