Larry stylinson💚💙
Истории 30
This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation) на larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Прочтений 163,405
  • WpVote
    Голосов 16,413
  • WpPart
    Частей 18
هرى و لويى ٢٠ ساله كه باهمن، كه هرى خيانت ميكنه، و لويى ميشكنه، و هرى يك سال مهلت داره تا ازدواجشون رو درست كنه.
End Game (L.S) на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 634,196
  • WpVote
    Голосов 88,775
  • WpPart
    Частей 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
12 (l.s)(z.m) -Complete- на toovic
toovic
  • WpView
    Прочтений 249,956
  • WpVote
    Голосов 44,179
  • WpPart
    Частей 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
Just Hold On(completed) на eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    Прочтений 448,957
  • WpVote
    Голосов 51,147
  • WpPart
    Частей 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
+ еще 8
rainbow mermaid(l.s) на wtfnaziya
wtfnaziya
  • WpView
    Прочтений 23,045
  • WpVote
    Голосов 4,015
  • WpPart
    Частей 33
سال ها و پشت هم میگذشتو این راز زیر دریاها دفن شده بود... یه راز بزرگ بین ماهی گیر و پری ماهی گیری که بعد از پیدا کردن یه ماهی کوچولوی رنگین کمونی که حسابی شیفتش شده...ولی همه چیز اونجور که اون تصور میکرد پیش نرفت....... خب یه توضیحاتی بدم من عسلم کسی که قراره این ففو اپ کنه دایرکشنر و لری شیپر هستم اولین ففمه و ازتون میخوام حمایتم کنین و منم نا امیدتون نمیکنم و اپا منظمه شرط ووتو کامنتم نمیذارم لطفا هر انتقادی که به بهتر شدن داستانم کمک میکنه و یا نظری دارین بگین عال دِ لاو
+ еще 2
My Little Psychotic на REVEN-13
REVEN-13
  • WpView
    Прочтений 148,272
  • WpVote
    Голосов 15,062
  • WpPart
    Частей 37
***تو کل زندگیش پوچ بوده،بی معنی بوده،یه عوضی بوده! اگه بخواد حساب کنه با چند تا دختر خوابیده و بدبختشون کرده،حساب از دستش در میره! حالش از رابطه با دخترا بهم میخوره ولی دیگه عادت کرده هرشب با یکی بخوابه! پدرش یه سرمایه دار خیلی بزرگه که میخواد پسر 20 سالشو یه کم عاقل کنه!چجوری؟به عنوان نماینده ی خودش تو یه بیمارستان روانی!! لویی حالش از اون جا بهم میخوره تا اینکه... اتفاقی به یه پسر بر میخوره! یه پسر 18 ساله با یه عالمه آرزو... پسری که لویی اسمشو میذاره《روانیه کوچولو》... صحنه های +18 زیاد داره! اگه نمیتونین من اون قسمتا هشدار میدم ردش کنین،اگه هم دوست دارین... here u GOOOOOOO!!!!!!! ^_____^ . . Instagram : @theropeholdtheanchor
let's dream about those ocean eyes(L.S)(completed) на regularkiana
regularkiana
  • WpView
    Прочтений 83,085
  • WpVote
    Голосов 14,062
  • WpPart
    Частей 61
[ Compelted ] ریون: من دوست دختر اونم تو کی هستی تامیلینسون؟ . عاشقانه ی شکست خورده ی هری و لویی... هری و لویی که هنوز منتظر یک اتفاق هستن که به هم دیگه برگردن وضعیت:پایان یافته AU! Highest ranking:#1larrystylinson #1styles #1 tomlinson
He Was Blue на Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Прочтений 280,377
  • WpVote
    Голосов 25,322
  • WpPart
    Частей 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
^stockholm syndrome ^ на Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Прочтений 190,275
  • WpVote
    Голосов 18,063
  • WpPart
    Частей 26
استاکلوم سندروم ممکن میشه ..وقتی ..عاشق کسی بشی که گروگانت گرفته!