نامجون وقتی پاش رو توی اون خونه ی قدیمی و متروک گذاشت، فکرش رو هم نمی کرد که قرار نیست راه خروجش رو به راحتی پیدا کنه!
خیلی دور از انتظار نبود که تا ابد کنار اون مجسمه ی طلسم شده بشینه و حسرت بخوره...
حسرت بخوره...
و حسرت بخوره...
چون
*life is the beauty charm*
نام: طلسم زیبایی
ژانر : فانتزی ، رمنس، فلاف
کاپل: نامجین
#oneshot
*All rights of cover credit reserved*
I just edited it a bit🤭
و یه تشکر ویژه به ارتیستی که این طرح زیبا رو زده بدهکارم..
ایده ی وانشات با دیدن این فن ارت به ذهنم رسید💜
{𝘛𝘰𝘸𝘴𝘩𝘰𝘵𝘴}
کاری جز نگاه کردن به پسرک گل فروش بی نامو نشون ازم بر نمیاد
تنها آرزوم اینه که یه روزی بین این همه روز گذرا اونم چشمش بهم بیفته
فقط واسه یک لحظه
یه لحظه کوتاه...
❁𝙽𝚊𝚖𝚓𝚒𝚗❁
جین! کجایی؟ خودت رو نشون بده!
بالاخره بغضش شکست
جین درست گفته بود! باید گریه میکرد
اشک هاش یکی پس از دیگری گونه های سردش رو خیس کردن
پس جین... واقعا رفته بود؟
دستش رو بالا گرفت و به دونه های بارون رویه دستش لبخند زد
+منم دوست دارم