[Z.M]
3 historias
NOBODY [Z.M] [L.S] [Completed] por anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    LECTURAS 214,566
  • WpVote
    Votos 32,181
  • WpPart
    Partes 64
به کثیف ترین مقدس،یعنی عشق...قسم میخورم که دوستش دارم. اندازه ی تمام قطرات اشکی که مسبب رها شدنش بود،دوستش دارم. اندازه ی تمام ترک های روی قلبم دوستش دارم. اندازه ی تمام التماس هایی که برای دوست داشته شدن به خرج دادم؛ دوستش دارم. نه مرد...منو سرزنش نکن،این دست من نیست. تا به خودم اومدم دیدم که تنها کسی که دوستم داره هیچکسه... پس منم عاشق هیچکسم شدم.
Me,You,Him! (Ziam) por p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    LECTURAS 336,062
  • WpVote
    Votos 42,068
  • WpPart
    Partes 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED por mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    LECTURAS 704,123
  • WpVote
    Votos 94,520
  • WpPart
    Partes 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.