saghar_04's Reading List
13 stories
Fathers' problems (Completed) by E_Lilac_xo
E_Lilac_xo
  • WpView
    Reads 82,031
  • WpVote
    Votes 17,785
  • WpPart
    Parts 40
زندگی مجردی خیلی سخت نیست ولی زندگی بعنوان یه پدر تنها و مجرد خیلی سخته ... اینکه بتونی یه بچه رو بزرگ کنی و حواست به همه چیز باشه تا اون بچه احساس کمبود نکنه، خیلی سخته. و ما دو تا پدر داریم با افکار متفاوت و روش تربیتی متفاوت ... پارک چانیول ۳۶ ساله طراح لباس برند LOEY'S پدر پارک لی یول ۸ ساله... یه پسر بچه آروم و احساساتی ... بچه ای که به گفته باباش باید مراقب همه باشه مخصوصا دخترها بیون بکهیون ۳۴ ساله دکتر جراح مغز و اعصاب ... پدر بیون هانا ۷ ساله.... یه دختر بچه بینهایت .... بیاید راجب هانا صحبت نکنیم، فقط در همین حد بدونیم که باباش گفته اگر کسی اذیتت کرد، راحت ولش نکن و به پسرها هم اعتماد نکن ژانر: روزمره، فلاف، رمنس کاپل: چانبک رنک ۱ #بکیول رتبه ۱ #بکهیون رتبه ۱ #چانیول رتبه ۹ #فنفیکشن رتبه ۱ #رمنس رتبه ۱ #چانبک رتبه ۲ #baekyeol رتبه ۲ #chanbaek رتبه ۱ #exofic رتبه ۷ #chanyeol رتبه ۱۱ #baekhyun رنک ۴ #exofic رنک ۱ #dailylife رنک ۱ #exofanfic
🧸𝑻𝒆𝒅𝒅𝒚🧸 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 14,213
  • WpVote
    Votes 2,830
  • WpPart
    Parts 12
پارک چانیول آلفایی بود که قلبش رو متعهد به هیچکسی نمی‌دونست. درسته که بدجوری از امگاها خوشش میومد اما اون‌ها رو فقط برای یک شب می‌تونست تحمل کنه نه بیشتر...درست در بین ریتم بهم ریخته‌ی زندگیش، یک روز و کاملا ناگهانی خودش رو وسط ماجرایی دید که هیچ راه فراری براش وجود نداشت. و منشا این دردسر هم امگا کوچولویی با رایحه‌ی شیرین بیسکوئیت بود. 🧸🍪🧸🍪🧸🍪🧸 فیک: تدی کاپل: چانبک، هونهان ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
Chanbaek scenario by kaira_wh
kaira_wh
  • WpView
    Reads 228
  • WpVote
    Votes 28
  • WpPart
    Parts 1
سلام کایرا هستم. اینجا سناریو و وانشات چانبک اپ میشه. ممنون میشم تو لیست خودتون اد کنید:)
Come For Me🤍 by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 39,032
  • WpVote
    Votes 5,375
  • WpPart
    Parts 42
✅️completed ❄️Name : Come For Me " برای من بیا " 🌙Gener : Romance.Fluf.Comedy.Smut🔞 . FamilyProblems.Drama 💍Couples : ChanBaek , HunHan 🍂خلاصه : چانیول مرد ۳۸ ساله ای که استاد دانشگاه هانگوک بود به همراه پسر ۱۷ سالش ، میشد گفت تنهایی زندگی میکردن .چانیول و همسرش آیرین مدتی طولانی بود که از هم جدا شده بودن ، هر چند از اول علاقه چشمگیری بهم نداشتن اما چانیول لااقل توقع داشت این رابطه توافقی , بخاطر سهون ادامه پیدا کنه اما مثل این که اون خیلی زود از این زندگی بی عشق خسته شده و ترکشون کرده بود . و حالا بعد از چند سال چانیول دل به یک فاحشه باخته بود . چطور باید بهش ثابت میکرد عشقش فراتر از تملک جسمه ؟! آیا راهی بود تا اون رو کنار خودش داشته باشه؟! جدا از همه این ها پسر دردونه اش چطور با علاقه پدرش به یک فاحشه که قرار بود جایگاه پدر رو براش تصاحب کنه ، کنار میومد؟! 💌تکه ای از متن : +میخوام با من بیای خونم و باهام زندگی کنی ! _زندگی ؟!! خندم ننداز ‌. اونطوری فقط میتونی بی وقفه پارم کنی بی اون که ذره ای برات مهم باشه ! +میخوام باورم کنی و باهام بیای ‌‌‌‌.... _بیام که روزی سه وعده بفاکم بدی؟! عمرااااا ... +میخوام بهم جواب بدی ! _و اگه منفی باشه ؟ +هر شب VIP میگیرم و تا صبح به هم ذول میزنیم ! _مطمئنی کار دیگه ای نمیکنی؟ +راست میگی میتونم مقاله هام رو این جا
➘ Safeless Home ➚ #full by _Leviathan_Fiction_
_Leviathan_Fiction_
  • WpView
    Reads 6,355
  • WpVote
    Votes 1,041
  • WpPart
    Parts 29
اگه از بکهیون بپرسن، تو یه روز بارونی، نجاتش رو تو چشم‌های سرخ مرد بلند قد با موهای فر بلوندی پیدا کرد که خون آدم‌هارو تا آخرین قطره‌اش می‌نوشید و بازهم میتونست قلب رئوفی داشته باشه. چون خودش مثل خدا بزرگ بود اما قلبش فقط به اندازه‌ی اون مرد جا داشت. "بکهیون؛ تنها وارث خاندان مافیایی رینا که به‌خاطر نقص مادرزادیش ننگ شمرده میشد از ضعف قدرت میسازه و همه رو به پرستش و وحشت وامیداره‌. این داستان تا جایی ادامه پیدا میکنه که "خدا" شه." ❌اگر روحیه‌ی حساسی دارین داستان رو شروع نکنین❌ 🕸ғιcтιoɴ: #safeless_home خانه ناامن 👣 coυple: chanbaek 👣 ɢeɴre: Mystery-smut-supernatural- tragedy +21🚫 🕸 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: @yasibbh 🕸 𝙲𝚑𝚊𝚗𝚗𝚎𝚕: AnDimo Fiction
Violet fine coefficient by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 37,529
  • WpVote
    Votes 7,323
  • WpPart
    Parts 54
آسمون و بال یاسی پروانه‌ها... مرداب و گل نیلوفر... دریا و پولک ماهی بنفش... آلفای بلوطی و امگای اقاقیا... شراب انگور سیاه و پیراهن ساتن... یه جفت حلقه و گردنبند... روزی عشق‌نگاری... یه آلفا بود که به خمیر شیشه با دست‌هاش شکل می‌داد و ازشون همه‌چیز می‌ساخت...یه روز هم با بوسه‌هاش به امگاش شکل داد و ازش عاشق ساخت. چانیول چشم‌هاش آبی بود. بکهیون چشم‌هاش یاسی بود پس قصه‌ی اونا داستان هاشور عشق بود و خاک اشک... (پایان یافته) 🌺Genre: Romance, Omegavers, Fluff, Smut 🌊Couple: Chanbaek, Hunhan
 ≀ childhood memories᠉ by Y_Chamomile
Y_Chamomile
  • WpView
    Reads 3,110
  • WpVote
    Votes 915
  • WpPart
    Parts 3
بکهیون گل توی دستش رو جلوی پای پسر همسایه انداخت و داد زد "تو یه چانغول بدجنسى.. " فین دماغشو داد بالا و با آستین لباسش اشک صورتشو پاک کرد "یه روزی که بزرگ شدم و قدم از تو بیشتر شد باید باهام ازدباج کنى اونوقت باهام دوست ِدوست میشی" و بعد پسر کوچولو درحالی که همچنان اخم داشت گذاشت رفت و چانیول بهت زده رو تنها گذاشت. اون پسر کوچولو چى گفت؟ازدباج؟ 🍨نام: خاطرات دوران کودکى 🍨کاپل: چانبک 🍨ژانر: فلاف، رمنس، درام 🍨نویسنده: @Y_Chamomile
💎••SpotLight••💎 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 767,380
  • WpVote
    Votes 237,752
  • WpPart
    Parts 124
بکهیون وارث بیچونوچرای شرکت پارکه. اون همه زندگیش رو صرف رسیدن به این نقطه کرده و برای نگه داشتنش از هیچی دریغ نکرده. ولی چی میشه اگه یه روز رقیبی که همیشه ازش میترسید پیداش بشه و موقعیت بکهیون رو به خطر بندازه؟ یعنی بکهیون باز هم میتونه تو صدر بمونه؟ 💎 فیکشن : SpotLight 💎 کاپل : چانبک. ویکوک. کریسهو 💎ژانر : رمنس. درام 💎محدودیت سنی : 18+ 💎نویسنده : #SilverBunny 🐰 🕰️روزهای آپ : دوشنبهها 8 تا 10 شب
Hanafubuki_Secret(Full) by Rasa_fansy
Rasa_fansy
  • WpView
    Reads 31,815
  • WpVote
    Votes 6,420
  • WpPart
    Parts 53