jinnnii's Reading List
144 stories
𝖬𝗒 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒 𝖻𝗅𝗈𝗌𝗌𝗈𝗆 by VisualCouple_
VisualCouple_
  • WpView
    Reads 13,783
  • WpVote
    Votes 2,424
  • WpPart
    Parts 33
موهای مشکی رنگش همراه با باد به رقص در اومده بود قدمی به پسر نزدیک شد و به سختی آب دهنشو قورت داد. "دستتو...بهم بده...پتال" پوزخندی زد و قدمی به عقب برداشت... "که بازم رهاش کنی؟" 𝗀𝖾𝗇𝖾𝗋|𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾,𝖿𝗅𝗎𝖿𝖿,𝖺𝗇𝗀𝖾𝗌𝗍,𝗌𝗆𝗎𝗍,𝖺𝗆𝗉𝖾𝗋𝗀, 𝗈𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 𝖬𝖺𝗂𝗇 𝖼𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾"𝗍𝖺𝖾𝗃𝗂𝗇 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒"𝗏𝗂𝗌𝗎𝖺𝗅 𝖼𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾
RED WOLF 2 (Daddy) by taenes_
taenes_
  • WpView
    Reads 101,660
  • WpVote
    Votes 6,532
  • WpPart
    Parts 20
از من به تو نصیحت هیچ وقت عاشق پدر خوانده ات نشو! مخصوصا اگه یکی شبیه کیم تهیونگ باشه... -فصل ٢ ردوولف📔 "پدر"
A/B/O || Jinkook by Krydolf_tha_kin
Krydolf_tha_kin
  • WpView
    Reads 452,753
  • WpVote
    Votes 31,413
  • WpPart
    Parts 60
"Maybe a miracle happens and I wake up as a beta like the others?" Jungkook finally presents as an alpha and all of his beta hyungs are happy for him... because they're all betas, right? At least that's what he's always been told and believed, but his new instinct tells him something is off about Seokjin. But then again, he's not very good at being an alpha in the first place. Maybe his heart just wants Seokjin to be something he's not. Word count: 145 000
Blue strawberry by nocte_cattus
nocte_cattus
  • WpView
    Reads 32,130
  • WpVote
    Votes 6,099
  • WpPart
    Parts 37
«کامل شده√» یه بچه که مادرش رو از دست داده یه پدر که همسر عزیزش جلو چشماش پر پر شد، ولی اینا همه شروع داستان بودن. یک دوست شایدم فرشته محافظ از طرف اون زن به سمت اون پدر و پسر فرستاده می‌شه. اون فرد قراره کمکش کنه، با بدخلقی هاش کنار بیاد و بچه رو بزرگ کنه. درواقع اون دو مرد خیلی خنگن نمی‌فهمن توی این مدت عاشقش هم دیگه شدن. به نظرتون با شیطنت های پسر کوچولوی داستان این دو نفر بهم میرسن؟ کاپل: کوکجین
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Reads 776,991
  • WpVote
    Votes 98,940
  • WpPart
    Parts 26
[ کامل شده] + اسمت چیه؟ _ لوسیفر + مثل شیطان؟ پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد... _ دقیقا مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد... + اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم _ چه مخفف احمقانه ای! + احمقانه یعنی چی؟ پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید _ از مامانت بپرس مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد + ولی من خانواده ای ندارم پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت! ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین / نامجین حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :) (دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)
MY LOVE❤️🚬 by yasmanam
yasmanam
  • WpView
    Reads 23,457
  • WpVote
    Votes 3,704
  • WpPart
    Parts 37
کاپل اصلی:Kookjin♦️ کاپل فرعی:sope ژانر:انگست،اسمات،رمنس،کینک،پلیسی،امگاورس🎴 روز های آپ:نامعلوم خلاصه=🐾 جین پلیسی که جاسوسی تو شرکت جئون کار میکنه تا ثابت کنند جئون جونگکوک مافیا و کار های غیر قانونی انجام میده حالا در همین موقع واسه جین مشکلی پیش میاد و مجبور میشه با جئون جونگکوک معامله کنه....
𝙻𝙾𝚁𝙳 𝙾𝙵 𝙻𝙾𝚅𝙴 by yasmanam
yasmanam
  • WpView
    Reads 5,394
  • WpVote
    Votes 863
  • WpPart
    Parts 15
کیم سوکجین ملقب به شیطان سیاه....༒︎ کسی که پادشاه حتی ازش تنفر داره... صاحب عمارتی ملقب به دروازه جهنم که هرکسی می‌ترسه حتی از کنار اون رد شه یک شب بارونی یک هایبرد ببر فراری که از قضا حامله هست وارد اون میشه...☠︎︎ واسه اون هایبرد چه اتفاقی قرار بیفته؟ آیا زنده میمونه؟ ______________________________________ ✞︎ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: 𝒕𝒂𝒋𝒊𝒏 , 𝒚𝒐𝒐𝒏𝒔𝒆𝒐, 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒋𝒊𝒏 ✞︎ɢᴇɴʀᴇ: 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 , 𝒂𝒎𝒏𝒆𝒔𝒍𝒂 , 𝒅𝒂𝒓𝒌 , 𝒉𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍 , 𝒉𝒚𝒃𝒓𝒊𝒅 , 𝒎𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚 , 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝒔𝒖𝒑𝒆𝒓𝒏𝒂𝒕𝒖𝒓𝒂𝒍 , 𝒔𝒎𝒖𝒕
𝑨 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔𝒐𝒎𝒅𝒆 𝑮𝒖𝒚 by cloudy247
cloudy247
  • WpView
    Reads 6,613
  • WpVote
    Votes 1,377
  • WpPart
    Parts 61
𝐒𝐩𝐢𝐝𝐞𝐫 𝐦𝐚𝐧!!𝐤𝐢𝐬𝐡𝐨𝐨𝐤𝐢𝐬𝐡𝐨𝐨
you are my angel 🤍 by qasam80
qasam80
  • WpView
    Reads 2,790
  • WpVote
    Votes 364
  • WpPart
    Parts 5
نام فیک:you are my angel 🤍 نویسنده:qasam80 ژانر: غمگین_عاشقانه_اسمات ۱۸+ کاپل :teajin _jikook قسمتی از داستان: عشق؟ نمیتونه باشه من نمیتونم عاشق بشم چون من کیم تهیونگم همون تهیونگ که تنها چیزی که آرومش میکنه غم و تنهاییشه هیچوقت خوشی به من نیومده عادت کردم به درد خودم خواستم عادت کنم سوکجین نمیتونه چیزیو تو من عوض کنه اما تنها اسمی ک تو ذهنم میچرخه سوکجینه با یاد آوری چهره ی قشنگ سوکجین لبخندی به لبم اومد نه این نمیتونه عشق باشه من عاشق نیستم ولی چی میتونه باعث این لبخند بشه منی که لبخند زدن سالهاست با من غریبه؟ بعد از اون حادثه هرگز لبخند نزدم چون من بد بیاری میارم برای هرکی که دوستش دارم نه من نباید سوکجین رو بخوام اون یه فرشته ی معصومه نمیتونم اونو تو منجلاب خودم بکشونم شاید سوکجین نشونه ای از خدا باشه که از این تنهایی دربیام که بشه مرهم دردام ولی اگه عاشقش بشم خدا اونو ازم میگیره؟ اگه فرشته شو بخوام اونو میبره؟ نه نمیتونم تحمل کنم میترسم از نبودش سوکجین تنها دلیل خنده هامه