kiana7979's Reading List
Истории 64
LACK OF IDENTITY [Z.M] [Completed] на anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    Прочтений 41,342
  • WpVote
    Голосов 7,457
  • WpPart
    Частей 25
با دست های لرزان به بازو هایت چنگ بزن و خودت را در اغوش بگیر. به صدای غم انگیز موسیقی مورد علاقت گوش بده و ارام اشک بریز. در این دنیای خاکستری تنها بنفش کبود تو ترکت کرده و حالا رنگی در بین هاله های تیره وجود ندارد. ناخن هایت را در پوستت فرو کن تا حداقل رنگ سرخ خون، دنیایت را از یکنواختی دربیاورد. نوشیدنیه سرد و تگریت را بنوش رو از درصد الکلش لذت ببر. کمی دود و بعد قرص ارامش بخش و ارامش... به همین سادگی.
Accomplisher (Z.M) на hastiasa
hastiasa
  • WpView
    Прочтений 80,423
  • WpVote
    Голосов 13,065
  • WpPart
    Частей 48
"من میتونم کاملت کنم لیام." "نمیخوام. چون اونم همینو میخواست ولی من نتونستم ازش محافظت کنم، اگر تو روهم از دست بدم..." "من خودم کسیم ک قراره از تو محافظت کنه." [Completed]
+ еще 2
stepfather на sheyda_123ziam
sheyda_123ziam
  • WpView
    Прочтений 90,093
  • WpVote
    Голосов 8,874
  • WpPart
    Частей 50
[completed] این استوری عشق بین یه پسر و یه پدر خواندست که باید مخفی بمونه .. ❌🔞صحنه های خشونت آمیز و تجاوز
upside down •ziam• на mahi_palik
mahi_palik
  • WpView
    Прочтений 29,658
  • WpVote
    Голосов 6,597
  • WpPart
    Частей 35
°•چی‌ میشه اگه عاشق یه پسر کیوت و اخمو بشی که ازت متنفره؟ خوب، لیام شد. #1 in highschool
Legionnaire(L.S) [Completed] на mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Прочтений 388,309
  • WpVote
    Голосов 50,994
  • WpPart
    Частей 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Stranger Love‌[Ziam Fanfiction] на Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Прочтений 123,312
  • WpVote
    Голосов 16,238
  • WpPart
    Частей 39
{completed} -من‌ از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود! اما چرا از تُ نمی‌ترسم؟! از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛ پس بیا و منو با روحت ارضا کن! Baby, let me love you Goodbye.
OUR HELL *~z.m~* на darkcastle66
darkcastle66
  • WpView
    Прочтений 35,322
  • WpVote
    Голосов 4,463
  • WpPart
    Частей 55
زین: بهشت چیه ؟ هری : بهشت هِشت هِشت زین : فاک یو هزا بهشت واقعا یعنی چی ه : ببین چشاتو میبندی و دیگ نمیتونی به این دنیا برگردی دو تا در جلو خودت میبینی اون دری که قفله و نمیتونی بازش کنی بهشته ولی در دوم از قبل برامون بازه بهشت جای ما نیست این چیزیه که بقیه میگن زی- ز : ... ه : چرت ترین چیزی بود ک توعمرم گفتم اما اگر نظر منو بخوای که اصلا هیچ فاکی به نام بهشت وجود نداره. ز : ولی من به بهشت اعتقاد دارم هری بهشت من ... اونه :)
Stranger - L.S на wrongaa
wrongaa
  • WpView
    Прочтений 8,417
  • WpVote
    Голосов 1,404
  • WpPart
    Частей 13
لویی چشمهاش رو باز می‌کنه و می‌فهمه توی شهر خودش ، هیچ کس رو‌ نمی‌شناسه در حالی همه اونو می‌شناسند؛ اما نه به اسم‌ خودش. « همیشه مي گن از غریبه ها دور بمون. نمي گن اگر خودت یه غریبه بودي باید چیکار کني. » LARRY STYLINSON FANFICTON copyright © 2019 Yeg 7.16.19
Beanie Boy [L.S] [Completed] на mhd3_mb0odi
mhd3_mb0odi
  • WpView
    Прочтений 31,019
  • WpVote
    Голосов 6,722
  • WpPart
    Частей 17
هری از فرفری هاش متنفره. پس اونا رو با بینی میپوشونه. لویی تویینکه. و عاشق موهای فرفریه. Original Story by: @verifiedlarry
Daddy cool [L.S] - Mpreg на k_sama
k_sama
  • WpView
    Прочтений 32,830
  • WpVote
    Голосов 4,901
  • WpPart
    Частей 27
"گوش کن،" هری محکم گفت، نشست روی تخت. "وسط حرفم نپر... اصن حرف نزن. گوش کن. من بهترینارو برای دخترام میخوام، و بعضی وقتا فکر میکنم که تو بهترین نیستی. زمان ملاقات هات ثابت نیست و تو همیشه فقط به این اهمیت میدی که پدر باحاله مورد علاقه باشی بجای اینکه به امنیت دخترات اهمیت بدی. اگه میخوای یه بخشی از زندگیشون باشی، باید زود به زود بیای دیدنشون. کتی رو از مهد کودک برداری. سیگار رو ترک کنی.امیلی رو بزاری تو اتوبوس سرویسش که بره مدرسه. مثل یه پدر واقعی رفتار کنی.بعدش شاید من یکم جدی گرفتمت." مکث کرد. "فهمیدی؟" لویی یه دوست پسر بی نقص بود. اون شیرین بود، اهمیت میداد به مسائل و عاشق بود. تا وقتی که هری دختراشون رو به دنیا میاره. بعد از اون لویی سیگار میکشید، مشروب میخورد و حتی با چندتا دختر قرار گذاشت. حالا لویی داره سعی میکنه که یه پدر بهتر باشه. *ترجمه شده*