میخوام بخونم
9 قصص
King Of My Heart~L.S[Completed] بقلم gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    مقروء 80,869
  • WpVote
    صوت 13,815
  • WpPart
    فصول 44
و عشق، بی هیچ ریشه ای، می روید در قلبِ تو... بی هیچ نجوایی، فریاد میکشد و حل میشود میانِ سرخیِ رگ هایت... ___ اواخر قرن هجده میلادی. سلطنت...دیدار...مرگ...سرنوشت... و جرقه ی عشقی نافرجام. بهار97
Wolve [L.S] بقلم gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    مقروء 121,888
  • WpVote
    صوت 14,390
  • WpPart
    فصول 56
من آسیب دیده ام این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه زنجیر اختیارم دست خودم نیست حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده من انسانی ام از جنس تاریکی گرگها به کسي رحم نميکنن ميکنن؟ حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟ * این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید * *complete*
Playboy L.S (Persian Translation) بقلم Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    مقروء 326,475
  • WpVote
    صوت 35,742
  • WpPart
    فصول 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
Hogwarts Mystery [L.s] [Z.M] بقلم iamnrk
iamnrk
  • WpView
    مقروء 47,508
  • WpVote
    صوت 11,021
  • WpPart
    فصول 38
درسته اینجا دنیای جادویی هاگوارتزه ولی من مطمئنم خبری از جادو نبود وقتی به اون چشم ها خیره شدم... هشدار: اگر پاترهد نیستید به هیچ وجه این بوک رو باز نکنید⁦ ⁦( ͡° ͜ʖ ͡°) 💙💚 ⁦❤️⁩💛 🌈
Liar [L.S] بقلم singupity
singupity
  • WpView
    مقروء 57,296
  • WpVote
    صوت 6,992
  • WpPart
    فصول 33
اگر دروغ گفتنِ من ، به داشتنِ تو ختم ميشد ، من حاضر بودم زود تر از اينا اين دروغ رو فاش كنم !
granulated glass [L.S] بقلم icallmaat
icallmaat
  • WpView
    مقروء 3,354
  • WpVote
    صوت 639
  • WpPart
    فصول 6
❌چند ماه آپ نخواهد شد❌ - تو، هریتِ از آسمون افتاده، حواستو جمع کن چون از این به بعد مـــــــن دشمن توئم. لویی هریت رو توی بغلش می‌گیره و تن داغ و کوچولوش رو به خودش فشرده جیغش رو با بوسیدن لب‌هاش خفه می‌کنه. - دیگه نبینم کس دیگه‌ای رو نگا کنیا، مسخره‌ی لوسِ زر زرو.
+11 أكثر
We made it [L.S] بقلم curlycarrot46
curlycarrot46
  • WpView
    مقروء 11,022
  • WpVote
    صوت 3,682
  • WpPart
    فصول 18
"میخوای همه چی خراب شه؟..من هیچی...خودتو ببین...اگر بفهمن تمام آرزوهات نابود میشن." "خیلی وقته خوندن دیگه آرزوی من نیست." "پس آرزوت چیه؟" "تو..." "اما...این شدنی نیست.اونا می‌فهمن و اونموقع کاری از دست ما برنمیاد." "تا وقتی که دستات تو دستام باشن از پس هرکاری برمیام..."
+22 أكثر
HOT HUSKY  بقلم mintwriter1
mintwriter1
  • WpView
    مقروء 25,476
  • WpVote
    صوت 6,257
  • WpPart
    فصول 40
❌completed❌ _فکر میکنی همه چی از کشته شدن یه هاسکی شروع شد؟ _آره اون شب لعنتی ولی این هاسکی بعد از مُردن تازه متولد شد، شد راوی قصه ی من _اون شبو فراموش کن _من دیگه نمیتونم بهش فکر نکنم _به چی میخندی؟ _بهش که فکر میکنم،خندم میگیره #Friendship #Friendly #Secrets #Laugh #Crying #2gether #Lovely #moment #Larry #Ziam
Daddy Tommo (L.S) بقلم Ranajn
Ranajn
  • WpView
    مقروء 173,914
  • WpVote
    صوت 8,602
  • WpPart
    فصول 16
[ On Going ] Highest Ranking #1 in fanfictions #1 in louistop _دهنتو باز کن هری لویی‌‌ این حرفو به پسر ۱۷ ساله ای که تو بغلش دراز کشیده بود گفت ولی هری همچنان با تعجب به لویی و شیشه شیر توی دستش نگاه میکرد _مگه گشنت نبود ؟نمی خوای شیر بخوری... _ولی...من....اخه...من با شیشه.... _ساکت شو و.....شیرتو بخور.......