mrillapy's Reading List
34 stories
Lucky Daddies by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 2,490
  • WpVote
    Votes 478
  • WpPart
    Parts 4
ـ خبرا رو‌ شنیدید؟! + نه! چی شده؟! ـ بیون کلاسِ ⅔B و پارک کلاسِ ½C برای هم کری خوندن و حالا قراره برای کم کردن روی هم بین خودشون مسابقه‌ی "کی بهتر از همه میبوسه" برگذار کنن! +اوووووو!!!! خب حالا قراره برای ثابت کردن بهتر بودن خودشون کی رو ببوسن؟! ـ همدیگه رو!!!! #LuckyـDaddies 🍒🍓🍒🍓🍒🍓 +مشکل چیه والدین عزیز؟! _این دو نفر! _پدر شدن! _اونم توی مدرسه! _سر یه جشنِ رقص مسخره، با چند شات مشروب و چند پک ماریجوانا! +خب مشکل چیه؟! _نمیخوان بچه رو از بین ببرن! _میخوان نگه‌اش دارن!! _ بخاطر بچه با هم ازدواج کنن!!! _و عاشق هم بشن!!!!!
Chanbaek Oneshots❃ by HellishGirl_6104
HellishGirl_6104
  • WpView
    Reads 9,404
  • WpVote
    Votes 1,362
  • WpPart
    Parts 8
این بوک مختص وانشاتهای چانبکی هست که نوشتم یا ممکنه در آینده بنویسم و هر چپتر یه داستان جدا داره.
Not - [completed] by LuttoIsHere
LuttoIsHere
  • WpView
    Reads 2,250
  • WpVote
    Votes 560
  • WpPart
    Parts 75
Not فصل یک: پروژه‌ی همزادهای انسانی سیستم با ۴ درصد خطا بسته شد. بکی به لامپ مهتابی و سقف سفید اتاق بیمارستان خیره بود. جزو چهار درصد بود یا نود و شش، نمی‌دونست. بوک اول از سری ot ژانر: رمنس، معمایی، اسمات کاپل: چانبک، چانبک
BEST MAN by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 70,844
  • WpVote
    Votes 16,953
  • WpPart
    Parts 30
🍀 عنوان : ساقدوش داماد 🍀 ژانر: رمنس درام انگست اسمات 🍀نویسنده : golabaton 🍀کاپل :چانبک 🍀وضعیت : کامل شده 🥀 خلاصه همه چیز از یک نامه اعتراف شروع شد. بکهیون خیلی با خودش جنگید تا بالاخره بتونه توی اون نامه کوفتی، عشق دردناکش رو به چانیول اعتراف کنه. انتهای نامه، فامیلی بیون رو نوشت تا پارک چانیول بفهمه چه حسی بهش داره...اما هیچ چیز طبق تصوراتش پیش نرفت... چون چانیول فکر کرد نامه از طرف خواهر زیباشه و بکهیون درست وقتی به خودش اومد که خواهر لعنتیش به دست عشق قدیمیش حلقه مینداخت... و خودش به عنوان ساقدوش، این صحنه رو تماشا میکرد...چانیول هنوز هم نگاهش نمیکرد، چون همیشه خواهرش رو میدید...
Big Fat Lier (Completed) by E_Lilac_xo
E_Lilac_xo
  • WpView
    Reads 3,890
  • WpVote
    Votes 1,068
  • WpPart
    Parts 9
من آدم معروفی نبودم ... ولی همیشه جای خالی کسی رو حس میکردم که وجود نداشت. حسی شبیه زنجیر شدن و معلق بودن ... از یه جایی به بعد، توی زندگی من، دروغ یه نقش اساسی بازی کرد. دروغهایی که حتی نمیدونستم چرا باید بگم. Couple: Chanbaek Genre: slice of life, Romance #چوپان_دروغگو
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 13,552
  • WpVote
    Votes 2,914
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
  Aboji by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 1,799
  • WpVote
    Votes 372
  • WpPart
    Parts 1
وانشات... روزهای که کوچیکتر بود آرزو داشت شخص پولداری به سراغش بیاد و به عنوان فرزند خونده قبولش کنه و با مهربونی اصرار کنه ابوجی صداش بزنه....بعد برای شنیدن این کلمه از دهنش هی غش و ضعف بره و اسباب بازی و خوراکی و لباس به پاش بریزه...ولی از این آرزوی احمقانه پانزده سال گذشته بود و الان برای برآورده شدنش زیادی دیر بود! نمی‌شد...واقعا نمی‌شد!
Outlaw by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 55,447
  • WpVote
    Votes 10,343
  • WpPart
    Parts 20
بکهیون گیتاریست اصلی یه بند راک و چانیول دانشجوی دکتری زبان فرانسه، درست وسط دل شهر عشاق همو جوری که نباید ملاقات میکنن. قصه‌ی ماجراجویی های دو نقاب‌دار قهار تو کوچه پس کوچه‌های شهر رو، خود پاریس از همون اول براتون تعریف میکنه... 𖤐⃟🎸Fɪᴄ: 𝙊𝙪𝙩𝙡𝙖𝙬 𖤐⃟🎸Cᴏᴜᴘʟᴇ: 𝘾𝙝𝙖𝙣𝘽𝙖𝙚𝙠 𖤐⃟🎸Gᴇɴʀᴇ: 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛, 𝘾𝙤𝙢𝙚𝙙𝙮, 𝙉𝙘18 این دفعه مهمون یه داستان به شیرینی قند هستید!
Wonderwall by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 44,955
  • WpVote
    Votes 10,568
  • WpPart
    Parts 98
𖦹 ݈݇-𖢖⃟💸ᴡᴏɴᴅᴇʀᴡᴀʟʟ ༆꯭ ‌᷍❖‌✨ ڪسی که تا به خودت میای می‌بینی تمام مدت داشتی بهش فکر می‌کردی...شخصی که کاملا شیفتشی... زندگی با نفس کشیدن شروع میشه...یک نفس دردناک که نوزادی که حتی دنیا رو ندیده رو وادار به گریه کردن می‌کنه ولی هیچ‌کس این لحظه رو به یاد نداره...شاید برای همین که همه به قهرمان‌ها و خوب شدن روزها...تموم شدن سختی‌ها و عدالت، مهربونی، امید، لبخند، دوستی و بخشش باور دارن...شاید اگه به یاد داشتن از همون اولش فقط اشک، جیغ و گریه، درد و رنج اولین احساسات بودند...دیگه هیچ‌وقت از احساسات و خوب بودن حرف نمی‌زدن. پارک چانیول یک پسر ساکت بود که فقط به خشم و ترس باور داشت. یک دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک که بدون آرزو، هدف و رویا زندگی می‌کرد..،شاید برای همین بود که رفته بود سراغ ماشین‌ها و چرخ‌دنده‌ها...جایی که چشمش به رنگ قرمز نیفته و اسمی از عشق، قلب، علاقه و شیفتگی نشنوه. بین کیف ابزارش و طرح ساخت ربات‌ها و ماشین‌هاش فقط میشد فلزات نقره‌ای و رنگ خاکستری رو دید...هیچ راهی برای دیدن رنگ سرخ یا به یادآوردن عشق وجود نداشت. همه‌ی این‌ها تا قبل از دیدن پسری بود که انگار از کتاب قصه‌ها و سرزمین رویاها بیرون اومده بود چون حتی چشم‌هاش هم قرمز بود... Couple: chanbaek Genre: fluff, romance, action, smut