از اینکه خوندمشون خوشحالم
25 قصة
Abo Desire :  Alpha's Enigma بقلم Lazy_nezuko
Lazy_nezuko
  • WpView
    مقروء 113,247
  • WpVote
    صوت 6,905
  • WpPart
    فصول 66
Hello loves... 💕 I know you've all been flooding me with messages about Shen Wenlang and Hua Yong... so I'm finally breaking my hiatus to bring you this dark, twisted, and dangerously addictive story. Shen Wenlang, CEO of HS Company, never believed in curses-until he stumbled upon a mysterious cupid shrine. And now? He's cursed. One year. One impossible mission. Make Hua Yong-the Enigma, the alpha of alphas, the psycho CEO of X Holdings-fall in love with him... or lose everything. His company. His life. His future... Hua Yong, the dark and powerful man of X Holdings, is secretive, merciless, and obsessed with someone else entirely. Psycho. Alpha. Untouchable. The kind of man that tempts even fate itself. But when Hua Yong suddenly senses Wenlang's irresistible pheromones, everything begins to unravel... desire, obsession, and danger intertwining in ways neither of them expected. Now, Wenlang must play the ultimate game of seduction, balancing desire, deception, and danger-all while hiding his own growing feelings. One misstep could destroy them both... or maybe ignite a passion that's hotter than any curse. 💔 One curse. One dark Enigma. One year to survive. Will love conquer obsession, or will obsession consume them all? 💔 It's an Alpha's Love Curse-enter if you dare, because once you start, there's no turning back.
obviously || Larry [persian translation] بقلم zayneix
zayneix
  • WpView
    مقروء 33,383
  • WpVote
    صوت 7,162
  • WpPart
    فصول 25
[Completed] "لویی نابیناست؛ اون طرفدار واندایرکشن یا درواقع فنِ هری استایلزه، و درست از لحظه ای که اونها همدیگه رو ملاقات میکنند زندگی لویی زیر و رو میشه..." * * * author ( on ao3) : sweetkisses
Adventures Of A FanCat بقلم mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    مقروء 45,833
  • WpVote
    صوت 8,227
  • WpPart
    فصول 18
با قر دادن دمم به سمت لویی رفتم و جلوش ایستادم. "میدونی لویی،شکسپیر میگه 'پندی از دیوانگان:دوست بدار و فراموش مکن ! ' " با چشمای درشت و خنگول کیوتش باز بهم نگاه کرد. چرا انقدر این خنگه ؟ "باشه باشه،میفهمم تو الان خنگ شدی و هیچی نمیفهمی.میدونی بومپل کلادیوس فوکینگ تاملینسون چی میگه ؟" ابروهاشو بالا انداخت. "میگه برو دنبال هری استایلز و اونو مال خودت کن.هه "
•Sweet Creature• [L.S]  بقلم SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    مقروء 42,472
  • WpVote
    صوت 7,523
  • WpPart
    فصول 21
[Complete] هری انتظار نداشت که دبیرستان آسون باشه. خواهرش براش یه‌عالمه داستان تعریف کرده بود و هری میدونست که قراره توی یه جهنمِ چهارساله باشه. ولی جدا از همه‌چیز، اون دقیقا انتظار نداشت که فرشته‌ها هم توی جهنم بیان. Supernatural!AU °Persian Translation°
EXPERIMENT (L.s) بقلم story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    مقروء 326,305
  • WpVote
    صوت 45,517
  • WpPart
    فصول 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
True Mates [L.S] بقلم blouten
blouten
  • WpView
    مقروء 26,327
  • WpVote
    صوت 4,512
  • WpPart
    فصول 13
[Persian Translation] [complete✔] لویی تاملینسون، بدترین امگایی هست که هر کس به چشم دیده. اون امگایی هست که خودش رو‌ موظف به تسلیم شدن و اطلاعت کردن از بقیه نمی‌بینه، و به نوعی اون توانایی مقاومت در برابر دستوراتِ تقریبا هر فردی رو داره. هری استایلز پسری که از زمان تولدش یه آلفای واقعی بوده، اون به زودی میتونه جایگاه پدرش رو دریافت کنه، دقیقا به محضِ اینکه جفت شود. اما چه اتفاقی رخ میده اگر هری یقین داشته باشه که لویی جفتِ حقیقیش هست؟ و چه اتفاقی می‌افته اگر لویی نخواد با اون جفت بشه؟ یا اینکه در طرف دیگر، جایی که هری و لویی عاشق همدیگر هستند ولی تمام تلاششون رو میکنن تا اون رو نشون ندن؟ جایی که لویی از هری دوری میکنه، در حالی که بقیه افراد به آلفاهاشون احترام میزارن؛ در این زمان هری نیز سعی میکنه خودش رو به لویی نزدیک نکنه تا به تصمیمات اون پسر احترام گذاشته باشه. ژانر : امگاورس، عاشقانه، دبیرستانی #1 - shortstory #1 - harrytop #1 - louisbottom #2 - teenagers #3 - werewolf
Losing Mage [ZOUIS] بقلم icallmaat
icallmaat
  • WpView
    مقروء 5,275
  • WpVote
    صوت 1,558
  • WpPart
    فصول 31
[ COMPLETED ] من را با خودت ببر به هر کجا که مغز هایمان پرواز می‌کنند. من را با خودت ببر... . . . من مدام در حال "از دست دادن" هستم. برای همین شده losing...
Heaven or Hell [L.S] بقلم rojii_tommo
rojii_tommo
  • WpView
    مقروء 35,681
  • WpVote
    صوت 5,940
  • WpPart
    فصول 25
I love him But this is a sin.. ~Rojii_tommo & doniimr 1 in larrystylinson🖇 1 in shortstory🖇
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 359,972
  • WpVote
    صوت 59,370
  • WpPart
    فصول 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
How to become Famous on Wattpad #parody بقلم kindakaa
kindakaa
  • WpView
    مقروء 38,499
  • WpVote
    صوت 5,735
  • WpPart
    فصول 2
دقيقا چطورى ميشه توى واتپد معروف شد؟ خب خيلى هم سخت نيست. خودم بهتون مى گم.