A115imaginations
- LECTURAS 3,363
- Votos 327
- Partes 13
خب =)
این داستان شیپش کاکلزه ( جنسن و میشا )
داستان از اونجایی شروع میشه که میشا تو یه شرکت درخواست شغل میده ، طولی نمیکشه که میفهمه درواقع رییس اون شرکت ، جنسن ، اونو میشناسه ولی بهش چیزی نمیگه ....
-چرا و چگونش توی داستان مشخص میشه 🤪
* نخواستم زیاد داستان لو بره برای همین پارت اول و بخونین تا اگه خوشتون اومد ادامش بدین *
jensen : top
misha : bott
امیدوارم دوستش داشته باشین ♡_♡