چانیول 28 ساله گیمره فوقالعاده که هیچ تجربه ایی در نگه داشتن بچه نداره و تمام وقتش صرفه نگاه کردن فیلم و بازی کردنه مجبور میشه به مدت یک هفته به دلیل زایمان یکی از فامیلای عمه زاده ی شوهر خواهرش از دوتا خواهرزادش مراقبت کنه🍼
ولی خب از اونجایی که تو این کار صفره مجبور میشه همه کاراشو تعطیل کنه و برای اولین بار و آخرین بار توی زندگیش پاشو توی مرکز آموزشی نگه داری از بچه های خردسال بزاره🧁
اما خب این مشکل حالا حالاها ادامه داره تا زمانی که مجبور میشه یه پرستار ساده رو به مدت یک هفته استخدام کنه💓
اما از قضا اون پرستار....👼
~~~~
یه چند شاتی از کاپل چانبک🧁💜
کمدی🤣 /روزمره💕
وضعیت : پایان یافته✔️
اسم فیک:یه زشت بی اعصاب:without ugly nerve
کاپل ها:چانبک-سولی
ژانر:طنز-رمنس-زندگی روزمره-فلاف-اسمات
.....
خلاصه:
بکهیون پسریه که توی زندگی واقعیش عاشق کسی نشده. ولی میدونه که گیه. و این به کمک دو تا دوست دیگشه. اما اینکه توی زندگی واقعی عاشق نشده یعنی اینکه بکهیون عاشق،ادمین یه پیج شده!
اونقدر درباره ی این پسری که حتی اسمشم درست و کامل بلد نیست و حتی قیافشم ندیده برای دوستاش حرف زده که همشون رو به جنون کشونده!
کای میتونست فقط خودشو خلاص کنه که بکهیون برای رسیدن به اون مردک انقدر مغزشونو تیکه تیکه نکنه.
حالا بک میتونست به اون ادمین برسه؟!..
....
[[قسمتی از داستان:
بکهیون که کم کم بعد چک کردن اینستاش و گلی که دوست صمیمیش یعنی کیم سوهو، کاشته بود، داشت گریش در میومد...شروع کرد دنبال گشتن شماره ی اون نکبت.
وقتی بوق اولی خورد و صدای سوهو پیچید توی گوشش،بدون وقفه شروع کرد به داد کشیدن:
_سوهو به خاک سیاه نشوندیم لعنتی...اسکل احمق .
ژانر: رومنس، زندگی روزمره ، فلاف ،اسمات🔮🥇
کاپل : چانبک ، کایسو ، هونهان👬
🎃خلاصه : یه کشور ... یه شهر .... دو پسر .... زیر یه آسمون ... ولی توی دو محله کاملا متفاوت .
بکهیون پسر کوچکتر بیون یوجین ، رئیس یکی از بزرگترین شرکت های سرمایه گذاری کره به اسم لاسیلیا ، تمام زندگیش رو توی ناز و نعمت زندگی کرده و از زندگی چیزی به جز چطوری خرج کردن پول ، مست کردن توی پارتی ها و ساختن بهونه های مختلف واسه فرار کردن از دانشگاه و تنبیه های پدرش نمیدونه .
کیونگسو ، پسرِ بزرگ لی یونا ، تمام زندگیش جون کنده تا بدهی هایی که تنها یادگار پدر عوضیش بودن رو به طلبکار های همیشه بی اعصابشون پرداخت کنه و مراقب خانواده کوچیکش که شامل مادرش ، شیطان کوچولوی خانواده یعنی خواهرش و دایی بیکار معتادش میشه باشه .
هیچ کدوم فکر نمیکردن وضع زندگیشون قراره تغییر کنه ؛ و دقیقا اینجاست که داستان ما شروع میشه ! پس یه جورایی میشه گفت همه چیز با یه قلب درد نه چندان کوچیک شروع شد .
نام فیک :my white wolf
کاپل : چانبک
ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف
خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی...
پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟
« من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد »
« بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد .
"دوباره بگو..."
با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ...
بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد .
"د...ددی!"
فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ...
"فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... "
به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد .
"چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... "
"ددی...اههه"
.
دعوتنامهی ازدواج سهون رو روی میز کارش پرت کرد و فریاد کشید:
─لعنت به هردوتـون.
•─────⋅ৎ୭⋅─────•
بکهیـون برای انتقـام از بـرادرش سهون، که با دوستپسـر سابقش روی هم ریختن، یه دوست پسر برای خودش اجـاره میکنه.
پارک چانیـول؛ اون یه پلـیبـوی هاتـه که قراره دوست پسـر اجـارهای بکهیون با دستمـزد خیلی بالایی باشه.
چه اتفاقـی میفته اگـه همـه چیز طبق قـرارداد پیش نره و چانیـول بشه داماد مورد علاقهی پدر بکهیون؟
───∿AMOR➭사랑➭FICTION∿───
🥀نام داستان: عشق اجاره ای
🌷زوج ها: چانبک، سکای
🥀ژانر: درام، انگست، رمنس، اسمات
🌷نویسنده: yeolallineed
🥀مترجم: @B_a_H_a_R_61
🌷چنل تلگرام: T.m/AmorFiction
چانیول ابروی بکهیون ، همکلاسی #همجنسگراش که #اعتراف کرده عاشقشه رو میبره
روز بعد وقتی بیدار میشه همه ی #مردایی که میشناخت #گی شده بودن .
تنها راه #متوقف کردنش هم توی #دست های #بکهیونه ...
چانبک ، سولی ، شیوچن ،هونهان
یک روز صبح، روزی که قرار بود خیلی معمولی و عادی باشه، بکهیون بعد از بیدار شدن از خواب شبانه در کنار همسرش، متوجه میشه که چانیول اون رو فراموش کرده و خاطراتش به سالها قبل زمانی که ازش متنفر بود برگشته .
------------
در علم نجوم NewMoon زمانیست که نور خورشید سمت دیگری از ماه را روشن میکند و ساکنین زمین قادر به دیدن ماه نیستند . ماه تا چند روز آینده که دوباره درخشان شود در فاز تاریکی قرار دارد .
نیومون داستان چانیول و بکهیونی را روایت میکند که در فاز تاریک زندگی قرار گرفتند .
فیک NewMoon دارای سه فصل یا بخشه که در هر فصل یک زمان از زندگی شخصیت ها روایت میشه .
------------------
'جزیره' Island
فصلی که دوران نوجوانی کاراکترهای اصلی رو روایت میکنه .
'عاشقم باش' LoveMe
در این فصل با دوران جوانی کاراکترها همراه میشیم و رابطه ها شکل میگیرن .
' از یاد رفته ' Forgotten
این فصل اصلی ترین فصله و در واقع پوینت داستانه . و چند سال بعد از عاشق شدنشون رخ میده .
💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖
🌸فیکشن : بازنویسی ستارهها
🌸وضعیت: کامل شده
🌸کاپل : چانبک، مینوو
🌸ژانر:فلاف، رمنس، ددی کینک، اسمات
💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖
پارک چانیول کسی ه که از نظر خودش و اطرافیانش از نوترون خالص تشکیل شده و چیزی تو این دنیا نمی تونه اعصاب آرومش رو بهم بریزه! چه اتفاقی براش میفته اگه مجبور به نگهداری از یه کوچولوی شیطانی بشه که با مظلوم نماییش قراره اعصابش رو به چالش بکشه؟!