sara_esl81's Reading List
1 stories
تاوان بی گناهی oleh mdis_rty
mdis_rty
  • WpView
    Membaca 21,189
  • WpVote
    Suara 948
  • WpPart
    Bagian 14
بسته سیگارو گرفت طرفم یکی برداشتم، از کنار کفشم فندک درآوردم و روشنش کردم فندکو از دستم گرفت و سیگارشو روشن کرد: چشمم روشن تولم فندک جاسازم داره! _: تجربه ثابت کرده همیشه فندک پیشم باشه!اون دفه یادت نیس؟ جر خوردیم رفتیم بالا درخت سیگار بکشیم ، دو بسته سیگار آورده بودی بدون فندک! خندید : قانع شدم بابا لبخند زدم : میدونی مدی؟منو تو مثل سیگارو فندکیم! موهامو بوسید:چطور؟ کام عمیقی از سیگارم گرفتم _: سیگار بدون فندک ب کار کسی نمیاد، هرچقدرم گرون و لاکچری باشه !بدون فندک بدرد نخور ترین چیز دنیاس... فندک! تو فندک منی! بدون تو هیچی نیستم!