کابوسهایی که هر شب از خواب میپراندنش، صبحها با بدنی کبود و زخمی،خیس و گاهی لخت از خواب بیدار میشد. روانپزشک کاری از پیش نبرد ، و رمال هم فقط اوضاع رو بد تر کرد بود.
اما اون چیزی که تهیونگ نمیدونست این ب ود که اون هیولا واقعی تر از هر کابوسی بود...
کامل شده.
کوکوی