favorite
11 historias
Let's Play  por Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    LECTURAS 20,457
  • WpVote
    Votos 2,356
  • WpPart
    Partes 7
←[کامل شده]→ پسرها حوصلشون سر رفته بود؛ پس تصمیم گرفتن هشت نفری یک بازی متفاوت انجام بدن. بازی که اگه توش می‌باختی جریمه‌ی سنگینی داشت... حالا سناریوی بازی چی بود؟ هیچی! فقط میخواست یکی از فن‌فیکشن‌های واتپد رو انتخاب کنی و خودت رو جای کاراکتر بذاری. به نظرتون چه کسی برنده میشه؟ ~°{با هنرمندی اکثر کاپل‌ها} ~°ژانر: کمدی، فلاف، ریل لایف(Canon)، رومنس ~°به قلم: اقیانوس
bitter tea por thefelora
thefelora
  • WpView
    LECTURAS 41,576
  • WpVote
    Votos 2,793
  • WpPart
    Partes 27
او را تماشا کردم، درتاریکی. میخواستم از او محافظت کنم و او را در امان نگه دارم... _چانمین_مینسونگ_هیونین ژانر:درام_اسمات
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) por notevensara_
notevensara_
  • WpView
    LECTURAS 329,062
  • WpVote
    Votos 55,759
  • WpPart
    Partes 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Zitten [ZIAM MAYNE] por soha_mayne
soha_mayne
  • WpView
    LECTURAS 61,688
  • WpVote
    Votos 16,337
  • WpPart
    Partes 4
سرنوشت یک دانشجوی دامپزشکی با دیدن عجیب ترین گربه ی زندگیش به طور کلی عوض شد هشدار: این یک کتاب تخیلی است، اگر با بیش از حد بامزه بودن بیش از حد تخیلی بودن مشکل دارید کتاب رو مطالعه نکنید- Mpreg
This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation) por larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    LECTURAS 163,400
  • WpVote
    Votos 16,413
  • WpPart
    Partes 18
هرى و لويى ٢٠ ساله كه باهمن، كه هرى خيانت ميكنه، و لويى ميشكنه، و هرى يك سال مهلت داره تا ازدواجشون رو درست كنه.
Louten~[L.S] por larry_diary
larry_diary
  • WpView
    LECTURAS 78,318
  • WpVote
    Votos 17,920
  • WpPart
    Partes 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
fool for you(book2&3) (ziam) por setidarcy
setidarcy
  • WpView
    LECTURAS 207,976
  • WpVote
    Votos 32,071
  • WpPart
    Partes 63
اونا تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن اما به این آسونی هام نبود
fools gold (Ziam)(mpreg)  por setidarcy
setidarcy
  • WpView
    LECTURAS 284,623
  • WpVote
    Votos 37,763
  • WpPart
    Partes 50
تو میتونی بهم اخم کنی. بهم بی‌محلی کنی. بخاطر ضعیف بودنم مسخرم کنی. میتونی بهم گشنگی بدی. میتونی کاری کنی گریه کنم. کاری کنی که از درد زجه بزنم. تو میتونی خوردم کنی. زیر پات لهم کنی. تو میتونی منو به خاک سیاه بشونی لیام‌ اما با همه‌ی اینا من بازم عاشقتم :))))
My Hero Daddy por tinash_xx
tinash_xx
  • WpView
    LECTURAS 544,772
  • WpVote
    Votos 53,372
  • WpPart
    Partes 10
Kitten & Daddy😻🙇 -دوستت دارم به اندازه بزرگترین اشتباهم ******
Calendar! |L.S| por Tarane28
Tarane28
  • WpView
    LECTURAS 29,941
  • WpVote
    Votos 5,905
  • WpPart
    Partes 17
جایی که لویی به طور یواشکی، عاشق یکی از هم کلاسی هاشه. و از روزی که اون رو برای اولین بار دیده، روز های سپری شده ی روی روزشمارش رو با خودکار سبز رنگ خط می‌زنه. ______ -دوستت دارم لو. آوای خارج شدن این سه تا کلمه از بین بوسیدنی ترین عضو صورتت، باعث میشه احساس کنم ضربان قلبم زیر سرِ تو در حال اوج گرفتنه. حتی اگه در این لحظه قلب من از حرکت بایسته، من به شکل یک روح میون پیچش موج های موهای نه چندان کوتاهت زمزمه میکنم: من هم دوستت دارم. 《برشی از متن داستان》 .Larry stylinson.