Faee_horan
- Reads 19,451
- Votes 4,787
- Parts 35
[On Hold]
هری رنگینکمانی بود که عمر کوتاهش لویی را میآزرد.
از لحظهای که باران گرفت تا هنگامی که پرتوهای خورشید تجزیه شدند و روی آبیِ آسم ان هفت رنگ زدند، لویی رنگینکمانش را پرستید.
حتی هنگامی که باران بند آمد، خورشید پشت ابر پنهان شد و رنگین کمان، زیباییاش را از آبی گرفت لحظهای در پرستیدنش کوتاهی نکرد.
لویی عاشق هری بود حتی بیش از مقداری که آسمان عاشق رنگینکمان بود.