Complete
6 historias
summer in meduk [lesbian] por psychoig
psychoig
  • WpView
    LECTURAS 19,627
  • WpVote
    Votos 2,734
  • WpPart
    Partes 40
اشلی به تازگی مادرش رو از دست داده و بیرون رفتن از خونه آخرین کاریه که میخواد انجام بده. ولی به اصرار پدرش، مجبور میشه برای تابستون به مدوک بره. جایی که دختر عمش زندگی میکنه. اول از مدوک متنفره. ولی آشنایی به دختری به نام رابین، باعث میشه اون مدوک رو خونه ی دوم خودش بدونه. [کامل شده]
" Wounded Hearts " [Complete] por RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    LECTURAS 7,434
  • WpVote
    Votos 1,109
  • WpPart
    Partes 11
•¬‌کاپل: هونهان | چانبک | کریسهو | کایسو | شیوچن •¬‌ژانر: عاشقانه | مدرسه‌ای | روزمره •¬‌خلاصه: وقتی لوهان برای عروسی برادر کوچکترش بکهیون به کره برگشت , باید میدونست این کارش نبش قبر گذشته است و نباید میومد. اما حالا که به خاطر بکهیون همه چی رو به جون خریده بود باید با گذشته ی دردناک روبرو میشد و لوهان چه میدونست با برگشتنش دردهای سهون رو تازه میکنه سهونی که دل قفل شده اش به خاطر لوهان به تپش افتاده بود اما ازین عشق و تپش درد میکشید.سهون قرار نبود به عشق اولش خیانت کنه و عاشق بشه قرار نبود اما لوهان تمام قول و قرارهاش رو بهم زده بود. ═ ∘♡༉∘ ═ #Gamer
[ Shameless ] por Vida_twinkleFanF
Vida_twinkleFanF
  • WpView
    LECTURAS 178,148
  • WpVote
    Votos 15,783
  • WpPart
    Partes 24
◆Genere: smut (a bit harsh) _ romance _ angst همه چیز ازون شبی شروع شد که من به هوای اینکه اونم یه مرد بی بندوبار عوضیه که دنباله یه رابطه یه شبه می گرده بهش نزدیک شدم! ◆◆◆ _: جانگوک، اسمت خیلی بهت میاد..همون طور با غرور..زیبا و محکم! _: البت برای تو آقای جون! دستمو که روی سینش بود رو خط فکش کشیدم و گفتم: امشب نمی خوای منو مال خودت کنی کوک؟! من تمام و کمال در اختیارتم! فشار محسوسی به پایین تنش آوردم و نزدیک گوشش ادامه دادم... _: هرکاری دوست داری باهام بکن! _: چرا نمی فهمی جیمین؟! من..نمی خوامت..من..ازت..خوشم نمیاد..حالم از فکر کردن به سکس با همجنسم..بهم می خوره! Kookmin_Vmin ◆◆◆
The Alpha  por ooh_rihun
ooh_rihun
  • WpView
    LECTURAS 35,653
  • WpVote
    Votos 7,323
  • WpPart
    Partes 22
،کاپل:چانبک، هونهان ، رمنس،فانتزی، اسمات +18، werewolf زمان آپ :سه شنبه ها دلش میخواست تنها باشه، دلش می‌خواست یه روزی ازین شهر دور بشه و برای خودش یه زندگی جدا داشته باشه، اما شرایط گله این اجازه رو بهش نمی داد، اون جانشین رئیس بود و تازمانی که نفس می‌کشید باید توی گله میموند، از طرفی هم نیمه ی دیگه روحش رو توی این شهر کوفتی پیدا کرده بود و حس می‌کرد باید اون پسر خواستنی با بوی توت فرنگی و نوتلا رو مال خودش کنه، ازین فکر لبخندی زد و درحالی که به سقف اتاقش خیره بود ، گفت _بالا خره پیدات کردم، 🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺🐺
⊱Wtf?!I Fall In Love With A Bunny?!࿐💯 por silvereyes_moonstone
silvereyes_moonstone
  • WpView
    LECTURAS 186,558
  • WpVote
    Votos 25,641
  • WpPart
    Partes 20
《کامل شده》 تهیونگ هیچوقت فکر نمیکرد کارما اینقدر بِچ باشه که بخواد با فرستادن یه خرگوش انسان نما توی زندگیِ کوفتیش عذابش بده...اما اون اشتباه کرد اشتباهِ بزرگِ دست کم گرفتن کارما....! ▪به مناسبت تولد کوکی! ¤Couple: TAEkook ¤Genre: fantasy , comedy , fluf , romance
" My Little Prince  "[S3 Uncomplete] por RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    LECTURAS 23,485
  • WpVote
    Votos 4,730
  • WpPart
    Partes 79
•¬کاپل: چانبک | شیوچن | سکای | کریسهو | کایسو | هونهان •¬ژانر: تاریخی | جادویی | فانتزی | رازآلود •¬خلاصه: این آغاز یک پایان بود برای سرزمین دلفورهسب وقتی ولیعهد چانیول برای نجات جانش مجبور شد سرزمین و حکومتش را رها کند و به سرزمین همسایه پناه ببرد. و این پایان یک آغاز بود وقتی ولیعهد جونگده به جرم توطئه ی مادرش از حکومت خلع شد و به شمالی ترین نقطه ی کشورش تبعید شد تا سدی بر سر بانو بویانگ نباشد. و هردوی این سرنوشت در نقطه ی صفر مرزی وقتی دو ولیعهد جوان باهم ملاقات کردند گره خورد و افسانه ی خاک خورده ی جادوهای هر دو سرزمین اشکار شد. ═ ∘♡༉∘ ═ #Gamer