🙂
151 stories
 FALL / سقوط by Esmeraldo1381
Esmeraldo1381
  • WpView
    Reads 119,311
  • WpVote
    Votes 12,383
  • WpPart
    Parts 73
من اصلا از مرگ نمیترسم،مرگ ی وسیله است برای پایان دادن ب درد و رنج من... چیزی ک منو میترسونه زندگیه! اما توی این همه سال عمری ک از الهه ماه گرفتم بهم یاد دادن ب خودم ترحم نکنم اونا بهم گفتن: "اگر ب خودت ترحم کنی زندگیت تبدیل ب کابوس میشه؟!" با این حال کنجکاوم تعریف اونارو از کابوس بدونم اخه از نظر من زندگی الانم خودش ی کابوس س بعدیه!!!! .................................... نام فیک:سقوط / FALL ژانر:امگاورس،اکشن،عاشقانه،تخیلی،روانشناسی،خانوادگی،اجتماعی کاپل:"seven some" سون سام (جیمین کلا باتم😪😝) خلاصه:پارک جیمین تنها بتای خانواده پارک...۲۵ ساله دوروغی رو با خودش حمل میکنه ک تمام محور زندگیشو تشکیل داده....اما زمان افشا شدن هویتش با ورود برادران کیم رسیده....اون قراره تمام چیز هایی رو ک با دوروغ ب چنگ اورده از دست بده... 🫡😉
Little Hyung | هیونگ کوچولو by ArwenJaxel
ArwenJaxel
  • WpView
    Reads 16,954
  • WpVote
    Votes 2,298
  • WpPart
    Parts 22
یه هیونگ، یه مکنه ... یکی زودتر فهمید، یکی دیرتر پذیرفت . بین شوخی‌هایی که زیادی جدی شدن و نگاه‌هایی که زیادی طول کشیدن، چیزی شکل گرفت که هیچ‌کدومشون اسمش رو نمی‌ اوردن چون بعضی احساسات، وقتی ممنوع باشن، بیشتر از همیشه خودشون رو نشون می‌دن . وقتی یکی تبدیل به نقطه ضعفت بشه دیگه فرقی نمیکنه تو چقدر واسه پذیرفتنش انکار و واسه تو دامش نیوفتادن فرار کنی ‌. ولی تا کی میشه از یه احساس فرار کرد؟ سخن نویسنده : این نوشته ریل لایف و بیشتر نوشته ها از صحبتاییه که خود جیکوک توی مصاحبه ها ویدیو ها داشتن و البته جز اون صحبتا تغییراتی هم وجود داره که اضافه شده . امیدوارم ازش لذت ببرید و حمایت کنید چون اولین کار من اینجاست .💛 آپ : پنجشنبه
 suspended rings||حلقه های معلق by mijoo105728
mijoo105728
  • WpView
    Reads 56,343
  • WpVote
    Votes 5,925
  • WpPart
    Parts 34
جیمین، یک طراح لباس امگا با دو فرزند، جونگ‌کوک، یک آلفای فوتبالیست و تهیونگ، یک آلفای موفق در دنیای بیزینس. این سه نفر در گذشته به‌طور قراردادی ازدواج کردن و به‌واسطه مشکلات خانوادگی و تعارضات درونی، مجبور به جدایی شدن در خلال داستان، اون ها با چالش‌های روابط خانوادگی و مسائل حرفه‌ای روبه‌رو هستن، در حالی که رابطه‌شون تحت تاثیر رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و تنش‌های بین خودشون و خانواده‌هاشون قرار می‌گیره. Couple:vminkook Genre:omegaverse,mpreg,angst,sport
paradoxical wolve by mijoo105728
mijoo105728
  • WpView
    Reads 17,833
  • WpVote
    Votes 3,622
  • WpPart
    Parts 26
جونگ‌کوک آلفایی که کاملا شخصیتی شبیه امگاها داشت و درمقابلش جیمین امگایی که کاملا شبیه به یک آلفا بود ترکیب این دو نفر که کاملا باهم در تناقض بودن قرار نبود اتفاقای سادگی رقم بزنه couple:kookmin,taegi genre:arrenge marride,omegaverse,mpreg,angst,dram,romance,smut up time:جمعه
Lutan | Kookmin  by Mary_hoope
Mary_hoope
  • WpView
    Reads 42,952
  • WpVote
    Votes 4,683
  • WpPart
    Parts 45
جیمین هیچوقت فکر نمیکرد زندگیش با یک ازدواج اجباری زیر و رو بشه، ازدواجی که نه با عشق بلکه از سر بازی قدرت جونگکوک شروع میشد! برشی از داستان: _فکر کردی کی هستی که اینطور با من حرف میزنی هوم؟ _کسی که...سرش قمار...شده! ژانر: امگاورس، امپرگ، انگست، اسمات و..
serendipity(ترجمه شده) by mijoo105728
mijoo105728
  • WpView
    Reads 70,145
  • WpVote
    Votes 6,736
  • WpPart
    Parts 41
همه چیز برای امگا جیمین و الفا جونگ‌کوک از جایی شروع شد که جیمین به عنوان پرستار وارد اون خونه شد کاپل:کوکمین ژانر:امگاورس،امپرگ نویسنده:jikookun_dudaklari@ مترجم:mijoo105728@
امگای انتخاب شده     by NazNazim1
NazNazim1
  • WpView
    Reads 67,706
  • WpVote
    Votes 6,525
  • WpPart
    Parts 68
پارک جیمین پسری ساده و اروم. که روز هاشو با شغل ساده کامندی اش میگذرونه و شبا با خوندن و نوشتن داستان هایه تخیلی مورد علاقه اش جیمین ما عاشق دنیاهایه تخیلیه که خودش با قلمش میسازه جهانی پر از موجوداد خارق العاده و عشق هایه ممنوعه چی میشه یک روز بین مرض واقعیت و تخیل گیر بکنه و تویه دنیاییی ک خودش خلق کرده بیدار شه ژانر: امگاروس. طنز. تریسام کاپل اصلی : ویمینکوک کاپل فرعی : نامجین. سپ اگهدخوب حمایت شه و دیده بشه هرشب یا یک شب درمیون پارت میزارم 🥲🌙
We are just friends by arame_e
arame_e
  • WpView
    Reads 33,097
  • WpVote
    Votes 5,367
  • WpPart
    Parts 57
|کامل شده| ما فقط دوست بودیم. نمی‌دونم چیشد چطور چرا اما وقتی به خودم اومدم دیدم که دیوونه‌وار عاشقتم. « - دیگه چرا سیگار نمیکشی؟ - میدونی نیکوتین چیه؟ - توی سیگاره. - آره. همون لحظه ای که سیگار و میکشی نیکوتین باعث میشه آروم بشی. درسته ضرر داره اما آرومت میکنه. تو نیکوتینِ منی جیمین!» « - دوباره داری سیگار میکشی؟ - آره. - مگه ترکش نکرده بودی؟ چرا؟ - دیگه نیکوتینَمُ و نداشتم!» ژانر: عاشقانه، شاید اسمات🌝 کاپل: ویمین، مینوی.
💎الماس دست نیافتنی💎 by park_yissu
park_yissu
  • WpView
    Reads 57,982
  • WpVote
    Votes 6,404
  • WpPart
    Parts 51
یونگی یه مامور مخفی و به اجبار باید از یه جوجه تخص مواظبت کنه این جوجه تخص معروف ترین بازیگر کره ست و از طرف خانوادش طرد شده بخاطر گرایشی که داشته پدر و مادر یونگی توی یک تصادف بعد 13 سالگی یونگی میمیرن و به طرز وحشتناکی دوتا پسرشون فقط زنده میمونن یونگی و جونگ کوک &اهههه داداشییییی _طاقت بیار الان میکشمت بیرون &مامااااان بابااااا هق لطفا بلند شین . . . . . . . _هی جوجه رنگی اگه بخوای واس من درد سر درست کنی..... مطمئنم دوست نداری بدونی بعدش چی میشه +منو از چی میترسونی مامور مین؟ بشین و کارتو بکن . . . . #عاشقتمممممم &من نیستمممم ولم کنننننن نویسنده: park_yissu تکمیل شده✅
𝑰𝒏𝒔𝒂𝒏𝒊𝒕𝒚 | 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 by sheri326
sheri326
  • WpView
    Reads 36,605
  • WpVote
    Votes 4,009
  • WpPart
    Parts 17
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک ، فراموش نشه☆ Name: Insanity Genres: smut dark romance drama psychological Couple: kookmin , vmin Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: #Full [پارت ها طولانی هستند] ☆خلاصه☆ ●"جنون" شاید اسمش قشنگ باشه ، ولی پشت صحنه ای تاریک داره که برای هرکسی قابل رویت نیست جیمین داستان ما منتخب شده تا سر از نیمه ی تاریک شخصی که بیماری "جنون" داره در بیاره... ولی آخر داستان چی میشه؟ ●جیمین باید برای پروژه ی پایان نامش بیماری رو در تيمارستان به عهده بگیره و خوب شدن اون رو تضمین کنه... ولی آیا میتونه این پروژه رو به خوبی و خوشی کنار دوست پسرش تهیونگ‌ تموم کنه و با خیال راحت برای آینده اش برنامه ریزی کنه ! یا محو چشم‌های بیمارش میشه و ناخودآگاه خودش رو تسلیم خواسته هاش میکنه !؟ -------------------------------------------------------- ☆قسمتی از فیک☆ -کوک نکن ،مردم نگاهمون میکنن... سرش رو توی گودی گردن جیمین فرو برد -بزار نگاهمون کنن؛ در هر صورت اونها راجب عشق قضاوت میکنن و همونطور که بینیش رو روی گردن جیمین می‌کشید پوزخندی از سادگی پسر زود باور توی بغلش زد...