Favorite🌈💧☃️
122 stories
CONQUERED by Mahsa_shw
Mahsa_shw
  • WpView
    Reads 1,228,839
  • WpVote
    Votes 145,762
  • WpPart
    Parts 124
I changed that Monster, just for YOU..! ❌هشدار❌ ۱-فنفیک با فاصله‌ی زمانی نسبتا زیادی آپ میشود. ۲-این یک رمان طولانی است؛ اگه حوصله‌ی داستان طولانی ندارید، این فنفیک را شروع نکنید. ۳-این یک فنفیک "بی‌دی‌اس‌ام" نیست اما دارای محتوایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد. از جمله آسیب‌های فیزیکی، تحقیر، تجاوز، قتل، کشتارهای دسته جمعی، صحنه‌های باز روابط جنسی، خودآزاری و.... 🖤خطاب به تمام قربانیان تجاوز؛ به عنوان یک انسان میدونم تجاوز تا چه مقدار درد و سختی به فرد قربانی تحمیل میکنه و فرد چقدر میتونه آسیب ببینه و زندگیش تحت تاثیر قرار بگیره. چیزهایی که در این بوک نوشته شده صرفا یک داستانه و به خاطر همین هم، شرایط واقعی روحی و روانی فرد قربانی تجاوز، و رابطه‌ی اون با فرد متجاوز به درستی به تصویر کشیده نشده. امیدوارم کسی در دنیای واقعی آسیب‌های وارده بر قربانی‌ها رو نادیده نگیره و فراموش نکنید که هر چیزی که اینجا میخونید، صرفا یک داستان تخیلیه و واقعیت نداره. با عشق و احترام زیاد برای تمام انسان‌هایی که قربانی تجاوز شدند. شما جنگنده و شجاع هستید. بهتون افتخار میکنم🖤=)))
My Husband's GirlFriend by BySandMan
BySandMan
  • WpView
    Reads 90,111
  • WpVote
    Votes 18,204
  • WpPart
    Parts 24
🗽 کامل شده🎠 بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن. ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند... ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟
Bodyguard by fable_army
fable_army
  • WpView
    Reads 93,101
  • WpVote
    Votes 14,809
  • WpPart
    Parts 48
[COMPLETED] 💣"بادیگارد" یعنی محافظ شخصی، کسی که وظیفه داره از جونت محافظت کنه. 💥حالا چی می‌شه اگه وظیفه‌شناسی جاش رو به احساسات بده؟ 🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺 ≈بادیگارد≈ 〽شیپ: لری/ لویی تاپ 〽وضعیت آپ: تکمیل شده 〽ژانر:عاشقانه،درام،هیجان انگیز، تریلر، مولتی فندوم 〽نویسنده:melorin_stylinson 🆔Instagram: jentle_.girl دیگر آثار: فن‌فیکشن‌های چشم‌هایش (لری) امشب اشکی می‌ریزد (لری) ارباب جوان (لری) دشمن ملت(لری) دروغگوی خوب (هیدلسورث)
King Of My Heart~L.S[Completed] by gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Reads 80,754
  • WpVote
    Votes 13,815
  • WpPart
    Parts 44
و عشق، بی هیچ ریشه ای، می روید در قلبِ تو... بی هیچ نجوایی، فریاد میکشد و حل میشود میانِ سرخیِ رگ هایت... ___ اواخر قرن هجده میلادی. سلطنت...دیدار...مرگ...سرنوشت... و جرقه ی عشقی نافرجام. بهار97
🌧Rainy Monster🌧 (completed) by PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    Reads 33,783
  • WpVote
    Votes 7,693
  • WpPart
    Parts 25
هیولای بارانی🌧 چانبک ، تاعوریس، کایسو 💕 فانتزی ، رمنس ، فلاف 😻 به قلم : آرتی 🌿 خلاصه 👇 خیلی از ادما وقتایی که بارون میاد غمگین میشن...چی میشه اگه بارون بیاد چون یه نفر غمگینه؟ اونم نه هرکسی...یه هیولا...هیولای بارانی...! [ Monsters are real...They lived inside us...And sometimes they win! ]
E.X.O. Mission | ماموریت ای.اکس.او by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 55,265
  • WpVote
    Votes 271
  • WpPart
    Parts 2
خوندن داستان رو به زیر 15 اصلا توصیه نمی کنم.. به هیچ وجه... چون کمی فضای تاریک و افسرده کننده و صد البته پر از موارد اخلاقی داره. توی این داستان موجودات ماوراء الطبیعه خواهیم داشت. مثل خوناشام ها... و نِکو... نکو =انسان گربه زمانه زمانه ی شیاطین و خوناشام ها بود. جایی که پاکی کمیاب بود و زندگانی کمیاب تر. سر زمین های شمالی به دست خوناشام ها تسخیر شده بود و گرگنما های درنده سرزمین های جنوبی را محل قتل وغارت خود کرده بودند. در این بین موجودات بی دفاع در ترس زندگی می کردند و با کوچکترین بی احتیاطی به راحتی کشته می شدند...