"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم...
من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای...
هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد...
یه چیزی بگو...
دارم ازت ناامید میشم..."
say something I'm giving up on you...
Translator : @blueheartedme_
ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا....
ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
[Completed]
"لویی نابیناست؛
اون طرفدار واندایرکشن یا درواقع فنِ هری استایلزه، و درست از لحظه ای که اونها همدیگه رو ملاقات میکنند زندگی لویی زیر و رو میشه..."
* * *
author ( on ao3) : sweetkisses
[Completed]
هری بیماری Haphephobia (فوبیای لمس شدن و لمس کردن) داره.
اون از لمس کردن و لمس شدن امتناع می کنه.
لویی هم اتاقی جدیدشه که فقط می خواد از مرز دستکش هاش عبور کنه.
و شاید هم به زودی از مرز های قلبش...
------
H a p p y E n d i n g
------
Written by: @enigmaticectacy
Translated by: @mhd3_mb0odi
هری بر خلاف خواست خودش توی مناقصه ای بین چندین دومینات به مزایده گزاشته میشه ، اون وارد دنیایی شده که پر از تاریکیه ولی چی میشه اگه تصوراتی که داره با واقعیت فرسنگ ها فاصله داشته باشه .....
پ.ن : لطفا دسکریپشن فیک رو بخونین !!
#ddlb
#bdsm
#fluf
#larrystylinson
هری یه تامبلر بویه که ایدلش لویی تاملینسونه. اون فقط یه فن بوی سادس تا اینکه از لویی نوتیس میگیره...
.
.
Original Story By: @Dark_Larrie17
*Completed*
- #5 in shortstory
- #6 in loveislove
[Completed]
وقتی که هری اشتباهی وارد یه چت با چهار تا پسر دبیرستانیای میشه، که هم مدرسهای هستن.
یا جایی که لویی از هری با گلهایی در میان گیسوانش، خوشش میاد .
Written by: @CarolAnnGladstone
Translated by: @LoutheGolden & @P_mayne
تموم چیزی ک لویی بهش فکر میکرد ی پسر سفید با بال های کوچیک آبی بود!
اون همیشه اونو زیر نظر میگرفت و برق بالهای پولکیش و زیر نور خورشید تحسین میکرد!
BY:ARSHIYA
Louis top