*بهترین داستان تخیلی سال ۲۰۱۸
*رتبه ۱ فیکشن گی
*برنده جایزه بهترین داستان واتپد در سال ۲۰۱۹
در پس فرار از گرگ ها 'جیلین مکس ول' شیفته 'کوانتین برونکس' میشود و آن دو در کنار یکدیگر دیو درون قلب جیلین را آزاد می کنند .
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
'جِیلین مکس ول' یک رابطه عجیبی با گرگ ها دارد.آنها جانش را قبلا نجات داده بودند ولی حال به دنبال او هستند.در حمله دوباره،او با دخالت 'کوانتین برونکس' نجات میابد.مردی خوشتیپ که گرگ خود را به این پیکار می آورد.کوانتین غرقِ جیلین میشود و جدای از رابطه عاشقانه آن دو کوانتین حقیقت خطرناکی را برایش آشکار میکند.
هیولایی در وجود جیلین است.هیولایی که گرگ های روی زمین را به سراغش می آورد.
تحت حفاظت کوانتین،جیلین طبیعت هیولای خویش را یاد میگیرد و با تلاش برای به دست آوردن قدرت درونش و عشقی که به محافظ خود دارد،
جیلین خود را برای نبرد با هیولاهای در پی خود و هیولای وجودش آماده میکند...
⸺نام فیکشن : 🎻࿐࿔ Dream and Dust ࿐࿔🎻
⸺کاپلها : کایسو┊چانبک┊سوهو+چونگها
⸺ژانر : درام┊تریلر┊انگست┊رمنس┊اسمات
⸺نویسنده : پینک 🍕🌿
⸺آیدی نویسنده در تلگرام : @Pinkish8
⸺روزهای آپ : یکشنبهها
پ.ن: کاپلهای چانبک و کایسو ورس هستند.
⸺خلاصه :
زمانیکه دست دولت توتالیتر کره آغشته به خون شده و مردم در تب و تاب انقلاب بودن؛ دو کیونگسو ،سگ شکاری بتهوون و ماشین کشتارِ حزب فاشیستیِ عدالت، در هیئت یک ویولونیست خیابونی در همسایگی پارکجونگین که یک بالرین منزوی بود، ساکن شد─༄
اما آیا کیونگسو میتونست این حقیقت که مبارزی از حزب عدالت بود رو برای مدتی طولانی از طعمهاش پنهان و آخرین ماموریتش رو با موفقیت سپری کنه؟⚖
ماموریتی که در پی قربانی گرفتن از جونگین و خانوادشه.🍷
⸺نام فیکشن : مرثیهای برای ستارگان افول کرده🥀🥃
⸺کاپلها : چانبک┊هونهو┊ویکوک
⸺ژانر : درام ┊رازآلود┊اسمات ┊رمنس
⸺نویسنده : پینک 🍕🌿
⸺آیدی نویسنده در تلگرام : @Pinkish8
⸺روزهای آپ : پنجشنبه ها
پ.ن: تمام کاپلها ورس هستند.
⸺خلاصه :
💰بیون بکهیون، مدیر فروشِ کمپانی لیتاردو، مردی با هزاران نقاب بود🎭؛ در قرنی که پول حرف اول رو میزد، بکهیون برای به دست آوردن اون اسکناس های رنگی حتی حاضر به ازدواج با دختری از طبقهی سرمایه دار شده بود که فرزند ارشد موسس کمپانی لیتاردو بود☕️
اما در یک روز خاص همه چیز از کنترلش خارج شد؛ روزی که پارک چانیول دارندهی کمپانی کوچک و تازه تاسیسِ مکسمی رو ملاقات و بعد از سالها، تمایلات همجنس گرایانه اش دوباره سرباز کرد🔥
بیون بکهیون حالا تنها سودای وسوسه پارک چانیول برای برقراری یک رابطه کوتاه مدت رو داشت🍸
اما با به قتل رسیدن رئیسِ کل کمپانی لیتاردو و باز شدن پای یک کاراگاه خصوصی🕵🏻♂ به زندگیشون، همه چیز دستخوش تغییر شد؛ اینبار بکهیون برای رسیدن به جایگاه ریاست کمپانی نیاز به یک قربانی داشت─
بکهیون یک آدم معمولیه،درواقع خودش این فکرو راجع به خودش داره و سعی میکنه همونطور رها زندگی کنه تا اینکه یک نفر اون رو پروانه صدا میزنه و فکرشو بهم میریزه..
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook
فصل دوم 'Randy'
همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن.
اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی
هیچ وقت!
Made in pain!
________________
توجه ⚠️
این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
[کامل شده]
"رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده.
¬افسارگسیخته ¬
___________________
_مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد!
+میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن.
Vkook story!
⚠️#1in bts fanfic
⚠️#1in Persian
⚠️#1in Action
"بکهیون... محض رضای خدا. من میدونم که از زندگی چهچیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمیدونی. نمیدونی چهچیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم میکنی. من رو میبوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانهست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون میرسونی. داری کاری میکنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!"
[CHANBAEK × KAIHUN]
[Angst × Slice of life]
یک روز صبح، روزی که قرار بود خیلی معمولی و عادی باشه، بکهیون بعد از بیدار شدن از خواب شبانه در کنار همسرش، متوجه میشه که چانیول اون رو فراموش کرده و خاطراتش به سالها قبل زمانی که ازش متنفر بود برگشته .
------------
در علم نجوم NewMoon زمانیست که نور خورشید سمت دیگری از ماه را روشن میکند و ساکنین زمین قادر به دیدن ماه نیستند . ماه تا چند روز آینده که دوباره درخشان شود در فاز تاریکی قرار دارد .
نیومون داستان چانیول و بکهیونی را روایت میکند که در فاز تاریک زندگی قرار گرفتند .
فیک NewMoon دارای سه فصل یا بخشه که در هر فصل یک زمان از زندگی شخصیت ها روایت میشه .
------------------
'جزیره' Island
فصلی که دوران نوجوانی کاراکترهای اصلی رو روایت میکنه .
'عاشقم باش' LoveMe
در این فصل با دوران جوانی کاراکترها همراه میشیم و رابطه ها شکل میگیرن .
' از یاد رفته ' Forgotten
این فصل اصلی ترین فصله و در واقع پوینت داستانه . و چند سال بعد از عاشق شدنشون رخ میده .