ola_ziw
- Leituras 187
- Votos 20
- Capítulos 2
دو وجود متفاوت و متشابه
سرشار از سرما ،تاریکی ، سکوت ،تیرگی ، شهوت ، خشم ، خفگی ، تنفر ، غم ، هنر، بی حسی و غرور در رویارویی برنامه ریزی شده کالبد های ناقص و تکه تکه شون ناخواسته و در جهته هدف نابودی دیگری سازشی در پیش میگیرند که مقدمه ای برای تولد حسی ناشناخته در وجوده بی وجوده تاریک و سرده کالبد های تکه شون میشه روی دیگر گرما ، نه ، نه گرمای مهلک و اعصاب خورد کن تابستون ، نه اون گرمایه نفرت انگیزی که با تنفر ترکیب شده ، انرژیه وجود سردشونو با بیرحمی اب میکنه ، نه گرمایی که با صبرو تحملشون بازی میکنه
لذتی فضایی ، تسکین دهنده تر از قرمز غلیظ خون روی تن های کصافطه بی مزایا ، دوپامینه طبیعی ، لمس تعلیق ، شاید ...تکامل دو وجود ، لمس احساس ، شاید ... مراسم دفن بی حسی،
شاید ....