CB
95 stories
The Musician by lilyblue92
lilyblue92
  • WpView
    Reads 31,728
  • WpVote
    Votes 10,512
  • WpPart
    Parts 22
《نوازنده》 Full بکهیون دانشجوی کره ای تباری که از طریق نواختن در میدان شهر گذران زندگی میکنه با مردی اشنا میشه که براش ترسیم رویایی به واقعیت تبدیل شده است. مردی که بال پرواز بهش هدیه میده غافل از اینکه آغوشش مکانی میشه برای سقوط پسرک جوان... ****** لبهای لرزونش رو روی لبهای خشک شده اش گذاشت. با بغض زمزمه کرد : -من بکهیون، تو را به عنوان همسر عزیز خود... چانیول دستش رو بالا اورد تا گونه اش رو لمس کنه بی طاقت التماس کرد "خواهش میکنم هیون تمومش کن" -بر میگزینم. تا از امروز تا ابدیت تو را کنار خود داشته باشم... "بکهیون تمامش کن، ادامه نده خودت رو..." دست سردش رو روی لبهاش گذاشت تا مانعش بشه، قطره اشکی از چشمهای تبدارش روی صورت رنگ پریده اش چکید. -در هنگام بهترینها و بدترینها، در هنگام بیماری و سلامتی برای اینکه دوستت بدارم... هق زد و با ته مونده توانش نالید : تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند. writer: lily blue chanbaek romance / Angst / Slice of life
♤ Desdemona ♤ by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 34,282
  • WpVote
    Votes 5,739
  • WpPart
    Parts 22
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
Endless February ~|| Chanbaek Au by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 2,365
  • WpVote
    Votes 431
  • WpPart
    Parts 17
یکشنبه روزی معمولی بود. روزی تعطیل که افرادِ شاغل تمام هفته انتظارِ فرارسیدنش رو می‌کشیدند. روزی که زوج‌هایی که به تازگی باهم وارد رابطه شده بودند، سر قرار می‌رفتند و با هدایایی همدیگه رو سرِ ذوق می‌آوردند. روزی که خانواده‌ها دور هم جمع می‌شدند و بوی غذا و صدای خنده‌ها حیاطِ پشتی‌اشون رو پر می‌کرد. روزی که بچه‌ها از شادیِ تمام شدن تکالیفشون به بازی با عروسک یا حیوانات خانگی‌اشون مشغول می‌شدند و دقیقا همون روزی که خبر یک جنایت ریشه‌ی ترس رو در دل‌های زیادی گره زد. روزی که پارک چانیول، افسر عالی رتبه و خلبان تک‌خال سابق جت‌های نظامی به جنایتی اعتراف کرد و همه‌ی اخبار و مقالات از پیدا شدن قاتل دو مرد که مدتی پیش به قتل رسیده بودند، خبر دادند. همه‌ی این‌ها در یک یکشنبه‌ معمولی اتفاق افتاده بود. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: فوریه بی‌انتها 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: چانبک 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: جنایی، روانشناسی، عاشقانه 🥉In #روانشناسی
𝖺𝖼𝖼𝗈𝗆𝗉𝗅𝗂𝖼𝖾 by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 11,575
  • WpVote
    Votes 2,412
  • WpPart
    Parts 32
«گاهی خاطره‌ها به بدترین شکنجه‌ها تبدیل میشن» این رو بکهیون زمانی متوجه شد که خاطره اون شب بارونی و ترسناک، هرگز اجازه نداد با تمام وجود لبخند بزنه و از شنیدن صدای قطرات بارون لذت ببره چون تصاویر خون‌آلودی از چهره والدینش لرز به اندامش می‌انداخت. -هم‌گنـاه -ژانر: عاشقـانه، جنایی، تراژدی، اسمـات، هپی‌اند -کاپل: چانبک -نویسنده: السا
MOIRA by ParklLoey
ParklLoey
  • WpView
    Reads 6,205
  • WpVote
    Votes 1,308
  • WpPart
    Parts 15
Title: Moira Genre: Romance | Drama | Angst | Happy End Main Couple: ChanBaek Written by: Silver Loey Update: Every Thursday Status: Ongoing ______________________________ همه‌چیز از یه تصمیم ساده شروع شد. تصمیمی که معمولی به نظر میرسید طوری که کسی فکر نمیکرد بتونه آینده رو جابجا کنه. فاصله‌ی بین درست و غلط همیشه واضح نیست. گاهی فقط یه قدم اشتباه کافیه تا اعتمادها ترک بخورن و رابطه‌ها شکل تازه‌ای پیدا کنن. اینجا هیچ‌چیز سیاه و سفید نیست..خاکستری قطعا تفسیر درست تری برای رابطشونه. دو مرد با گذشته‌ای که رهاشون نمیکنه روبرو میشن و مجبورن بین موندن و رفتن، حقیقت و سکوت، یکی رو انتخاب کنن. هر انتخاب، بهایی داره حتی اگه دیر فهمیده بشه. بعضی راه‌ها فقط یه‌بار اجازه‌ی عبور میدن و وقتی ازشون گذشتی، دیگه هیچ‌چیز شبیه قبل نخواهد بود. بیون بکهیون حاضر بود همه‌چیز رو ببخشه..فقر، سختی، کتک و دعواهای بی‌پایان و حتی شکسته شدن قلبش رو... اما خیانت؟ نه! "- تو یه شب، هم همسرم رو از دست دادم..هم بهترین دوستم." "- و من، هفت ساله دارم تاوان شبی رو میدم که حتی خیانتی اتفاق نیفتاد." ______________________________
 Rival [ ChanBaek & HunHan ]  by Castle_Demon
Castle_Demon
  • WpView
    Reads 60,922
  • WpVote
    Votes 5,441
  • WpPart
    Parts 24
🔮 فن فیک: Rival [ رقیب ] 🔮کاپل ها : ChanBaek & HunHan 🔮ژانر : رمنس - فرمول یک - درام - هپی اند ❌ محدودیت سنی : NC+18 ❌ 🔮 نویسنده: Elnaz-CH 🍒✨ ☔ بخشی از داستان: چانبک: پارک چانیول راننده ی اولِ فرمول یکِ جهان پسری احساسی و محکم ، به درخواستِ وزیر بیون به کره میاد تا به پسرش ( بیون بکهیون ) آموزشِ فرمول یک بده پارک‌چانیول قبول میکنه و بکهیون رو سرِ تمرین میبره اما بکهیون سرِ شرط بندی با پسر خاله ی عزیزش ( لوهان ) واردِ رابطه با پارک چانیول میشه
Genius | Chanbaek by WangYaoyen
WangYaoyen
  • WpView
    Reads 17,896
  • WpVote
    Votes 2,803
  • WpPart
    Parts 49
اسمش پارک چانیوله، فکر کنم یکی دو سال ازت کوچیکتر باشه. پدر و مادرش هردو تو همین بازه‌ی زمانی مشکوک مردن و ممکنه قربانی‌های همین قاتلی باشن که دنبالشی... اما لطفا مراقب باش بکهیون، این پرونده با تمام پرونده‌های قبلیت خیلی فرق داره! ---------📰--------- ᝰ𝐍𝐚𝐦𝐞: Genius ᝰ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: ChanBaek, KaiSoo ᝰ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Angst, Crime, Romance, Smut
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 62,702
  • WpVote
    Votes 14,627
  • WpPart
    Parts 35
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
 Lily of the valley: Muguet (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 147,695
  • WpVote
    Votes 25,297
  • WpPart
    Parts 17
بکهیون یه پزشک جامعه ستیز و منزویه که با توانایی ماوراطبیعیش میتونه تعداد روزهای باقی مونده از عمر آدمارو به شکل یه عدد بالای سرشون ببینه. اون ازدواج کرده، یه دختربچه داره و درظاهر کلی موفقه اما تو تمام دنیای تیره و تاریکش، فقط یکنفر هیچ عددی بالای سرش نداره و به بکهیون نمیگه چه موقع قراره بمیره. اون شخص کسی نیست جز همسر سابقش، پلیس جذابی به اسم پارک چانیول. 𖤐⃟🌱Fɪᴄ: Lɪʟʏ ᴏғ ᴛʜᴇ ᴠᴀʟᴇʏ: Mᴜɢᴜᴇᴛ 𖤐⃟🌱Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Sᴜʀʀᴇᴀʟ 𖤐⃟🌱Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ موگه یه فیکشن کوتاه و نمادینه.
Juliet Roses (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 218,986
  • WpVote
    Votes 34,389
  • WpPart
    Parts 20
سر موضوعات اساسی دعوا میکردن اما خیلی آسون آشتی میکردن. آخرشب بهم فحش میدادن و فردا صبح با یه سکس اوکی میشدن. انگار وقتی لخت و خواب‌آلود زیر ملحفه دراز کشیدی و پچ‌پچ میکنی "ببخشید"، "هرچی تو بگی"، "دوستت دارم" خیلی راحت‌تره. تمام دفاعیات و توجیهات بی‌ارزش میشن و اتفاقا جوری میبوسی و بغل میکنی و میگی اصلا همه چی تقصیر خودت بوده که نسبت به رفتار دیشبت شبیه دوقطبی‌ها بنظر میرسی. شاید باورنکردنی باشه اما از یه جایی به بعد وقتی دلشون برای همدیگه تنگ میشد، با دعوا شروع میکردن. انگار شروعش باید از این نقطه باشه. عادت شده بود. به کل‌کل و دعوا و لجبازی سر کوچکترین موضوعات عادت کردن. درواقع یه رابطه‌ی مضر ساختن و وانمود کردن همه‌چی اوکیه. همدیگه رو آزار دادن و اسمشو گذاشتن عشق! پارک چانیول رئیس حزب و گروه سیاسی PRK و همسرش بازیگر بیون بکهیون، یه زوج پر از خطا و ایراد. اونا یه رابطه‌ی سمی، شخصیت‌های متضاد، و یه تراژدی متفاوت دارن. -رابطمون مثل رزهای ژولیت بود. گرانبها و ظریف. نیاز به مراقبت و توجه داشت...اما ما براش تلاش نکردیم. 🥀Fɪᴄ: Tʜᴇ Jᴜʟɪᴇᴛ Rᴏsᴇs 🥀Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ 🥀Gᴇɴʀᴇ: Rᴇᴀʟʟɪsᴍ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Mʏsᴛᴇʀʏ, Dᴀɪʟʏ