CB
103 historias
Enchanter por Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Lecturas 6,630
  • WpVote
    Votos 1,238
  • WpPart
    Partes 9
❉⨾ #Enchanter ❉⨾Writer: Linbunny ❉⨾Editor: Nova ❉⨾ Couple: Chanbaek | Secret ❉⨾ Genre: Omegaverse | Mpreg | Romance | Psychological | Criminal | Smut ╭──────────.★..─╮ این داستان درباره عشقه... عشقی از جنس بارون. یکی مثل بارونیه که روی خاک خشک میباره؛ تلخ و آرومه، اما پر از زندگی. اون یکی مثل بارونیه که از ترس زمین خوردن، خودش رو تو آسمون نگه میداره. بکهیون، امگایی اوتیستیک با سندروم ساوانت، یه پروفایلر (چهرهنگار) تو ادارهی فرعی پلیس سئوله. زندگی آروم و یکنواختش وقتی زیر و رو میشه که میفهمه بارداره... و پدرِ اون کوچولو، کسی نیست جز پارک چانیول، آلفای سرد، مغرور و لیدر تیمش. میون پروندههای تاریک و پر از رازهای پنهون، عشقی شکل میگیره که از جنس بارونه؛ یهجا میباره تا زندگی ببخشه، یهجا میباره تا سیل و طوفان راه بندازه... عشقشون هم نجاته، هم نابودی. ╰─..★.──────────
Hidden fragrance|عطر پنهان por Y_Chamomile
Y_Chamomile
  • WpView
    Lecturas 4,070
  • WpVote
    Votos 1,159
  • WpPart
    Partes 13
ریختن آیس‌کافی روی مدیرعامل جدید شرکت قرار بود فقط یک اشتباه خجالت‌آور باشه. اما بکهیون خیلی دیر فهمید که بعضی برخوردها اتفاقی نیستن و بعضی آدم‌ها از قبل برای هم مقدر شدن 🧋couple: Chanbaek 🧋genre: omegaverse,smut NC+17, romance,fluff 🧋writer: Y_Chamomile
Solmere por TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Lecturas 14,741
  • WpVote
    Votos 3,317
  • WpPart
    Partes 25
«فکر می‌کردم حتی اگه دوستم نداشته باشی، حداقل مال من می‌مونی...» تا حالا شده در عشقی قدیمی گیر کنی و دیگه هرگز نتونی به کسی جز اون حتی فکر کنی؟! چانیول بعد رفتن بکهیون شکست و تکه هاش رو باد برد اما بکهیون... اون زیبای لعنتی حالا ازدواج کرده بود و زیادی خوشبخت به نظر می‌رسید. کاپل: چانبـک ژانر: عاشقانه، امگاورس، درام محدودیت سنی🔞 نویسنده: السا
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ por fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    Lecturas 179,479
  • WpVote
    Votos 32,273
  • WpPart
    Partes 62
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
𓂃Lemony Love𓂃 por Hony88Moon
Hony88Moon
  • WpView
    Lecturas 67,927
  • WpVote
    Votos 12,343
  • WpPart
    Partes 29
🍋 عشق لیمویی 🍋 پارک چانیول رئیس آلفای کمپانی جواهرسازی Happy Shineه که کارمنداش از عصبانیتش و فریاداش آسایش ندارن. اما حتی آلفای مغروری مثل اون هم باید یه منبع آرامشی داشته باشه نه؟ مثلا آرامشی از جنس لیمو و وانیل که ناگهانی توی زندگیش پیدا بشه و چشمای آلفا رو به روی امگای سرنوشتش‌ باز کنه. با این وجود، دیگه چیزی از این غرور و خشم باقی می‌مونه؟ باید دید!! 𖣠~ Couple: Chanbaek 𖣠~ Genre: Omegaverse, Romance,Drama,fluff,Smut 𖣠~ Writer: Hony Moon
💎••SpotLight••💎 por SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Lecturas 813,548
  • WpVote
    Votos 240,823
  • WpPart
    Partes 124
بکهیون وارث بیچونوچرای شرکت پارکه. اون همه زندگیش رو صرف رسیدن به این نقطه کرده و برای نگه داشتنش از هیچی دریغ نکرده. ولی چی میشه اگه یه روز رقیبی که همیشه ازش میترسید پیداش بشه و موقعیت بکهیون رو به خطر بندازه؟ یعنی بکهیون باز هم میتونه تو صدر بمونه؟ 💎 فیکشن : SpotLight 💎 کاپل : چانبک. ویکوک. کریسهو 💎ژانر : رمنس. درام 💎محدودیت سنی : 18+ 💎نویسنده : #SilverBunny 🐰 🕰️روزهای آپ : دوشنبهها 8 تا 10 شب
UP TO 80% OFF!!!! por Linda8812
Linda8812
  • WpView
    Lecturas 4,578
  • WpVote
    Votos 811
  • WpPart
    Partes 8
~کامل شده^^ تلاش‌های موفق آقای بیون بکهیون برای تور کردن آقای پارک چانیول🤏✨ ✨چانبک، کایسو(فرعی) ✨ژانر: روزمره، کمدی
True heir 1 [Completed] por Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Lecturas 89,740
  • WpVote
    Votos 15,365
  • WpPart
    Partes 48
سال ۱۹۴۰ زمانی که ژاپنی ها کشور کره رو تسخیر کرده بودن بکهیون زندگی عادی با خانواده مهربون توی یه روستای کوچیک سرسبز نزدیک مرز ژاپن داره ..ولی چی میشه که با اومدن خانواده اشرافی پارک به اون روستا همه چیز بهم بریزه؟؟ زندگی روی وحشتناک و سختشو بهش نشون میده.. بکهیون نمیدونه چطور باید کنار کسی که خانوادشو سلاخی کرده زندگی کنه?! TRUE HEIR 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑩𝒂𝒆𝒌_𝑯𝒖𝒏𝑯𝒂𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst / romance / mystery / smut / rough '''''~~~'''''~~~'''''~~~''''' _اگه..اگه نتونم فرار کنم چانیول منو میکشه...این اخرین فرصتمه ... بکهیون بعد از گفتن حرفش با التماس به مرد مقابلش چشم دوخت تا راضی بشه و بزاره بره ولی اون مرد بدون هیچ حسی بازوشو گرفت و به جلو پرتش کرد ..بک جلوی پای کسی زمین خورد..کسی که عطرش براش خیلی اشنا بود سرشو به ارومی بالا اورد و توی چشمای به خون نشسته چان نگاه کرد ..نفسش گرفت و سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی چان زودتر عمل کرد و پاشو روی دست بک گذاشت و به شدت فشارش داد جوری که بک از درد جیغی کشید .. _ کجا میخواستی بری بک؟؟؟ همسر عزیزم ..
The Musician por lilyblue92
lilyblue92
  • WpView
    Lecturas 31,998
  • WpVote
    Votos 10,579
  • WpPart
    Partes 22
《نوازنده》 Full بکهیون دانشجوی کره ای تباری که از طریق نواختن در میدان شهر گذران زندگی میکنه با مردی اشنا میشه که براش ترسیم رویایی به واقعیت تبدیل شده است. مردی که بال پرواز بهش هدیه میده غافل از اینکه آغوشش مکانی میشه برای سقوط پسرک جوان... ****** لبهای لرزونش رو روی لبهای خشک شده اش گذاشت. با بغض زمزمه کرد : -من بکهیون، تو را به عنوان همسر عزیز خود... چانیول دستش رو بالا اورد تا گونه اش رو لمس کنه بی طاقت التماس کرد "خواهش میکنم هیون تمومش کن" -بر میگزینم. تا از امروز تا ابدیت تو را کنار خود داشته باشم... "بکهیون تمامش کن، ادامه نده خودت رو..." دست سردش رو روی لبهاش گذاشت تا مانعش بشه، قطره اشکی از چشمهای تبدارش روی صورت رنگ پریده اش چکید. -در هنگام بهترینها و بدترینها، در هنگام بیماری و سلامتی برای اینکه دوستت بدارم... هق زد و با ته مونده توانش نالید : تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند. writer: lily blue chanbaek romance / Angst / Slice of life
♤ Desdemona ♤ por Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Lecturas 40,151
  • WpVote
    Votos 6,622
  • WpPart
    Partes 25
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡