شیائوژان دانشجوی سال آخر رشته تاریخ شناسی چین و وانگ ییبو، صاحب موزه پنج قبیله مشهور است.
شیائو ژان با پیشنهاد استادش، پروفسور وانگ هایکوان، بررسی موسیقی قبیله گوسولان را به عنوان موضوع پایان نامه اش انتخاب میکند که برای انجام آن به کمک وانگ ییبو، صاحب موزه نیاز دارد و او را پس از هزار سال به گوسو لان میکشاند.
(شخصیت های کتاب استاد تعالیم شیطانی که در این داستان استفاده شده اند متعلق به نویسنده ان میباشد و باقی کاراکترها ساختگی و غیر واقعی است. این داستان در ادامه سریال آنتیمد نوشته شده است.)
جان و ییبو تصمیم دارن هر آنچه دیگران برای شب ولنتاین خودشون ترتیب دادن، مال خود کنن. اما به یه شکلی که بقیه هم راضی باشن.
آیا توی این سرقت ولنتاینی، وقتی آیوان 6 ساله همراهشونه موفق میشن؟
وان شات ییجان
فان
ولنتاین
وانشات کوتاهی از ییژان
جان و ییبو توی یه پایگاه فوق سری با هم باید زندگی کنن و این اصلاً براشون قابل تحمل نیست. می تونید یک ساعت از دعواهاشون رو توی این وانشات با دیدگاه طنز بخونین.
تونل شون تسه سقوط کرد
این چیزی بود که درست جلوی چشمهای ییبو رخ داد، اونم وقتی داشت تمام تلاششو میکرد که ماشین جان وارد اون تونل نشه... اما شد و ییبو دید که سقف تونل چطور پشت سر اون ماشین فرو ریخت
حالا تیم امداد برای بیرون کشیدن جان از زیر آوار تونل داره اقدام میکنه و ییبو پشت دیوار تونل با جان حرف میزنه تا اونو برای لحظه نجات سرپا نگه داره
بخشی از مکالمات:
- ییبو! یه چیزی میگم نترس
- این یعنی قراره تا سرحد مرگ بترسم
- نه حالا تا اون حد، اینکه خاک زیر پام داره منو به داخل میکشه اونقدر هم ترسناک نیست
👈 هپی اند
👈 پایان یافته
خلاصه وانشات:
شاهزادگان همیشه نازپرورده نیستند
فرزند هشتم پادشاهی سرزمین جنوب کسی است که متولد شده تا خواهران و برادرانش از دوشهای او بالا بروند
او تنها امگای این خانواده است
کسی که به یک ازدواج اجباری صلح سرزمین محکوم شد، فرزند خردسالش به قتل رسید و از همسرش جدا گشت.
اما هیچکس از قدرت درون رگهای او باخبر نبود. قدرتی که تنها همسر سابقش که در سوگ فرزندشان در اریکه پادشاهیاش اشک میریخت میدانست
ژانر: امگاورس، رمنس، تاریخی
موضوع:
شاهزادهای که برخلاف تمام مردم، هیچ تمایلی به داشتن قدرت نداره و منتظره با رسیدن به سن قانونی دنیای سیاست رو رها و آزادانه زندگی کنه و در این راه شوالیهاش پیشتاز این امور خواهد بود تا راه رو برای سرورش هموار کنه. با این حال دنیای سیاست و کشورداری باعث میشه هیچ چ یزی طبق تصورات پیش نره.
ژانر: سیاسی، درباری
کاپل: ییجان دوست داشتنی😍
در انقلاب جهانی علیه ایلومیناتی، ییبو میتونه جان رو از اسارت شیطان پرستان نجات بده. اما جان توی اسارت کابالیستها براش اتفاقی افتاده که باعث شده از ییبو و تمام دوستانشون متنفر بشه. نفرتی که باعث صدمه عمیق به خودش خواهد شد.
اما ییبو معتقده: من می تونم دوباره جان رو عاشق خودم بکنم. جان بخاطر من فضا زمان رو به هم گره زده، من کافیه فقط گره ذهن و قلبشو باز کنم.
اینبار ییبو با یه چهره متفاوت دوباره خودشو سر راه جان قرار میده تا به خودش و جان ثابت کنه، اونا در هر موقعیت و شرایطی باشن، باز هم عاشق هم میشن
یه فصل کاااااااملا متفات از طلسم آرزو
👈این داستان فصل چهارم طلسم آرزوست.
میتونی صدای گریه بهشت رو بشنوی؟
این اشک های یک فرشته است...
.
من سالهاست
که با عشق پنهان تو
در بهشت خداوند
فرمان برده ام...
~ WangXian FanFic🐇
~ MoDaoZushi🍂