My Favourite Ongoings♡
18 stories
☾✰ The Night We Met  ☾✰ by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 13,508
  • WpVote
    Votes 3,073
  • WpPart
    Parts 17
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
𝕊𝕦𝕟𝕤𝕙𝕚𝕟𝕖 by Thechippedcup
Thechippedcup
  • WpView
    Reads 4,224
  • WpVote
    Votes 894
  • WpPart
    Parts 21
همه از زیبایی ماه میگن، دوربین هاشون رو در میارن و با عکس گرفتن ازش می‌پرستنش.ولی کسی حواسش به خورشید هست؟ اونی که بی صدا می‌سوزه ، می‌جوشه و در نهایت می‌میره؛ فقط برای زنده موندن آدم هایی که حتی طاقت لحظه ای نگاه کردن بهش رو هم ندارن. شاید زیبا ترین چهره ها..دیده نشده ترین باشن. بکهیون هیچوقت فکر نمی‌کرد که ممکنه تمام مسیر زندگیش به خاطر نشستن توی یه کافه‌ی عادی و گره خوردن نگاهش به صندوقدار کافه، عوض شه. تقدیر نقاش پارک و نویسنده بیون، فرای هر تصویر و نوشته، به هم گره خورده بود.
Lie by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 19,052
  • WpVote
    Votes 3,681
  • WpPart
    Parts 31
همیشه فکر می‌کردم من مثل یه جزیره‌م که با آب احاطه شده‌، با این تفاوت که دریای اطراف من، آدم‌هایی بودن که دروغ می‌گفتن. مدتی که گذشت فهمیدم در واقع این جزیره است که به خودش دروغ می‌گه، از عمق آب در‌اومده؛ ولی خودش رو خشکی می‌دونه. فقط کافیه تا سطح آب یه مقدار بالا بیاد تا جزیره کاملا غرق شه. چه اشتباهی بدتر از دروغ گفتن به خودت؟ [ChanBaek]
𝐻𝑎𝑟𝑚𝑜𝑛𝑖𝑎. by LilaisLilaing
LilaisLilaing
  • WpView
    Reads 25,113
  • WpVote
    Votes 3,770
  • WpPart
    Parts 16
بکهیون ، امگای کتاب فروش با رایحه یاسمن ، که دورگه از یه مادر مراکشی و پدر کره ایه ، عاشق سکون زندگیشه. تنها آرزویی که داره حفظ این ریتم تکراریه، بدون هیچ تغییری. اما یه روز تو آخرای تابستون یه مرد درشت هیکل به کتابفروشیش میاد و تهدیدش می‌کنه اگه باهاش ازدواج نکنه به دولت خبر میده که غیرقانونی اینجاست و طبق قوانین برای امگایی مثل اون، برگشتش به کشور جنگ زدش حتمیه. بکهیون بیست و سه ساله هیچوقت نمی‌خواست امگای پارک چانیول بشه- آلفای سی و پنج ساله ی ارتشی که تنها چیزی که ازش دیده میشه اخم دائمیه بین ابروهاش و یه سایه سیاهه، سایه ای با رایحه عود بُرمه ای . ❦︎فیکشن : Harmonia ❦︎کاپل ها : چانبک ❦︎ژانر : امگاورس ، تریلر روانشناختی،رمنس ، درام ، نظامی، اسمات ❦︎محدودیت سنی :+18 ❦︎نویسنده : @lilanotes
ᴘᴇʀɪᴘᴇᴛᴇɪᴀ by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 14,766
  • WpVote
    Votes 3,108
  • WpPart
    Parts 23
ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sʟɪᴄᴇ ᴏғ ʟɪғᴇ, sᴍᴜᴛ ᴡʀɪᴛᴇʀ: ᴄᴄ * اینجا یه نقطه‌ی بی‌بازگشت برای کساییه که میخوان زندگیشون طور دیگه‌ای باشه. چانیول یه دانشجوی عکاس و تازه‌کاره که دنبال ترقی و پیشرفته اما به عنوان یه انسان زیادی بدشانسه و همیشه بدون این‌که بخواد گند میزنه. بکهیون وارث گروه بیون‌ها، یه مرد جوون و پرتلاشه که هرگز اشتباه نکرده و با تمام توان به سمت موفقیت می‌تازه. تلاقی خط سرنوشت اون‌ها، بدون این‌که بخوان به یه رسوایی بزرگ ختم میشه. چانیول برای اولین بار توی زندگی می‌فهمه خوش‌شانسی چه شکلیه و تمام زندگی بکهیون زیر و رو میشه...
My baby shot me down  by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 47,896
  • WpVote
    Votes 7,753
  • WpPart
    Parts 15
🍁نام فیک: My baby shot me down 🍁کاپل: چانبک 🍁ژانر: رمنس، انگست، روزمره 🍁محدودیت سنی: +۱۸ همه ی زخم ها یک روزی خوب میشوند بعضی ها زودتر، بی درد تر ، بی هیچ ردی از بین میروند.. یک روز صبح که لباس میپوشی متوجه میشوی اثری از آن نیست. بعضی زخم ها عمیقترند، ملتهبند، درد دارند، با هر لمس بی هوا سوزشی از زبری روی زخم شروع میشود ریشه میزند به اعصاب دستانت به اعصاب زانوانت به شقیقه ها به ماهیچه های قلبت به چشمانت به کیسه های اشکی گوشه ی چشمانت.. شب ها..به پهلوی راست میخوابی و مراقبی سرباز نکنند.. روزها..روی ان را خوب میپوشانی دلت نمیخواهد کسی زخمت را ببیند دلت نمیخواهد کسی چیزی بپرسد. میدانی انجاست ولی با همه درد و سوزشش دلت می خواهد فراموشش کنی. یک روز صبح که لباس میپوشی متوجه میشوی از زخماهایت تنها خطوط کج و معوج صورتی رنگ مانده و از دردهایت یک یاداوری محو از حسی که مدتها گریبان گیرت بود و حالا دیگر نیست. دیگر نیاز به پنهان کردن هیچ چیزی نداری. از خانه بیرون میزنی. نفسی تازه میکنی. دیگر از خودت و زخم هایت نمی‌ترسی از ادمهایی که زخمی ات میکنند نمیترسی. میدانی همه ی زخم ها یک روز خوب میشوند. حتی آنهایی که از عزیزترین هایت خورده ای.. *نیکی فیروزکوهی
🧸𝑻𝒆𝒅𝒅𝒚🧸 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 17,829
  • WpVote
    Votes 3,174
  • WpPart
    Parts 12
پارک چانیول آلفایی بود که قلبش رو متعهد به هیچکسی نمی‌دونست. درسته که بدجوری از امگاها خوشش میومد اما اون‌ها رو فقط برای یک شب می‌تونست تحمل کنه نه بیشتر...درست در بین ریتم بهم ریخته‌ی زندگیش، یک روز و کاملا ناگهانی خودش رو وسط ماجرایی دید که هیچ راه فراری براش وجود نداشت. و منشا این دردسر هم امگا کوچولویی با رایحه‌ی شیرین بیسکوئیت بود. 🧸🍪🧸🍪🧸🍪🧸 فیک: تدی کاپل: چانبک، هونهان ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
👑𝐇𝐞𝐥𝐥𝐞𝐛𝐨𝐫𝐞👑 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 985
  • WpVote
    Votes 143
  • WpPart
    Parts 1
این دنیا برای آلفاهایی مثل من زیادی خطرناکه! من پارک چانیولم، آلفای 23 ساله از یک قبیله‌ی نابود شده. این دنیا از چهار رایحه‌ی اصلی پیروی میکنه که بهشون "رایحه‌های چهار فصل" گفته میشه و بین تمام این رایحه‌ها، رایحه‌ای وجود داره که تنها مرگ رو به ارمغان میاره. این فرومون‌ متعلق به نژادیه که هیچکسی نمی‌دونه چطور به وجود اومدن. نژاد ترسناکی که حتی می‌تونن به جایگاه خدا هم تکیه بدن...بی‌فصل‌ها! گونه‌ای که باعث نابودی قبیله‌ام شدن. به سرنوشت از پیش نوشته شده اعتقادی ندارم اما اون‌ها میگن سرنوشت غیرقابل تغییره و طالع من نشون میده که قراره قاتل بیون بکهیون باشم. من کسی خواهم بود که سر اون رو از تنش جدا میکنم. شاهزاده‌ی زیبا و سنگدل خاندان بیون که مادر طبیعت اون رو نفرین کرده تا قادر به درک عواطف انسانی نباشه. "فصل دوم ماری‌آنتوانت" 👑👑👑👑👑 فیک: هلبور کاپل: چانبک ژانر: امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ by fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    Reads 156,586
  • WpVote
    Votes 28,577
  • WpPart
    Parts 60
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
Alora by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 102,124
  • WpVote
    Votes 17,150
  • WpPart
    Parts 38
آلورا ژانر: فانتزی، امگاورس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان ************************************************ خلاصه: ازدواجی که میتونست دو خانواده رو به هم پیوند بده اونقدر براشون مهم بود که تحت هیچ شرایطی نمیخواستن عقب بکشن. به همین خاطر زمانی که دختر بتای آقای بیون یک روز قبل از مراسم ازدواجی که از پیش براش تعیین شده بود فرار کرد، بیون بکهیون، پسر بیچاره و امگای اون خانواده مجبور شد به جای خواهرش در جایگاه قرار بگیره و با تن دادن به ازدواج با پسر عجیب و مرموز آلفای خانواده‌ی پارک، خانواده‌ی خودش رو از رسوایی و خطر ورشکستگی نجات بده. بکهیون امگای بیست ساله و خوش اخلاقی که ماه های آخر کارآموزیش رو در یکی از کمپانی های تفریحی بزرگ کره میگذروند هیچ زمان فکرش رو نمیکرد که فقط چند روز قبل از دبیو به عنوان آیدل نسل جدید کیپاپ مجبور شه پا به زندگی مردی بذاره که باعث نابودی رویاهاش شده بود. مردی که حالا اون رو به عنوان یک هیولا میدید. هیولایی به اسم پارک چانیول... ******************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸