-'𝐥𝐚𝐧𝐝 𝐨𝐟 𝐬𝐤𝐲'- | -'سرزمین آسمان '-
جیمین الهه خورشید امگای پسری از جنس پاکی و نور در دنیای رنگارنگ خودش زندگی می کنه که به ناگاه وارد سرزمینی سیاه و سپید میشه سرزمینی به سیاهی شب های بدون ماه و به سپیدی برف زمستان ...
Gang: اسمات، امگاورس،فانتزی ،هیجان انگیز،تریسام ویمینکوک ؛ نامجین؛ چانبک
✅️ Completed
💛 کاپل: کوکمین/جیکوک
🌠 ژانر: عاشقانه - فانتزی - کمی انگست - درام - Song Fic
🌊 محدودیت سنی: 15+
🌙برشی از داستان☀️
- افسانۀ آفرینش، دوباره؟!
- آپا بخونش!
مرد با دیدن عجله و هیجان پسر خندهای سر داد. پتو رو روی تهیونگ کشید و بعد از نشوندن بوسهای روی پیشانی پسرک، کتاب رو باز کرد و از روی صفحاتی که هیچ نوشتهای نداشتن، تعریف کردن داستان عشق خورشید و ماه برای هزارمین بار رو از سر گرفت.
﹝ایزد﹞
-واسم مهم نیست خدای لعنت شده مصری! اگه میخوای منو لمس کنی باید التماس هاتو بشنوم
کاپل اصلی: ویکوکمین(کوکمین، ویمین)
کاپل فرعی: یونمین
ژانر: سفر در زمان،فانتزی،اسمات،تخیلی،رمنس
نویسنده:پارک کارینا
وضعیت: در حال اپ
تا مدت کوتاهی متوقف شد❌
این فیک در دو ورژن کوکمین و یونمین اپ میشه
جیمین پسر مظلوم . کیوتی که میره کویر با دوستاش برای خوشگذرونی
کوک مافیایی که از کویر متنفره بخاطر یه خاطره قدیمی ب برای بستن یه قراداد میره کویر
این وسط جیمین با شیطنت گند میزنه تو قرارداد کوک
جیمین برای عذرخواهی از گند زدن تو قرارداد کوک بهش پاستیل خرسی میده و همون میشه که مافیامون جذبش میشه و شروع میکنه استاک کردنش
این وسط تهیونگ رفیق بچگی جیمین کنارشه تا نذاره جیمین اسیبی ببینه چی میشه اگ اونم راز خودشو داشته باشه
بقیه ماجرا چی میشه؟
کاپل اصلی:کوکمین
کاپل فرعی بعدا میفهمید 👀😅شوخی میکنم تهگی ،نامجین
این فیک فقط برگرفته ظاهر و اسم اعضا هست جوگیر نشید قشنگام یهویی
هیچ. کدوم از پسرا توی واقعیت این نیستن...
هم شیرینه هم خشن 😅
هم اعصاب خورد کن شاید
نمیدونم بخونید خودتون بفهمید چیه
▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅
جیمین پسری که تو زندگیش همه چیزشو از دست داده و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده ، خیلی یهویی بهش پیشنهاد میشه که خدمتکار شخصیه پسر پولدار بشه
و زندگی تهیونگ با ورود پسر مو زردی به عمارتش از این رو به اون رو میشه ...
حالا سرنوشت با این دو نفر میخواد چیکار بکنه ؟
▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅▅
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
💔🖤|| روشناییِ تاریک || 🖤💔
✒ کاپل اصلی : ویمین🐣🐯
✒ کاپل فرعی : نامجین / کوکمین
✒ ژانر : رومنس / انگست / دراما /🔞
📝 نویسنده : violet 🔮
( تا وقتی کامل ننویسمش آپ نمیکنم پس فعلا شروعش نکنین عزیزای دلم )
از پشتِ دید تار چشم هاش به پسری چشم دوخت که بدن بی حالش رو بغل گرفته بود و هرلحظه بیشتر صورتش از درد توی هم جمع میشد!
نور مهتاب که تا اون لحظه اثری ازش نبود حالا داشت گونه های خیسش رو واضح و روشن تر میکرد
اون پسر... همون پسر بی احساسی بود که بومگیو میشناخت؟!
________________________________
✙ ژانر : رمنس-انگست-اسمات-خون آشام-سوپرنچرال
✙ کاپل : یونگیو - 𝒚𝒆𝒐𝒏𝒈𝒚𝒖
✙ نویسنده : 𝒆𝒍𝒊𝒎𝒂𝒏 𝒓𝒐𝒔𝒆
✙ روزهای آپ : تا چند ماه آینده آپ نمیشه
"کسی بهم تنه میزنه و از کنارم میگذره،میچرخم به عقب.باز هم مالفوی.نگاهی بهش می کنم و بی حوصله میگم:خدا رو شکر کورم شدی مالفوی.
و دوباره میچرخم سمت پنجره ی قطار.مالفوی میاد جلو کنارم می ایسته و با لحنی که تمسخر از توش حس میشه میگه:حواست به حرفات باشه پاتح.من امسال دانش اموز ارشدم.فکر نکنم تا به حال کسی قبل از رسیدن به مدرسه باعث شده باشه گروهش امتیاز از دست بده،یه کاری نکن تو اولین نفری باشی که این رکورد رو میشکنه.
سرم رو میچرخونم سمتش و میام حرفی بزنم که میچرخه و بی توجه بهم میره.با نگاه رفتنش رو دنبال می کنم و ابرویی از تعجب بالا میندازم.عجیبه که حرفش رو زد و رفت و صبر نکرد تا عصبانیتم رو ببینه."
با منو دراری همراه باشید لاوز:*