We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
kisokoisoi's Reading List
51 stories
BLACK ROSE by Lustmind
Lustmind
  • WpView
    Reads 6,002
  • WpVote
    Votes 636
  • WpPart
    Parts 10
Couple: Kookmin, Vmin, Namjin, Sope, Sekai, Krishu, Chanbaek. Happy End. Writer: Raha "Lustmind" Enjoy it😘 خلاصه‌ی فیکشن جذاب "رز سیاه" پارک جیمین پسری که پدرش یه قاچاقچی اعضای بدنه و جئون جونگ‌کوک پلیسی که حدود یکسال و نیمه دنبال اون قاچاقچیه. جونگ‌کوک برای به زمین زدن پارک مینهو، به پسرش پارک جیمین نزدیک میشه ولی می‌بینه که اون از چیزی خبر نداره و اون لحظه جونگ‌کوک یه قسمی می‌خوره. اینکه حتی اگه به قیمت جونش هم تموم بشه، اجازه نده مینهو به خانواده‌ی خودش یعنی همسر و پسرش آسیب برسونه و برای همین، کل تیمش رو برای این پرونده به کار بگیره. چی میشه اگه جونگ‌کوک عاشق جیمین بشه؟ واکنش جیمین وقتی که متوجه میشه جونگ‌کوک با نقشه وارد زندگیش شده، چی خواهد بود؟ ژانر: اکشن، رمنس، رمانتیک، اسمات. #فارسی #پایان یافته
یتیم خانه  by user20576447
user20576447
  • WpView
    Reads 28,502
  • WpVote
    Votes 1,603
  • WpPart
    Parts 52
کامل شده یتیم خانه کاپل : ووسان ، سونگجونگ ، یونگی ، جونگسانگ ژانر: BDSM سونگهوا آهی کشید:یه کار کن نتونم بشینم... میخوام تا چند روز وقتی میشینم درد بکشم. فشار دست هونگ جونگ به موهای سونگهوا بیشتر شد :باشه آقای کیم میدونم چیکار کنم. چرخید که صورتش روبه روی صورت هونگ جونگ قرار گرفت، لباشو روی لبای مرد گذاشت و شروع کرد به بوسیدن، لباش آروم روی لبای هونگ جونگ حرکت می‌کرد و موهاش هنوزم توی مشت هونگ جونگ بود :دوستت دارم. هونگ جونگ به خودش اومد، عقب کشید و از سونگهوا کمی فاصله گرفت، نفس نفس میزد... به شدت عصبانی بود... نه از سونگهوا از خودش... هونگ جونگ از خودش عصبانی بود چون داشت لذت می‌برد از این بوسه، دستش بلند شد و با ضرب توی صورت سونگهوا نشست :حالا نشونت میدم. بار دیگه سونگهوا رو به شکم خوابوند، ترکه رو برداشت و بی وقفه شروع کرد به زدنش... ترکه رو محکم روی باسن سونگهوا میزد و باسن کبود پسر رو زخم می‌کرد. این سونگ با لبخند به سان نگاه می‌کرد :میتونم بپرسم که شما وویونگ رو کجا دیدین آقای چوی. سان هیجان زیادی داشت، قرار بود لیتلی رو داشته باشه که همه جوره استایلش بود :از طریق دوست وکیلم... وکیل خانم کیم میس سونگهوا شی. در اتاق باز شد و گیون سوک در حالی که دست وویونگ رو توی دست داشت داخل اتاق شد، سر سان سریع به سم
Good omens 3 by lornya
lornya
  • WpView
    Reads 4,260
  • WpVote
    Votes 791
  • WpPart
    Parts 19
همه فکر می‌کردن آخرین باری که ازرافیل و کرولی همو دیدن همون لحظه‌ایه که ازرافیل برای همیشه از زمین رفت، ولی این لحظه هیچوقت اخرین دیدار اونا نبود. وقتی کرولی متوجه‌ی تغییرات داستان شد، تازه فهمید پایانش کجاست. ** اسپویل فصل دو☆ شیپ: ازرافیل و کرولی ((Good omens))
Taste Like Honey by BTS7_MK
BTS7_MK
  • WpView
    Reads 276,470
  • WpVote
    Votes 30,045
  • WpPart
    Parts 35
رئیس مافیا یه پرستار جدید برای تنها دخترش به عمارت میاره... چی میشه اگه این پرستار جذاب و خواستنی هوش از سر این رئیس خشن و جدی بپرونه؟!
𝒖𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏 by im_roro_
im_roro_
  • WpView
    Reads 47,173
  • WpVote
    Votes 5,770
  • WpPart
    Parts 33
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞=𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧/𝐧𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞=𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭/𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞/𝐬𝐦𝐮𝐭/𝐡𝐚𝐩𝐩𝐲𝐞𝐧𝐝 𝐍𝐚𝐦𝐞= 𝐮𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲=𝐫𝐨𝐫𝐨🧁 𝐒𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲... "همش تقصیر من بود...من نباید مادرم و مجبور میکردم از اون خونه فرار کنیم...همش بخاطر وجود من بود...سعی کردم...سعی کردم اون خاطرات و فراموش کنم...تا مدت ها نه راجبش حرف میزدم و نه حتی بهش فکر میکردم چون... تحمل نداشتم، اگه به فکر کردن راجبش ادامه میدادم...مثل پدرم میشدم،من نمیخواستم کسی رو بکشم..‌‌. من میخواستم ادم خوبی باشم جونگکوک...میفهمی؟...تو منو میفهمی دیگه؟...مگه نه؟" سعی کرد اشک هاشو پس بزنه و نگاه مطمئنش و به چشم های جیمین بدوزه... "به من گوش بده جیمین...فقط من" مردک های لرزون جیمین هرجایی رو نگاه میکردن به جز چشم های عاشق و مطمئنی که بهش دوخته شده بود...اما جونگکوک محکم تر نگهش داشت تا جایی که بالاخره تسلیم شد و تو کهکشان چشم های جونگکوک غرق شد... "منو ببین...به حرفام گوش بده...باشه؟...تو هیج تقصیری نداشتی...هیچ وقت...تو همه چیز منی...تو زندگی منی...میفهمی؟...منو میبینی؟...هیچ وقت وجود خودتو نادیده نگیر‌...چون تو عزیز دل کسی هستی که...حاضر هر کاری برات بکنه..."
「 Remedy 」 by TheGreenSol
TheGreenSol
  • WpView
    Reads 48,735
  • WpVote
    Votes 8,300
  • WpPart
    Parts 33
⌑ فیکشن: Remedy ⌑ | اتمام یافته✔︎ • کاپل‌ها: مینگوک، تهگی • ژانر: زندگی روزمره، رمنس، فلاف، اسمات، کمی انگست • روز آپ: دوشنبه‌ها ❗Tags: mention of rape and death (not Bangtan), panic attack, slow build, lack of communication at some point. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ زندگی گاهی سخت و پیچیده میشه. برای جیمین، این اتفاق زمانی افتاد که شخصی به طرز غیرمنتظره‌ای به زندگی و مشکلاتش راه پیدا کرد؛ مشکلی که جیمین نمیتونست به راحتی با هر کسی درمیون بذاره...
Fine by annahita17
annahita17
  • WpView
    Reads 4,477
  • WpVote
    Votes 551
  • WpPart
    Parts 25
نه عادته... نه عشق... نه دوست داشتن... یه چیزی فراتر از اینهاست... و خوب میدونی که نه تو برای اون میمونی... نه اون برای تو... ولی هر دو هم بدون هم نمیتونید بمونید... و این دردناک ترین رابطه دنیاست!
 x battalion by Constantine1993
Constantine1993
  • WpView
    Reads 11,290
  • WpVote
    Votes 1,504
  • WpPart
    Parts 53
Crossover=(Marvel _bbc sherlock) *کامل شده * عشق مثل توی داستانا نیست اونجا قشنگه اما توی واقعیت ، عشق مثل یه شکنجه گر کاری میکنه برای مردن بهش التماس کنی
[ Shameless ] by Vida_twinkleFanF
Vida_twinkleFanF
  • WpView
    Reads 180,387
  • WpVote
    Votes 15,876
  • WpPart
    Parts 24
◆Genere: smut (a bit harsh) _ romance _ angst همه چیز ازون شبی شروع شد که من به هوای اینکه اونم یه مرد بی بندوبار عوضیه که دنباله یه رابطه یه شبه می گرده بهش نزدیک شدم! ◆◆◆ _: جانگوک، اسمت خیلی بهت میاد..همون طور با غرور..زیبا و محکم! _: البت برای تو آقای جون! دستمو که روی سینش بود رو خط فکش کشیدم و گفتم: امشب نمی خوای منو مال خودت کنی کوک؟! من تمام و کمال در اختیارتم! فشار محسوسی به پایین تنش آوردم و نزدیک گوشش ادامه دادم... _: هرکاری دوست داری باهام بکن! _: چرا نمی فهمی جیمین؟! من..نمی خوامت..من..ازت..خوشم نمیاد..حالم از فکر کردن به سکس با همجنسم..بهم می خوره! Kookmin_Vmin ◆◆◆