گربه دست راستش را تکان داد و گفت: در این سمت یک کلاهدوز زندگی میکند، و در آن سمت یک خرگوش. هرکدام را که ببینی دیوانهاند.
آلیس گفت: ولی من دلم نمیخواهد به سراغ افراد دیوانه بروم.
گربه گفت: اوه! شما چارهای ندارید. اینجا همهی ما دیوانهایم.
"این فنفیکشن ادامه داده نخواهد شد."
[CHANBAEK × KAIHUN]
[Surreal × Psychological]
"بکهیون، جوانترین راننده فرمول وان دنیا، یازده سال برای رسیدن به بزرگترین آرزوش تلاش کرد اما درنهایت، پیشنهاد قرارداد کمپانی رنو رو بخاطر بزرگ کردن پسرش جونگین رد کرد.
بکهیون تصمیم گرفت پنج سال دیگه هم صبر کنه و درست زمانی که میخواست برای همیشه به فرانسه برگرده، با پارک چانیولی که همراه پسرش سهون از خونه فرار کرده بود، روبهرو شد!"
- کرکترها: بکهیون، چانیول، جونگین و سهون
- ژانر: زندگی روزمره، فلاف، انگست
هروئینی که دست و پا درآورده، شیرهی درخت افرا و کره روی پنکیک، خدای من، بوی نون زنجبیلی و بلوط برشته. کای مثل تمام اینها اعتیادآور بود.
پوست تیرهش زیر نور کمِ ماه، کمی آبی شدهبود و دسته موی سرکشش دوباره روی پیشونیش افتادهبود.
زمزمه کرد "برنامه دارم برای یه مدت قابل پیشبینی آزارت بدم، فضایی کوچولو"
و دوباره لبخند گرمی تحویلم داد.
KAIHUN • CHANBAEK
Surfing in the 80s.
"اُهانا به معنی خونواده ـه! "
🖇 ؛ جمین با جنو آشنا میشه، یه پدر سینگل و مجرد، و جمینی که دنبال کار میگرده و با قبول کردن پرستاری از دوقلوهای جنو صاحب شغل میشه.
-ژانر : رومنس، اسمات، اشاره به مرگ و خودکشی ⚠️
ּ 🔗 Persian translation
Written by ; v_primaleon
Translated by NCT fictions
🥇 #1 in jaemin