پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒
-کامل شــده-
همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ سالهی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند!
ژانر ↶
عاشقانه، فلاف، کمدی، چتاستوری، توییتر، ددیکینک، اسمات
کاپل ↶
«اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓
«فرعی - سُپ»
قسمتی از فیک ↶
_از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد!
_منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد!
•روزِ آپ: یکشنبه ها•
موهیتوی بنفش | 𝖯𝗎𝗋𝗉𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗃𝗂𝗍𝗈
تلقین چیزیه که روی ناخودآگاهِ انسان تاثیر میزاره، اگر با یک چیزی مدام مغزت رو به گا بدی و با خودت تکرار و تلقین کنی، قطعا توی ذهنت شکل میگیره. اما نه عاشق بودن! عشق رو نمیشه با تظاهر، پول و مال و زیبایی بدست آورد. تظاهر به دوست داشتن فقط میتونه احساساتِ واقعی که داری و ناخودآگاهت سعی داره اونهارو از خودآگاهت مخفی کنه، برات رو کنه و تورو تو یک بگایی بندازه!
ژانر ↶
عاشقانه، کمدی، کمی دراما، اسمات
کاپل ↶
«اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓
«فرعی - سپ»
قسمتی از فیک ↶
_به من نگو موهیتوی بنفش!
_پس چی بگم؟ غیر ازینه که مثل یک موهیتو تو یک روزِ تابستونیِ گرمِ تخمی، برام لذت بخش و آرامش بخشی؟ غیر ازینه که با اون موهای بنفشِ دلبرت، ضربان قلبم رو روی هزار میبری و کاری میکنی دلم بخواد هرروز صبح اون تار های بنفشِ لعنتی روی سینهم باشن؟ خب بیشعور. تو خودِ موهیتوی بنفشی!
•روزِ آپ: دوشنبه ها•