Kookmin
126 stories
Damon/رام کردن by Lomara_926
Lomara_926
  • WpView
    Reads 99,959
  • WpVote
    Votes 5,491
  • WpPart
    Parts 25
رمانِ: DAMON نویسنده: لومارا کیم‌تهیونگ٬بااون‌پوستِ‌گندُمی و لطیفش ..یجور زیباییِ دست‌نیافتنی داشت..استخونه‌گونهٔ‌ش برجسته بود..لب‌ های خوش‌فرم و قلوه‌ای داشت که همیشه یِ حالتِ نیمه‌لبخند روشون بود ٬ اما چیزی که تهیونگ رو از بقیه خاص‌تر‌ نشون میداد ٬ چشم‌هاش‌بود...قهوه‌ایِ‌روشن مثلِ عَسلِ‌ناب ..بعضی وقتا وقتی نور بهشون میتابید یه هاله‌ی طلایی دورِ مردمک چشمش درست میشد ..مژه های بلند و مشکیش مثلِ‌سایه‌بونه ظریفی روی چشماش افتاده بود تهیونگ ی زیبایی دلنشین و گیرا داشت..ی‌جورایی انگار تابلو نقاشی زنده بود‌ ی اثره هنریِ بی‌نقص.. و جئون جونگکوک.. مردی که به گرگ سیاه میشناسنش.. مافیایی که بیرحم و کاریزماتیکه٬تنهاییِ عمیقی داره.. گذشته ی سختی داشته اونقدر سخت که میتونم بگم از همون بچگی برای تسکین درداش به یه قاتل تبدیل شد "نقطه‌ضعف؟!" ممکنه یِ‌نفر باشه ٬ کسی که قلبش‌رو‌لمس‌میکنه که باعث میشه چشم‌های اون مرده تنها بازشه.. کسی‌که با ی نگاهِ آرومش٬ همه‌ی‌ زخم‌هاش رو ساکت میکنه.. "آیا ممکنه کیم تهیونگ و جئون جونگکوک که از دو دنیای کاملاً متفاوتن.. یکی مثلِ نور ٬ ساده ٬ لطیف و بی‌خبر از تاریکی دنیا.. یکی مثلِ شب٬ پر از راز ٬پر از زخم ؛ پر از خشم و نفرت.." همدیگرو ملاقات کنن.. و بعد‌عاشق‌‌بشن؟
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 398,463
  • WpVote
    Votes 36,914
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 144,303
  • WpVote
    Votes 20,307
  • WpPart
    Parts 28
برای تهیونگ، این ازدواج فقط یک برگه‌ست؛ مدرکی برای نمایش "برابری" در اجرای قوانین کشوری که خودش کارگزارش محسوب می‌شه؛ درحالی‌که اوضاع برای همسرش جونگ‌کوک اهل کره‌ی شمالی، کمی متفاوته... ''' «تهیونگ، مواد کشیدی؟» «نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه.» ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: دوشنبـه‌هـا
Starting With A Lie [ KOOKV , YOONMIN ] by sosha3133
sosha3133
  • WpView
    Reads 270,489
  • WpVote
    Votes 30,895
  • WpPart
    Parts 28
[ تمام شده ] تهیونگ خسته از دست دخترایی که بهش پیشنهاد میدادن یه دروغ بزرگ میگه و این وسط مجبور میشه از دوست صمیمیش بخواد که نقش دوست پسرش رو بازی کنه. اسم داستان: Starting With A Lie《 با دروغ شروع شد 》 کاپل ها : Kookv , Yoonmin ژانر: عاشقانه، فلاف، کمدی ♡اقتنباس از یک مانهوا با همین نام♡
『 𝑹𝑬𝑨𝑺𝑶𝑵 𝑶𝑭 𝑴𝒀 𝑪𝑹𝒀 ᴷⱽ 』 by Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Reads 166,857
  • WpVote
    Votes 12,990
  • WpPart
    Parts 22
"اتمام یافته" -چرا نمیذاری بمیرم؟ مگه این همه بدبختی رو از سمت من نمیبینی؟ -عزیزبودن میدونی چیه؟برام عزیزی، واضح تر بگم؟ دوستت دارم، عاشقت شدم، بلندتر بگم؟! COUPLE: KOOKV GNR: ROMANCE, FLUFF, ANGST, SMUT
آب نبات و سیگار "Candy & Cigarette  " by bakadani10120
bakadani10120
  • WpView
    Reads 3,889
  • WpVote
    Votes 144
  • WpPart
    Parts 9
خلاصه: اون مرد، یک اشراف‌زاده ایتالیایی هست که مثل یک شاهزاده توی عمارت خانواده برلوسکاونی به عنوان تنها وارث بزرگ شده! شاید رفتار تند و تیز اون برای همه خدمتکاران عادی شده بود اما برای پسر یتیمی که برای کار کردن و مواظبت از اسب‌های او به اونجا رفته بود نه! " اون بویی از انسانیت، اخلاق و ادب نبرده و هیچ رحمی هم نسبت به مردم نداره!" چی میشه اگه این مرد، آشا ساده لوح داستان ما رو با تهمت دزدی به تخت خوابش بکشونه؟ کسی که به خاطر یک سو تفاهم مجبور به تن فروشی میشه! ناول : آب‌نبات و سیگار نویسنده: دانی روزهای آپ: شنبه‌ها
پاستیل کوچولو/little gummy candy by user08146083
user08146083
  • WpView
    Reads 18,769
  • WpVote
    Votes 1,872
  • WpPart
    Parts 16
little gummy candy/ پاستیل کوچولو مدرسه ای/امگاورس/اسمات/ازدواج اجباری/امپرگ/انگست پارک جیمین، امگایی که در سایه تحقیر و بی‌توجهی خانواده‌اش فرو رفته، هر روز با جئون جونگکوک، آلفای مغرور و سرسخت مدرسه، در جدالی دائمی و کل‌کل‌های بی‌پایان قرار دارد. وقتی سرنوشت آن‌ها را به اجبار در پیوندی ناخواسته کنار هم می‌نشاند، دیوارهای تنش و دعوا به لرزه درمی‌آید. کل‌کل‌های روزمره‌شان پرده‌ای است بر احساسی پنهان؛ احساسی که کوک زودتر از جیمین در آن فرو می‌رود، اما هیچ‌گاه جرات اعترافش را ندارد. آیا این ازدواج اجباری می‌تواند راهی به دل‌های زخمی باز کند یا سرآغاز فروپاشی هر دویشان خواهد بود؟ تگ:امپرگ کاپل:کوکمین،نامجین،... آپ:هروقت تونستمم ووت و کامنت یادتون نره💋
Fate  by pari1998sa
pari1998sa
  • WpView
    Reads 23,189
  • WpVote
    Votes 3,080
  • WpPart
    Parts 30
امپراتور جونگکوک، قدرتمندترین و تنها آلفا خون اصیل در سرزمین بزرگ و پهناور جیریسان، درحالی که همسران آلفا و امگا زیادی داشت، اما جز همسر اول او که زمان زایمان همراه با فرزندشان فوت کرده بودند؛ هیچ یک از همسران او قادر به باروری و به دنیا آوردن جانشینی برای امپراتوری نبودند. تا اینکه پیشگوی اعظم قصر که قدرت پیش بینی آینده را دارا بود، تمام همسران پادشاه را به مراسمی که در آن برای پیشگویی و به دنیا آمدن جانشین ترتیب داده بود دعوت می‌کند. پادشاه جونگکوک که از این مراسم مطلع می‌شود به آنجا رفته تا در مراسمی که برای او و سرزمینش ترتیب داده شده بود شرکت کند. در آن زمان با ورود پادشاه پیشگویی‌ای توسط پیشگوی اعظم رخ می‌دهد:( امگایی از قبیله جین که درحال حاضر در معبد الهه ماه زندگی می‌کند، تنها امگایی است که توانایی به دنیا آوردن جانشین فرمانروایی را دارد. همان امگایی که از زمان تولد نشانه الهه ماه را در بین دو کتف خود دارد.) با بازگو شدن این پیشگویی همهمه‌ای بین همسران پادشاه به وجود می‌آید. ( اما این قبیله سال‌ها پیش توسط فرمانروای پیشین نابود و تمام افراد قبیله قتل عام شده بودند؛ چطور امکان داشت امگایی از آن قبیله زنده بوده باشد؟) اما آیا امگای جوان ما حاضر به ازدواج با فردی که سال‌ها آرزوی نا
We Wore The Same Mask🎐 by oohyoura
oohyoura
  • WpView
    Reads 400
  • WpVote
    Votes 32
  • WpPart
    Parts 3
یه فیکشن با کاپل سریال قهرمان ضعیف کلاس، چوی هیون‌ووک و پارک جیهون!! "سوهو و شی‌اون" همه‌ی عشق‌ها پاک و مقدس نیستند. بعضی از عشق‌ها آغشته به نیرنگ و جنونن. اگر قراره به خاطر به دست آوردنت گناه‌کار‌ترین انسان روی زمین بشم و در آتش جهنم بسوزم، پس اجازه بده این شعله با بوسیدن لب‌های تو آغاز بشه و وجودم با گرمای نفست آتش بگیره. با دستی که اسلحه رو محکم‌ نگه داشته بود، اشک‌هاش از روی گونه‌هاش پس زد. با اینکه به مرز توقف نفس‌هاش رسیده بود و می‌خواست به واسطه‌ی گلوله، صدای ذهنش رو خاموش کنه، باز هم درک نمی‌شد. در آخر شکسته و غمگین گلایه کرد: _ازم دور بشه؟؟ تو از دوری چی می‌دونی؟؟ ما زیر یک سقف زندگی می‌کنیم، گاهی روی یک تخت می‌خوابیم، در حالی که جسم‌مون در نزدیک‌ترین فاصله بهم قرار داره، افکار و قلب‌مون از هم دورترینن. رو به روی من می‌شینه و اما چشمش من رو نمی‌بینه، تپش‌های بلند قلب عاشقم رو نمی‌شنوه. من دیگه تحمل این بودن و نداشتنش رو ندارم. Couple: HyunHoon Genre: Romance, Angst, Smut, Dark Writer: Youra Channel: @SetMeFreeJim
kookmin (my half brother)  by nami730
nami730
  • WpView
    Reads 47,309
  • WpVote
    Votes 3,967
  • WpPart
    Parts 55
جیمین پسری که تو بچگیش از مادرش به دلایلی جدا میشه و با دوستش تهیونگ به امریکا سفر میکنه اما یهو چی میشه بعد از سال ها جیمین دوباره به کره برگرده و با برادر ناتنیش روبرو بشه ....