EXO COUPLES
16 stories
~•Poisonous Addiction•~{Persian Ver./completed} by PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    Reads 75,225
  • WpVote
    Votes 13,940
  • WpPart
    Parts 31
*• این داستان به ۵ زبان زنده دنیا ترجمه شده •* تمامی افراد باندcobraX متعجب بودند که بکهیون مهربون با اون لبخند درخشان چطور میتونه عضوی از یک باند تبهکار باشه! هرچند شایعاتی بین افراد پخش شده بود که بکهیون معشوق Mr.X ،رییس بزرگ باند، هست. ♠️♥️♠️ ~•You are the cure and sweetest poison to my heart•~ ~• وانشات + فیک کامل •~ ژانر : اسمات-اکشن-رومنس کاپل : چانبک ریتینگ : [M](+15) مترجم : Avina نویسنده : alibyunbaek ♠️♥️♠️
youtubers➳exo by PLUMPSOO
PLUMPSOO
  • WpView
    Reads 82,309
  • WpVote
    Votes 5,059
  • WpPart
    Parts 29
In which the exo members are famous youtubers who between collaborations and misunderstandings will slowly fall in love.
Magic Of Your Voice by AmorTeam
AmorTeam
  • WpView
    Reads 13,823
  • WpVote
    Votes 3,407
  • WpPart
    Parts 14
پارک چانیـول دانشجـوی ممتازِ دانشکـده هنـر، یـه پلی‌بـویِ هاتـه که بـه داشتـن رابطٍه های یه شبـه با دخترا معروفـه و عشق بـراش یه چیـز بی معنیـه... اما وقتی برای پایان نامـش دنبال ووکالیستی میگرده که بتونه قطعه‌ی نوشته شـدش رو بخونـه...! به خودش میاد و میبینه عاشق صدایی شده که هر روز از پشت درهای بسته میشنوه و هیچ ایده ای نداره صاحب اون صدا کی میتونه باشه. 🖇سلف‌هارم به معنای آسیب زدن به خود میباشد. مثل زخم کردن بدن با تیغ یا هر گونه شکنجه‌ی فیزیکی دادن به خود. 🥀کاپل: چانبک، کایلو 🍂ژانر: انگست، درام، اسمات 🌺مترجم: Tina
𝑯𝒂𝒑𝒑𝒊𝒏𝒆𝒔𝒔 𝑷𝒓𝒐𝒋𝒆𝒄𝒕 | 𝒄𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅✔️ by daydreamrosy
daydreamrosy
  • WpView
    Reads 69,158
  • WpVote
    Votes 15,747
  • WpPart
    Parts 28
🎈ژانر:فلاف ، زندگی روزمره ، رومنس 🎈نویسنده: رز🌹 🎈خلاصه:پارک چانیول بعد از مرگ خواهر دوست داشتنی اش ، پارک یورا، و مادرش دچار یک افسردگی شدید میشه. اون دیگه چال های بامزه اش رو نشون کسی نمیده، دیگه شیطنت نمی کنه ، کسی دیگه صدای قهقهه های از ته دلش رو نمی شنوه. بیون بکهیون ،دانشجوی معماری داخلی، کسی که به عقیده ی خودش به دنیا اومده تا همه رو شاد نگه داره و آتیش ببارونه، با پارک چانیول آشنا میشه. ✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉 _هی. +چته باز؟ _بیا. برای توعه. +برای من؟...یه دوربین؟؟؟ _آره. دوستش داری؟ +چرا برام دوربین گرفتی؟ _چون از امروز به بعد پروژه ی شادی بیون بکهیون آغاز میشه! ✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉 امیدوارم بتونم با این رمان لحظات هرچند کوتاه اما خوشحال کننده ای رو بهتون هدیه بدم⁦☺️⁩
🕑Twenty Four🕓 by _YourMy24_
_YourMy24_
  • WpView
    Reads 47,377
  • WpVote
    Votes 6,837
  • WpPart
    Parts 12
چی میشه اگه کسی رو که همیشه توی رویاهاتون میبینین رو در واقعیت ملاقات کنین ؟ 💮_______________________💮 چانیول، بکهیون رو در حالی که بیهوشه با صورتی خون آلود و زخمی ، کنار جاده ای پیدا میکنه و تنها کاری که از دستش برمیاد زنگ زدن به پلیس و اورژانسه ‌. بدون اینکه بتونه چهره ی بکهیون رو توی تاریکی شب به خوبی ببینه .... و بعد از اون اتفاق توهم هاش شروع میشه و باعث میشه اون به فردی منزوی تبدیل بشه .... چند سال بعد بکهیون که از تصادف جون سالم بدر برده و با کمک کیونگسو تونسته سر پا بایسته و مدل بشه، متوجه میشه که چندین ساله که قهرمان خوابهاش همیشه یک نفره و هر شب فقط اون یک نفر رو توی خوابهاش میبینه و برای فرار از علاقه ی احمقانه ای که به پسر رویاییش پیدا کرده با سهون آشنا میشه که ماجرا پیچیده ای رو با لوهان پشت سر گذاشته . 💮_______________________💮 چانیول با وحشت به پسری که گوشه ی اتاق ایستاده بود نگاه کرد "لعنتی" سعی کرد بهش توجه نکنه و مشغول زدن طرح بشه . اما نمیتونست همه ی فکرش اونور اتاق بود چرا دوباره اومده بود و بهش خیره شده بود . "باید برم دکتر. چرا دوباره توهم هام داره شروع میشه" 💮_______________________💮 یکی از معانی عدد ۲۴ در علم عدد شناسی ، عشق است . ۲۴ به معنای عشقی تمام وقت است . وقتی که ۲۴ ساعت شبانه روز رو به فکر معشوق هستی و ب
" UnderWorld "[Uncomplete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 15,825
  • WpVote
    Votes 3,376
  • WpPart
    Parts 35
•¬کاپل: چانبک | هونهان | کایسو | کریسهو •¬ژانر: فانتزی | عاشقانه | اساطیری •¬خلاصه: قدرتمند ترین خدا در میان دروازده تن از برترین ها و مالک نشان ماه و خورشید بود. نیرویی در اختیار داشت که هیچ کس توان مقابله در برابرش را در خود نمیدید. اگر میخواست؛ قدرت نابودی داشت و یا حیات میبخشید! این موهبتی بود که به اون هدیه شد. و این احساس شوم، ترس نام داشت یا حسادت؟ هر چه که بود؛ بنای یک طغیان شد و آشوب، هستی را در بر گرفت! یازده خدا و الهه با یکدیگر متحد شدند و در برابرش ایستادند؛ اما هیچ یک نتوانست او را به زانو درآورد... ارس؛ با نیرنگ او را به دام کشید و با جدا کردن دو نشان ماه و خورشید، او اسیر شد؛ روحش را به قسمت های مختلف تقسیم کردند و هر تکه برای پایداری عالم، در هستی تجسم گرفت. آفرودیت تکه عشق و دو نشان ماه و خورشید را به فرمانروای جهان برین داد و امید داشت، این توازن غیر مطلق، برای مدتی باقی باشد... اما او در جسم عشق بازگشت و این بار، بکهیون تمام قسمت های روحش را بازپس خواهد گرفت؛ و آن روز، پایان جهان است! ═ ∘♡༉∘ ═ #exist 🌿
.• 𝙈𝙖𝙮𝙗𝙚 𝙒𝙞𝙩𝙝 𝘼 𝘾𝙪𝙥 𝙊𝙛 𝙘𝙤𝙛𝙛𝙚𝙚 •. by jasmine_park6104
jasmine_park6104
  • WpView
    Reads 9,451
  • WpVote
    Votes 1,162
  • WpPart
    Parts 1
☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️ ☕ وانشات: شاید با یک فنجان قهوه 🏀 ژانر: رمنس، درام، اسمات. ☕ کاپل: چانبک 🏀 وضعیت: کامل شده ☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️ با عشق برای روز چانبک 💕
locked(persian Translation) by PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    Reads 91,778
  • WpVote
    Votes 15,810
  • WpPart
    Parts 34
بکهیون تازه فارغ التحصیل شده و دنبال یه شغل میگرده و وقتی یک مدیر عامل جذاب بهش پیشنهاد کاری میده در قبول کردنش تردید نمیکنه. با اینکه این شغل با شرایط عجیب و غریبی همراهه... 🗝🗝🗝 ژانر:فلاف/رومنس کاپل:چانبک/کایسو نویسنده:kkeumgi مترجم:تیم ترجمه pny ادیتور:avina پوستر:RT
.• 𝘼𝙩 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙣𝙙 𝙊𝙛 𝙉𝙖𝙢𝙮𝙖𝙣𝙜 𝙋𝙡𝙖𝙞𝙣 •. by jasmine_park6104
jasmine_park6104
  • WpView
    Reads 26,408
  • WpVote
    Votes 4,154
  • WpPart
    Parts 13
🏮﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🎐🍃𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜🏮 🌸فیکشن: در انتهای دشت نامیانگ. 🍃وضعیت: فعلاً متوقف شده 🌸ژانر: تاریخی، رمنس، درام، اسمات 🍃کاپل: چانبک. 🏮﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🎐🍃𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜🏮 عاشقانه ای در دوران چوسان... ولیعهدی که به نقاشی علاقه منده و یک سال در جستجوی استاد مورد نظرش بوده... اما نقاشی فقط بهانه ایه برای عاشق شدن و عاشقی کردن... سرنوشت هایی که بهم گره خوردن و موانعی که به چشم نمیان... داستان عشق ممنوعه ی ولیعهد و نقاش چه پایانی قراره داشته باشه؟
Private message 💌 by Chanbaekssworld
Chanbaekssworld
  • WpView
    Reads 28,787
  • WpVote
    Votes 5,041
  • WpPart
    Parts 21
ترجمه فیک جذاب و کیوت Private message 💌 🖇https://my.w.tt/c05QcmeuaU 📎Genre : texting, humor ✒Author : @April_girl02 ✒Translator : cbzkyp کاپلشم چانبکه و البته کاپلای دیگم هستن ❤ این فیکشن به صورت چت می باشد😁 _________ "بکهیون یه خوره ی کامپیوتره... اون هیچ رفیقی نداره که به مدرسش بره بجاش دوستاش تو یه فضای مجازی زندگی میکنن که بهشون میگن"دوستای مجازی" بکهیون نمیتونست تا وقتی که به دانشگاهی در آمریکا بره صبر کنه جایی که بالاخره میتونست دوستاشو بجای صفحه ی لپ تاپ ، رو در رو ملاقات کنه ولی اون الآن، می بایست دوره ی دبیرستانشو در کره ی جنوبی بگذرونه. ولی چی میشد اگه همه ی دوستاش روز فارق التحصیلی می اومدند تا اون رو غافل گیر کنند؟ بالاخره روزی میرسه که اون برای رفتن به اونور آب اینجارو ترک کنه؟.."