Had
11 stories
No One Hears the Sunken Boats Cry by louismaboy
louismaboy
  • WpView
    Reads 2,257
  • WpVote
    Votes 469
  • WpPart
    Parts 5
(این کتاب متوقف شده است) روزهاى خوبى نبودند. در قحطیِ عشق و در آن سرمایِ استخوان‌سوز، میان فریادها و نجواهایِ جنون‌آمیز؛ دیوانگانِ سرگشته‌ی شهر می‌دانستند که تنها عاشق باقی مانده از این جنگِ نابرابر من بودم. غوطه‌ور در لجن‌زارِ مرگ، تو را نجیبانه دوست داشتم.
Liberte noire - 20th  by pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Reads 114,864
  • WpVote
    Votes 21,353
  • WpPart
    Parts 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
یک زندگی معمولی با چاشنی شهرت  [Ongoing] by pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Reads 50,768
  • WpVote
    Votes 6,103
  • WpPart
    Parts 31
زندگی با زوج استایلینسون ⁦👨‍❤️‍💋‍👨⁩ ایمجین و وانشات از لری
Flightless Bird || ( L.S ) by maniacFlorist
maniacFlorist
  • WpView
    Reads 10,403
  • WpVote
    Votes 1,798
  • WpPart
    Parts 37
لویی رقصنده اصلی باله سلطنتیِ. وقتی رقیبش, اعجوبه ی بد خلقِ رقص ,هری ,به کمپانی ملحق میشه ,زخم های قدیمی دوباره سرباز میکنند و احساسات قدیمی دوباره شعله ور میشوند. در طی تولید ' دریاچه ی قو ' توسط کمپانی, رازی که عشق اونهارو محکوم به فنا کرده بود سرانجام فاش میشه. ولی آیا خیلی دیر خواهد بود؟ [ Persian translation ]
WAR OF HEARTS [L.S] by minxumi
minxumi
  • WpView
    Reads 12,302
  • WpVote
    Votes 2,119
  • WpPart
    Parts 26
نگذار که فکر غرق شدن مرا در خود فرو ببرد نگذار که این گونه قصه ی تلخ مان به پایان برسد رهایم مکن ای عشق ‌رهایم مکن.. 《WWII》
+12 more
Petrichor/ L.S by mah_sr
mah_sr
  • WpView
    Reads 15,118
  • WpVote
    Votes 2,708
  • WpPart
    Parts 20
[COMPLETED] بوی مرا بشنو و بر کویر قلب من، ببار. پنج اکتبر دو هزار و نوزده تا نه مارچ دو هزار و بیست.
¦ βesTial €ity ¦ by Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Reads 14,816
  • WpVote
    Votes 4,157
  • WpPart
    Parts 47
¦ Larry Stylinson Mystery Novel ¦ مستر دیر عزیز من از شما طلب بخشش دارم من نه قاتلم نه گناهکار و نه طعمه! من نه به شما, و نه به بستیآل سیتی تعلق ندارم! لطفا پوزش بنده رو بپذیرید و بنده رو به لندن برگردونید! خدمتگزار شما مستر بانی. هشدار:عزیزان این ففیک به دلیل کریپی بودن و شاید ترسناک بودن برای همه مناسب نیست! همچنین صحنه های خشن داره و خیلی نرم و لطیف نیست! ← ↓↑→ ← ↓↑→ ← ↓↑→ #1_larry #1_larrystylinson #1_Mystery #2_paranormal #2_teen #3_gaylove
ILLUSION by ToBeFines
ToBeFines
  • WpView
    Reads 493
  • WpVote
    Votes 120
  • WpPart
    Parts 3
"توی این سه سالی که اینجاست اصلا متوجه نشده اینجا کجاست! متاسفم هری باید هرچه سریع‌تر تمومش کنی! از روزی که ملاقاتش کردی داری از وجودیتش استفاده می‌کنی، فقط برای ارضای رضایت روحی شخصیت." "م-من دارم چیکار می‌کنم." و اما تشخیص واقعیت از خیال، خیال از واقعیت.
Permanent midnight [L.S] by williamdrc
williamdrc
  • WpView
    Reads 3,370
  • WpVote
    Votes 689
  • WpPart
    Parts 14
[persian translation] •ترجمه برای مدتی متوقف شده• از نظر مردان قانون، اون روحی بود که هرگز دستشون بهش نمی‌رسید. اون برای CIA «آدمی که کارها رو گره‌گشایی می‌کنه» بود. اگه از بیرون نگاه کنید، اون فقط یه میلیاردر بود که کلاب‌های شبانه داشت. اون یه روح بود که با وارد کردن یه کوکائین پونزده میلیارد دلاری به کشور، آغاز به نوشتن افسانه‌‌ی خودش کرده بود و سابقه‌ی کِیفَری‌ش پر بود از قاچاق، جنایت‌ها و باج‌گیری‌ها. اما اون برای هری استایلز، مثل یه نیمه شبِ ابدی بود.