دو نفر که ذات واقعیشون رو پشت نقاب پنهان کردن..
☆یکی از بیرون قوی ولی از درون شکننده، دیگری از بیرون بازیگوش و
ساده ولی سلطه گر...چی میشه این دو همدیگه رو زیر سقف ملاقات کنن؟🧩
▪▪▪▪▪▪▪▪
_ نه من گوشامو سوراخ نمیکنم دیگه بسته لباسایی که تو دوس داشتی رو پوشیدم هرجا که تو گفتی رفتم رابطم با دوستامو کمرنگ کردم ولی دیگه اینکارو نمیکنم این بدنه منه؛ این زندگی منه..♠️
درحالی که پسر روبه رو به طور خطرناکی سرش رو روی شونش میذاشت گفت"اشتباه گفتی عزیزم این بدنو همه چیز تو مال منه"و صدای فریاد بلند جی بی بخاطر درد بلند شد.
▪▪▪▪▪▪▪▪
🎭پرسونا(Personas): پرسونا به ماسک نمایشی اشاره دارد که هنرپیشه های رومی در نمایش های تئاتر بر چهره می زدند.
این هنرمندان نقاب یا پروسنا را برچهره می زدند تا نقش یا ظاهری کاذب و متفاوت با خود واقعیشان را نمایش دهند.
▪▪▪▪▪▪▪▪
این فیک دارای صحنه های خشن و اسمات است لطفاً محدودیت سنی رعایت شود.🔞
¤¤¤¤¤¤~~~¤¤¤¤
👬کاپل: یوگبوم ( #Jus2 ) / جکجه
🍰ژانر: عاشقانه/درام/BDSM/خشن
🖋️نویسنده: honey
خدای زیبایی . این اسمیه که دوستای نُوا و بقیه ی رفقاش تو مدرسه صداش میزنن . اون پولدار و عالیه . و این اولین چیزیه که مردم ازش میدونن . فقط ۱۸ سالشه و دانشجوی ارشده . وقتی مادرش ترکش کرد و پدرش به کلی تغییر کرد ، رفتاراش سرد و بی احساس شد . عصبی و خشن بود. وقتی پدرش عشق جدیدی رو پیدا میکنه ، و تصمیم میگیره اجازه بده زن جدیدش تو خونش با اونا زندگی کنه . چیزی که نُوا فکرشو نمیکرد این بود که اون قرار بود یه برادر داشته باشه .
لب درخشان . این چیزی بود که دوستای گلاوس کایسر صداش میزدن . فقط ۱۶ سالشه و دانشجوی سال سومه . و خیلی معروفه . وقتی مادرش تصمیم گرفت با عشق جدیدش ازدواج کنه و باهاشون زندگی کنه ، خشم رو حس میکرد . نمیخواست دوستاشواز دست بده ، مخصوصا شهرتش رو . اما اون عاشق مادرشه پس حاضره هر کاری براش بکنه .
زمانی که اون دوتا همو ملاقات میکنن ، همه چیز بهم میریزه .
(این داستان توسط Yasi Stylinson ترجمه میشود .....
امیدوارم لذت ببرید)
(Completed)
شاید شما این جمله رو شنیده باشید که دنیا دارای کارماست. هر رفتاری که انجام بدیم در زمانی که هرگز تصورش رو ندارید به سمت شما برمی گرده؛ جمله ای که جی بی با تمام وجودش اون رو درک کرد.
درست وقتی که فکر میکرد زندگی روی خوشش رو بهش نشون داده سایه تاریک حماقت نوجوانیش تمام خوشبختیش رو نابود کرد.
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
حتی درشیرینترین رویاهایش تصور نمیکرد که چرخش مهرهای سرنوشت او را روبه روی کابوس دوران دبیرستانش قرار دهد ولی حالا بازی تقدیر دوباره آنها را روبهروی هم قرار داده بود ولی با یک تفاوت شیرین و دلپذیر اینبار حالا کسی که ترسیده بود او نبود، اینبار کسی که قرار بود ضربه بخورد و التماس کند و به زانو بیافتد و طلب رحمت کند طراح جوان روبه رویش بود نه او...
- تعجب نکن من واقعا و بدون شوخی به خاطر حضورت در این شرکت خوشحالم چون بهم یه فرصت مناسب برای جبران می ده؛ بلاخره یه ماجرای بین من تو هنوز ناتموم مونده؛ داستانی که خیلی وقته نقش قربانیش خالی مونده.
- نه بهت اجازه نمیدم تو این بازی هر سازی که زدی باهاش رقصیدی... تحقیرم کردی ... کتکم زدی... بهم توهین کردی... این یکی نه از روم برو کنار ..
🎲ژانر : عاشقانه/درام/کل کلی/اسمات
💗کاپل: یوگبوم / مارکجین
🌀نویسنده : Honey