naniyajini's Reading List
106 stories
Devil's Love 1 | Jinjoon.Namjin § Full by Delenefer
Delenefer
  • WpView
    Reads 40,930
  • WpVote
    Votes 7,840
  • WpPart
    Parts 32
کیم نامجون، پسری که روحش پاک پاکه... حتی شفاف تر از آب زلال! عاشق یه پسر شده. ولی مشکل این نیست! مشکل اینه.. اون پسر یه "فرشته" است و فرشته ها حق عاشق شدن ندارن! کنار اومدن با عشقی که بهت علاقه نداره راحته؛ ولی کنار اومدن با شیطانی که تشنه به خونته نه! از نظر نامجون، رابطه بین شون مزخرف ترین مثلث عشقی دنیاست... تو عاشق یکی باشی و برادرش عاشق تو؟! Name: Devil's love Couple: Namjin/Jinjoon "diffrent charachters" Gendre: Horror / Smut / Romance / Fantasy / Mpreg Start: 1399/9/10 End: 1400/2/11 28 Parts ادیت نشده:)
BTS 🌱 Anime Stories by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 59,674
  • WpVote
    Votes 6,692
  • WpPart
    Parts 70
اقتباس های کاپلی بنگتن از انیمه هایی که دوست دارم. لطفا درخواست انیمه ی بخصوصی رو نکنید چون لیست خودم به حد کافی پره! ولی اگر لیستم خالی شد حتما می پرسم آیدی تلگرامم @ StoryTeller_mia
ᴡᴇ ᴅɪᴅɴ'ᴛ ɴᴇᴇᴅ ᴡᴏʀᴅs || ɴᴀᴍᴊɪɴ by tierravlvr
tierravlvr
  • WpView
    Reads 1,031
  • WpVote
    Votes 197
  • WpPart
    Parts 1
~"اسمت چیه؟" از روی حرکت لبهات متوجه میشم منظورت چیه. دست هام رو از دسته‌ی صندلیم جدا میکنم و سعی میکنم بهت بفهمونم باید چی صدام بزنی. با تعجب به حرکت دستام نگاه میکنی، و من برای اینکه بفهمی اون‌ها رو خسته میکنم. ولی فایده ای نداره. مجبورت میکنم نگاهم کنی، و اسمم رو لب میزنم. چشم‌هات لبخند میزنن و دستت به سمتم دراز میشه: "از آشناییت خوشوقتم نامجون!" تعجب میکنم. نه چون به این زودی لب‌خونی یاد گرفتی، چون تو اولین کسی هستی که با وجود دونستن شرایطم، باز هم میگی از آشنایی باهام خوش‌وقتی. ᴄᴏᴠᴇʀ ᴄʀᴇᴅɪᴛ: @mae_galaxy
The dark road by my side by JazzEdward
JazzEdward
  • WpView
    Reads 22,045
  • WpVote
    Votes 3,112
  • WpPart
    Parts 30
كيم سوكجين :"هيچوقت با درونم همراه نبودم.هميشه يك قدم عقب تر يا جلوتر راه ميرفتم.به فريادهاي توي سرم بي توجهي نميكردم اما كاري براشون انجام نميدادم.گناه هاي زيادي كردم كه هيچوقت قرار نيست بابتشون خودم رو ببخشم.من با تمام اين افكار به زندگيم ادامه ميدم.از دست ميدمو هر روز حقارت بيشتري رو حس ميكنم."
𝖫𝗈𝗏𝖾 𝖲𝖳𝖮𝖱𝖸 by OpalDie
OpalDie
  • WpView
    Reads 13,369
  • WpVote
    Votes 1,641
  • WpPart
    Parts 9
Our time is up.. Your eyes are shut...! ───────────── Couples: Friendships Genre: angust Writer: OpalDie -Complited.
Star Renaissance || VKook ~ Completed by millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Reads 211,595
  • WpVote
    Votes 36,160
  • WpPart
    Parts 40
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin
راهنمای شناخت ژانر ها و رده بندی سنی by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 9,646
  • WpVote
    Votes 807
  • WpPart
    Parts 2
مجموعه چند جلدی های آموزشی من در مورد مسائلی که جای دیگه ای توضیح راحتی در مورد شون پیدا نمی کنید... از اونجایی بیشتر فیک نویس ها ژانر های ادبی رو نمی شناسن و بیشتر بر اساس ژانر های سینمایی فیک می نویسن من هم بجای معرفی ژانرهای ادبی ژانر های سینمایی رو معرفی میکنم که تو مواردی تقریبا شباهت دارن به نوع ادبی شون با این تفاوت که بعضی هاشون تو ژانر ادبی وجود نداره، و متقابلا مواردی هم بین ژانر های ادبی هست که بین سینمایی ها نیست. بعد از این ها هم رده بندی های سنی رو معرفی می کنم که عده ای اشتباها بجای ژانر ازشون استفاده میکنن.
Dream Jar * Jikook by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 4,326
  • WpVote
    Votes 418
  • WpPart
    Parts 2
جونگ کوک بیماره و جیمین برای خوب شدن دوستش مجبوره به سرزمین دیگه ای سفر کنه... وانشات کوتاهی که من برای تولد دوستم سمفونی نوشتم...
شناخت LGBT Q by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 10,403
  • WpVote
    Votes 500
  • WpPart
    Parts 1
مجموعه ی چند جلدی های آموزشی من در مورد مسائلی که جای دیگه ای توضیح راحتی در مورد شون پیدا نمی کنید... البته شاید کامل نباشه چون حضور ذهن دقیق ندارم الان اما بهتر از هیچیه. ال.جی.بی.تی. مخفف چهار تا از معروف ترین های گرایش های جنسیتی خاص هستن. اما جامعه ی خیلی گسترده ایه. من اینجا باز چند تا از معروف ترین هاش رو براتون نام می برم و با نماد و پرچمشون آشنا تون می کنم. البته بعضی هاشون نماد ها و پرچم های دیگه ای هم دارن، مثل Intersex و Lesbian Pride و... اما معروفترینشون رو ذکر می کنم. جوامع ال.جی.بی.تی زیادن و من معروف هاش رو نام میبرم... اگر چیزی اینجا نام برده نشده بود می بخشید. لطفا همدیگه رو قضاوت نکنید. چون شما به چیزی میل ندارید دلیل بر مسخره بودنش نیست.
Time; YoonMin | Per Translation by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 62,165
  • WpVote
    Votes 12,716
  • WpPart
    Parts 38
زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،