دوست داشتنی‌هام⁦✧
19 cerita
🌸Gustavia Superba🌸 oleh PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    Membaca 2,757
  • WpVote
    Vote 564
  • WpPart
    Bab 6
- خلاصه ↓↓ «من چانیولم، قراره کشیش بشم، تمام عمرم یه پسر پاک و معصوم بودم... و البته که هستم! البته اگه بتونم از پس بکهیون ، پسرِ خوش گذرونِ وزیرِ این کشور بربیام و به راه راست هدایتش کنم، همین طوری هم خواهم ماند!» -باشه مشکلی نیست، کشیش شو و منم میشم یه انسان ناپاک، وظیفه ی تو هم اینه که منو هدایت کنی، باید راهنماییم کنی و تا آخر عمر "کشیش من" بمونی یول، فقط من. ❥• Cᴏᴜᴘʟᴇ : ChanBaek , SeKai ❥• Gᴇɴʀᴇ : Romance , Comedy ❥• Aᴜᴛнᴇʀ: 𝐏𝐚𝐫𝐲𝐚࿐໋
38th parallel  oleh realwoona
realwoona
  • WpView
    Membaca 14,650
  • WpVote
    Vote 3,094
  • WpPart
    Bab 29
⌊⚔ 38th parallel ⚔️⌉ ❌کامل شده❌ ↳⛓️Genres໑ ↲رمنس ~ درام~انگست(هپی‌اند) ↳⛓️Couples໑ ↲#کایسـو ~ #هونهان #چانبک #kaisoo #hunhan #chanbaek برشی از داستان: +مادرم بهم گفته بود،به ازای هر گل ماگنولیا که از درختش جدا میشه، یک زن میمیره آه عمیقی کشید و ادامه داد: +اما اگه این درست باشه...رو زمینِ اردوگاه باید فرشی از گل های ماگنولیا بوجود بیاد...زن های زیادی هرروز،بار ها و بار ها ،تو این اردوگاه میمیرن.من با جسد های متحرکشون رو به رو میشم .. میتونم صدای گریه و شیونِ روحشونو بشنوم.
💀The Star Death💫(completed) oleh PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    Membaca 7,636
  • WpVote
    Vote 1,071
  • WpPart
    Bab 15
مرگ یک ستاره🍃🌠 رمنس💕علمی🗯تخیلی🌟 شیوچن💜کایسو❤هونهان💙 به قلم : آرتی🌿 [ قبلا یه جا خونده بودم که مرگ ستاره ها با یه انفجار بزرگ اتفاق می افته...و الان که دارم بهش فکر میکنم، توی زندگی من اون یه ستاره بود...! ] 🖇Stars are just like us...They shine as bright as they're sad🍁
Myosotis oleh bluishstory
bluishstory
  • WpView
    Membaca 30,818
  • WpVote
    Vote 7,647
  • WpPart
    Bab 5
بکهیون یک پسر درونگراست که روزگارش رو با کتاب ها و فکرکردن به چانیول میگذرونه، اون واقعا هیچ دوستی تو مدرسه نداره و نقطه مقابلش چانیول، اون یه پسر برونگرای پرسروصداست که یه اکیپ دوستی کوچیک داره اما دلیل نمیشه با بقیه رابطه دوستانه نداشته باشه این یه داستان چند شاتیه موضوع کلیشه ای داره :) اما من نوشتمش چون فکرکردن بهش حس خوبی بهم میده و فکرمیکنم الان بیشتر از هر زمان دیگه ای بهو یکم حس خوب نیاز داریم... couple: chanbaek genre: زندگی روزمره، درام، مدرسه ای
Mpreg oleh xarrcane
xarrcane
  • WpView
    Membaca 3,619
  • WpVote
    Vote 642
  • WpPart
    Bab 1
"چی میشه اگر یه روز بیون بکهیون عضو اکسو، فن فیکشن بخونه؟ و در کنارش یکم... توهم بزنه؟" 🕐 فيكشن: ام پـــــرگ | #Mpreg 🕑 كاپل: چـانبــك 🕒 ژانرها: كمدى، اسمات، نان-ايو 🕓وضعيت: #OneShot 🕔نويسنده: @xarrcane 👈🏻اسم این وان شات ام پرگه ولی ژانرش ام پرگ نیست! 👈🏻کل داستان اسماته و من خواهش میکنم واقعا خواهش میکنم رده سنی رو رعایت کنید و اگر یه درصد حس میکنید دوس ندارید خودتون حواستون باشه 👈🏻اکثر ایونت ها، مومنت ها و فکت ها (بدون در نظر گرفتن فاصله زمانی بینشون) واقعی و بعضیاشونم تخیلین 👈🏻*اول داستان کار تیم ترجمه سایت اوه سهون فنز برای برنامه نویینگ برادرز اکسو هستش و حقوقش برای مترجماش محفوظه 👈🏻هرچند فضای داستان فضای واقعی (AU نیست) و کاراکترا تو حالت واقعیه خودشون به عنوان اکسو هستن، کلیت داستان کاملا ساختگی و تخیل نویسندس 👈🏻دو تا فیک اولی که بهشون اشاره میشه 10080 و ابسلوت چانیول هستن و حق نوشته و ایدشون برای نویسنده هاشون محفوظه، بقیه فیکا هیچ کدوم منبع خارجی ندارن و فقط برا همین وان شات نوشته شدن
من عاشق پسر شوگر ددیمم!  oleh a4w4_fiction
a4w4_fiction
  • WpView
    Membaca 176,752
  • WpVote
    Vote 37,041
  • WpPart
    Bab 50
خلاصه : زندگی لوهان نسبتا خوب پیش میرفت، اون شوگر ددی ای داشت که به لطفش میتونست خرج تحصیلش رو بده و امکانات لازم برای خانواده.ی پر جمعیتش رو فراهم کنه؛ اما با وارد شدن پسر جذاب آقای اوه به زندگیش همه چیز یهو عوض شد! بیبی بوی بودن برای پدر اوه سهون دیگه اون قدرها هم کار آسونی به نظر نمیرسید! 🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 «پایان یافته» ✅ اسم فیک : I love my sugar daddy ('s son!) کاپل ها: هونهان / چانبک ژانر : اسمات / رمنس / زندگی روزمره / ددی کینک نویسنده : a4w4 🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 سخن نویسنده : خب قبل از هر چیزی یاید بگم که رده‌ی سنی این فیک +18 هستش. لطفا بهش توجه کنین. امیدوارم از این فیک خوشتون بیاد توجه کنین که موضوعش کمی خاصه و ممکنه همه پسند نباشه. اگر فکر میکنین نمیتونین با مدل داستان کنار بیاین لطفا دیگه ادامش ندین. و اینکه ممنونم از وقتی که میذارین، لطفا اگر دوست داشتین حتما ووت بدین و کامنت بذارین و به بقیه معرفیش کنین که به شدت به حمایتت هاتون نیازمندم ❤
The Soft Sword oleh CLuz_614
CLuz_614
  • WpView
    Membaca 12,764
  • WpVote
    Vote 3,013
  • WpPart
    Bab 24
⚔️ " شمشیر نرم " ⚔️ 🏹 کاپل: چانبک، هونهان، سولی، کایسو 🏹 ژانر‌: تاریخی، رمنس، اکشن، درام 🛡️ در حال انتشار ~ برش هایی از داستان: * « هیچ کس دوست نداره چیزی که مال خودشه از دست بده فرمانده پارک.. اما گاهی این اتفاق میفته... و تو الان چیزی برای خودت نداری، حتی در یک مقام بالا باز هم سربازی هستی که جانت، سلامتیت، شادی و عشقت ممکنه هر لحظه به خاطر کشور برای همیشه از تو گرفته بشه » چانیول نگاه محکمش را به چشمان خاکستری رنگ و عمیق بکهیون دوخت:« انگار منو نمیشناسی فرمانده بیون... من جانم، سلامتیم و شادیم رو با کمال میل تقدیم به کشور میکنم اما عشق... اونو دور از هر خطری، توی قلبی که بهش میدم حفظ میکنم » * * به سمت لباس های خودش رفت و زیر لب غر زد:« این همه بی پروایی و بی احتیاطی، اونم وقتی وسط اقامتگاه سلطنتی هستیم و دور تا دور این اتاق خدمتکار و محافظه. میدونم بلاخره یه روز منو با لباس خواب روی تخت خواب تو کشف میکنن!.. » با نزدیک شدن پادشاه به صورتش و نگاهی که به لب هایش دوخته بود ساکت شد. او اهسته گفت:« این بهترین منظره توی کل اقامتگاه سلطنتیه. تو با لباس خواب روی تخت من.. تو بدون لباس توی اغوش من...» *
🕑Twenty Four🕓 oleh _YourMy24_
_YourMy24_
  • WpView
    Membaca 47,430
  • WpVote
    Vote 6,837
  • WpPart
    Bab 12
چی میشه اگه کسی رو که همیشه توی رویاهاتون میبینین رو در واقعیت ملاقات کنین ؟ 💮_______________________💮 چانیول، بکهیون رو در حالی که بیهوشه با صورتی خون آلود و زخمی ، کنار جاده ای پیدا میکنه و تنها کاری که از دستش برمیاد زنگ زدن به پلیس و اورژانسه ‌. بدون اینکه بتونه چهره ی بکهیون رو توی تاریکی شب به خوبی ببینه .... و بعد از اون اتفاق توهم هاش شروع میشه و باعث میشه اون به فردی منزوی تبدیل بشه .... چند سال بعد بکهیون که از تصادف جون سالم بدر برده و با کمک کیونگسو تونسته سر پا بایسته و مدل بشه، متوجه میشه که چندین ساله که قهرمان خوابهاش همیشه یک نفره و هر شب فقط اون یک نفر رو توی خوابهاش میبینه و برای فرار از علاقه ی احمقانه ای که به پسر رویاییش پیدا کرده با سهون آشنا میشه که ماجرا پیچیده ای رو با لوهان پشت سر گذاشته . 💮_______________________💮 چانیول با وحشت به پسری که گوشه ی اتاق ایستاده بود نگاه کرد "لعنتی" سعی کرد بهش توجه نکنه و مشغول زدن طرح بشه . اما نمیتونست همه ی فکرش اونور اتاق بود چرا دوباره اومده بود و بهش خیره شده بود . "باید برم دکتر. چرا دوباره توهم هام داره شروع میشه" 💮_______________________💮 یکی از معانی عدد ۲۴ در علم عدد شناسی ، عشق است . ۲۴ به معنای عشقی تمام وقت است . وقتی که ۲۴ ساعت شبانه روز رو به فکر معشوق هستی و ب
Winged Rabbit / خرگوش بالدار🐰✨ (Completed) oleh PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    Membaca 190,279
  • WpVote
    Vote 48,355
  • WpPart
    Bab 87
خرگوش بالدار🐰✨ 📌چانیول همیشه یه ادم معمولی بود...اما درست یک هفته قبل از تولد بیست سالگیش کمردرد وحشتناکی گرفت...و معمولی بودنش فقط تا روز تولدش ادامه داشت و بعد...اون بال داشت! رمنس💕فانتزی🧚🏻‍♂فلاف😻امپرگ👼🏻 چانبک🔥سولی🦄شیوچن😈