On Going
39 stories
Bite‌ ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    Reads 6,664
  • WpVote
    Votes 1,541
  • WpPart
    Parts 16
اوه سهون به معنای واقعی کلمه هیچ مشکلی با گرایش جنسیش نداره ، چرا ؟ چون گرایش جنسی نداره ! یه زندگی پر ارامش و گرایشی که حداقل خودش باهاش راحته به نداشتن پارتنری که بتونه با این مسئله کنار بیاد می ارزید و سهون از ریتم خوب زندگیش راضی بود اما روتین ارامش دهنده ش دقیقا از روزی بهم خورد که احساس کرد دوست داره پسر کله نارنجی واحد رو به رویی رو ببوسه! 🍊Couple : Sekai 🍊Parts : 16 🍊Genre : Romance . Fluff . Smut . HappyEnd 🍊Update : Tuesdays , Fridays 🍊Completed on 09 April 2024
chocolate and ice by shr_ksL
shr_ksL
  • WpView
    Reads 193,600
  • WpVote
    Votes 32,515
  • WpPart
    Parts 70
♧اسم فیکشن: شکلات و یخ ♤ژانر: رومنس، اکشن، انگست، رازآلود، اسمات ♧کاپل: کایهون/سکای ورس ، چانبک (هردو اصلی) ♤ فصل اول کامل. قرار بود فقط یه جیب زدن ساده از یه مرد خوشتیپ توی کلابی که کار میکنه باشه، نفهمید چی شد که از جیب زدن به چشیدن یه شکلات جهنمی رسید؟ شکلات ممنوعه ای که شاید تاوان مزه کردنش، زیر رو شدن زندگیش بود.. ....... بکهیون ، برادر کوچیک تر و دردساز سهون ، میدونست نباید عاشق چانیول بشه اینجا قصه های پری نبود که شاهزاده و گدا بتونن کنارهم خوشحال زندگی کنن اما دست خودش هم نبود که دلش با دیدن شاهزاده ی این روزای زندگیش ، تند تر می تپید..!
Survivor by sharlot__20
sharlot__20
  • WpView
    Reads 48,307
  • WpVote
    Votes 12,088
  • WpPart
    Parts 78
زمزمه ی متأثر مردم همه جا پیچیده بود. نمیشد توی بازار قدم زد و چیزی راجع به نوه ی بزرگ لرد نشنید! نمی شد لبخند زد...حتی نمی شد اخم کرد... تنها چیزی که توی چشم مردم دیده میشد تأسف بود و تأسف! از اون پسرک نجیب با نگاه معصومانه اش هیچ چیز جز یه خرابه باقی نمونده بود. هیچکس فکرش رو نمی‌کرد تموم اون توهم ها و گریه های پسر واقعیت داشته باشه! اما هنوز دیر نشده بود! با اینکه هنوز هم صدای جیغ و التماس های اون پسر توی کاخ میپیچید اما کلیسا اعلام کرده بود که همه چی رو تحت کنترل داره..‌ و هیچکس خبری از اون پسر نداشت.... کای توی بلند ترین برج قصر زنجیر شده بود... می سوخت، شکنجه میشد و فریاد می‌زد...و در پایان هر روز به سختی به گوشه ی تنگ اتاق می خزید، نوک انگشت های سوخته اش رو برای تسکین درد فوت میکرد و با بغض زمزمه میکرد _من دیگه... نمیتونم.... سهون! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ⊹⊱Couple: sekai ⊹⊱Ganer:Romance, Smut+18 , omegavers
•• Supreme ••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 542,523
  • WpVote
    Votes 136,612
  • WpPart
    Parts 95
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو می‌دونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟ ♟ • فیکشن : #Supreme ♟ • کاپل‌ها : چانبک.ویکوک.کایسو ♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس ♟ • محدودیت سنی : 🔞 ♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰
《Whores Don't Cry》 by Drk_SuN
Drk_SuN
  • WpView
    Reads 30,520
  • WpVote
    Votes 4,540
  • WpPart
    Parts 26
《فـاحـشـه‌ها گـریـه نمیکنن》 _چرا منو نمـیکشـی...؟ +صدای جیغ و فریادهات برام خیلی جذابتر از طـعـم گوشت بدنته. _برای چی..داری این کارو باهام میکنی...؟ +چون دیدن درد کشیدنت..وقتی که ساعت‌ها بعد از بازی و شکنجه همچنان ناله میکنی، دیوونم میکنه. اشـک داغی از چشمای به خون نشسته‌ی چانیـول روی گونه‌ی رنگ ‌پریده‌ش چکید: _ای کاش..طعم بدنم بهتر بود..کاش..همون روز اول منو به جای اون مرد، برای ناهـار سلاخی میکردی. بکهیـون دوباره چاقوی خونی رو برداشت و تیغه‌ رو انتهای زخم چانیول فشار داد. جمله ای که با تیزی روی بدنـش می‌نوشت رو کامل کرد و گریـه‌ی همیشگی چانیـول شدیدتر شد. بکهیـون زانوش رو از روی گردن آسیب دیده‌ش برداشت و آهسته گفت: +آروم باش پسر کوچولو، فاحشـه‌ها گـریه نمیکنن... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 🔱‌کـاپـل‌ها: 🔪بــکـیــول🔪 ♥کایـهـون♥ (سهبک / هونهان) 🔱ژانــر: دارک🔪جنایی🔪خون آلود🔪خشن🔪اسمات🔪تخیلی🔪انگست کــاور فیک: Itwici@ (Tin عزیزم*-*) ⚠تـــوجـــه⚠ فیک دارای صحنه‌های خشن، جنایی، تـجاوز جنسی و گروهی، حرف‌های رکیک و فضای خیلی تاریکه🔪 🚫اگه سنتون کمه، روحیتون خیلی حساسه، یا کلا تحمل همچین جَوی رو ندارین؛ فیک اصـلا بهتون توصیه نمیشه🚫
𝑴𝒊𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒘𝒆𝒂𝒍𝒕𝒉 by ViolinistFICTION
ViolinistFICTION
  • WpView
    Reads 16,168
  • WpVote
    Votes 3,825
  • WpPart
    Parts 48
((شلیک قاچاقیِ تحت تعقیب به طراح معروف کره جنوبی به قصد غارت گنج مدفون شده، برای همیشه قلب ِدهکده ی جئون جو را دچار طوفان کرد.)) این تیتر خبری بود که تمام ساکنین کره ی جنوبی را برای چند ثانیه متاثر کرد: -طفلکی! بیون بکهیون برای اینکه اینطوری بهش شلیک بشه خیلی جوون بود. ⟝ Writer : 🌨 Tara ↳💷Genres໑ معمایی ، ماجراجویی، تریلر، عاشقانه ، اسمات ،مافیایی ↳💶Couples໑ چانبک ، کایسو(هردو اصلی) ↳💵Up Situations໑ جمعه
🔮💫Charm💫🔮 by narsis_exo
narsis_exo
  • WpView
    Reads 14,444
  • WpVote
    Votes 4,086
  • WpPart
    Parts 53
💫خلاصه: هر آدمی داستانی داره و هر داستانی گذشته ای! فقط باید یاد بگیریم با گذشته‌های همدیگه کنار بیاییم تا بتونیم داستان‌هامون رو زیبا کنیم♡ باید سعی کنیم مهربون باشیم،قضاوت نکنیم و وقتی عشق رو پیدا کردیم بهش سخت نگیریم♡ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ 💫کاپل‌ها:کریسهو؛چانبک؛سکای. 💫ژانر:رمنس،روزمره،روان‌شناسی. 💫نویسنده: narsis_exo ❌ 🚫هشدار🚫 🚫این فیکشن گاها و در چند پارت دارای صحنه‌های باز و خشن جنسی به سبک BDSM است. اگر آشنایی ندارید یا نمی‌توانید با فضای دارک ارتباط بگیرید، لطفا از خواندن آن صرف نظر کنید.🚫 ❌
HEX & HEX2 by real_sehuna
real_sehuna
  • WpView
    Reads 25,672
  • WpVote
    Votes 6,781
  • WpPart
    Parts 39
💀عنوان:جادوگر "HEX" (فصل1&2) 💀کاپل:چانبک سکای 💀ژانر:فانتزی ترسناک عاشقانه درام 💀وضعیت: فصل اول کامل شده🚫 فصل دوم درحال تایپ❌ ⛔خلاصه فصل یک⛔ هکس،جادوگری که برای زنده ماندن محکوم به جنگ است اما جنگ مقابل آینه، برنده ای نخواهد داشت! او کسی است که قلبش از نفرت خوناشام ها سنگ شده... آیا آن قلب سنگی با عشق یک خوناشام به تپش می افتد؟ چانیول برای بکهیونِ جادوگر مرهم است یا زخمی بر زخم هایش؟ 🚫خلاصه فصل دو🚫 ترس همه جا را فرا گرفت وقتی آوازه ی تولد دوباره ی جادوگر بزرگ "هکس" در شهر پیچید آن پسر با موهای سفید و اقبالی عجیب در شبی که دوماه در آسمان پدیدار شد متولد شد اما اینبار با یک روح شیطانی در میانه های قلبش و فراموشی که او را از خودش هم دور میکرد
𝙍𝙚𝙖𝙡 𝙥𝙖𝙞𝙧  by yegiiii
yegiiii
  • WpView
    Reads 29,076
  • WpVote
    Votes 7,207
  • WpPart
    Parts 20
"من یه امگام...همه چیز از اینجا شروع شد" Genre:Omegavers/mpreg/romance/smue Couple: (Main) chanbaek (Subsidiary) sekai Writer: yegi کامل شده Full
𝙀𝙩𝙚𝙧𝙣𝙞𝙩𝙮 by yegiiii
yegiiii
  • WpView
    Reads 5,564
  • WpVote
    Votes 1,265
  • WpPart
    Parts 17
_لباست خونی شده ، عوضش کن و بیا سالن پذیرایی . باید به همه تصمیمت و بگی و هنوزم میگم ، بهتره اون چیزی که من میخوام و بگی وگرنه اونی که قراره سختی بکشه تویی گرگ کوچولو ◦•●◉✿✿◉●•◦◦•●◉✿✿◉●•◦ Couple: (Main) chanbaek (Subsidiary) hunhan Genre: omegavers/vampire/Forced marriage /mpreg/smut/romance Writer: yegiiii