chanbaek
16 stories
🥀::: 𝐇𝐚𝐥𝐟 𝐭𝐚𝐥𝐞𝐬 :::🥀 by _wolfmystic_
_wolfmystic_
  • WpView
    Reads 1,498
  • WpVote
    Votes 378
  • WpPart
    Parts 2
• سناریوهایی به طعم قهوه ☕🍂 • گاهی تلخ، گاهی شیرین...🤎
𝑐𝑢𝑝𝑐𝑎𝑘𝑒 𝑝𝑟𝑜𝑚𝑖𝑠𝑒🧁 by MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    Reads 83,820
  • WpVote
    Votes 24,575
  • WpPart
    Parts 31
توی دنیایی که تولد هجده سالگی هر فرد برابر میشد با مشخص شدن موقعیتش در چارت امگاورس و دیدن رویای فردی که میتونست عشق واقعی رو بهش هدیه بده ؛بکهیون بدون اینکه حتی فکرش رو هم بکنه به چیزی تبدیل شد که فقط یک درصد جمعیت جهان رو تشکیل میدادن. بدبختانه تر از مورد قبلی رویایی بود که در شب تولدش پشت پلکهاش نمایش داده شد ... تصویر واضحی از دوست چندین سالش ، پارک چانیول!⭑ุ ˖🧁 قسمتی از داستان☁️🍧 _برای عذرخواهی کلی برات سوجو میخرم قایمکی بریم تراس اتاقت بخوریم...حتی میتونیم ددپول ببینیم! با دیدن این پیام از بکهیون لبخند کجی روی لبش نشست و سری به نشونه تاسف تکون داد. +ترجیح میدم مرد آهنی ببینیم. پیامش سریع دوتا تیک خورد و بعد ویس ده ثانیه ای براش فرستاده شد. یه تای ابروش رو بالا فرستاد و بازش کرد....بکهیون یه تیکه کوتاه از آهنگ فیلم رو خونده بود! _you'r my Iron man and I love you 3000 baby. _________________________________________ 𝘕𝘢𝘮𝘦 : 𝘊𝘶𝘱𝘤𝘢𝘬𝘦 𝘗𝘳𝘰𝘮𝘪𝘴𝘦🧁 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘣𝘦𝘢𝘬, Rose𝘭𝘪𝘴𝘢 𝘎𝘦𝘯𝘦𝘳: 𝘰𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦, 𝘚𝘔𝘜𝘛, 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦🐺🍬 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: 𝘔𝘢𝘺𝘢^^ روزهای آپ: پنجشنبه ها☕
Dont Talk Just Act by MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    Reads 20,781
  • WpVote
    Votes 3,779
  • WpPart
    Parts 9
࿇Couple ༴༅ Chanbaek ࿇Author ༴༅ Maya & Erienne ࿇Genre ༴༅ Full smut , romance , Daddy kink 《خلاصه فیکشن👇🍓》 پارک چانیول ؛ رییس منضبط بزرگترین شرکت مدلینگ سئول که بدون در نظر گرفتن تمام خطوط قرمز زندگی همیشه قانونمندش توی دام بهترین طراح لباس کمپانیش، بیون بکهیونه معروف میافته.🖇 بیون بکهیون ؛ اون یه بیبی سرکشه ... اگه دوست پسرش بگه الان صبحه بکهیون اصرار داره تا بهش ثابت کنه الان شبه‌!⛓ یک ساله که با رییس منضبط و قانونمندش توی رابطه است و اینکه پارک چانیول توی این یک سال حتی یه بارم عصبی نشده رو مخش راه میره. اون همیشه دوست داشت کسی باشه که موفق میشه اعصاب همیشه آروم چانیول رو به بازی بگیره. و براش از هیچ تلاشی دریغ نمیکنه.🥂 و خب! این کاملا عادیه که رییس پارک بخواد بعد از یک سال که رابطشون توی آرامش کامل به سر میبره بیبی سرکشش رو ادب کنه و بهش درسی بده که بکهیون تا آخر عمر جز "ددی" چیز دیگه ای صداش نکنه!🕯
I Love You by SAMAHUN7
SAMAHUN7
  • WpView
    Reads 365,636
  • WpVote
    Votes 54,200
  • WpPart
    Parts 129
🥀 فیکشن : دوستت دارم 🥀 کاپل : چانبک 🥀 ژانر : امپرگ ، روزمره ، اسمات ، رمنس ، خشن ، فلاف +18 🔆خلاصه : پارک چانیول رئـیس بزرگ ترین بانـد مواد مخدره، مردی که دوست پسـر و مـادرش رو به قـتل رسوندن و اخـتلال روانـی پیدا کرده! چی میشه بکـهیون برای فرارکردن از کتـک های نامـادریش تویِ شـب بارونی به اشتباه توی گـی بار پا بزاره و به اسـارت پـارک چانیول در بیاد؟ بیون بکهیون میتونه از تـجـاوز و ازدواج اجـباری جون سـالم به در ببره؟
My Daddy by MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    Reads 530,876
  • WpVote
    Votes 88,303
  • WpPart
    Parts 66
Name: My daddy Writer: maya^^ ژانر:روزمره،اسمات،ددی کینک،فلاف،عاشقانه💖 کاپل:چانبک / کایسو / هونهان ❌کامل شده❌ بکهیون یه منحرف کوچولو🍓 بود و با سیاستش هر چیزی که دلش میخواست رو بدست میاورد! ولی وقتی هوس یا عشق در یک نگاه اتفاق میافته بک میتونه جلوی اون غریزه مالکیت خودش رو بگیره؟! اون به پارک چانیول به جای اینکه به چشم هیونگه جدیدش نگاه کنه تنها تصوری که ازش میکنه یه ددی فوق هاته💫! چانیول استریتی که دوست دخترش🌸 تمام زندگیشه و به مسائل گی و هر چرت دیگه ای اصلا اهمیت نمیده❎! و بک برای بدست آوردن ددیش فقط یه راه به مخ کوچیکش میرسید و اونم بدن عالیش بود🔞!
☁︎𝑷𝒆𝒂𝒄𝒉𝒆𝒔 𝑾𝒊𝒕𝒉 𝑪𝒉𝒆𝒓𝒓𝒚 𝑲𝒆𝒓𝒏𝒆𝒍𝒔☁︎ by TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    Reads 1,227
  • WpVote
    Votes 290
  • WpPart
    Parts 3
🍒🍑peaches with cherry kernels🍑🍒• کاپل :چانبک ژانر : فان ، تخیلی ، رمنس ، اسمات ، پارک چانیول نویسنده ی یکی از چرت ترین داستان های تاریخ رمان حرمسرایی بود ، یه نویسنده ی احمق با عینک ته استکانی و‌ متاسفانه ترس از رو‌به رویی با اجتماع ، داستان زندگیه فلاکت بارِ نویسنده ی چرت ترین رمان سال با هزار و دویست و بیست و پنج چاله ی باز درحالی به تمام رسید که اشتباهی توی خیابون زیر گرفته شد و مرد ، رمان چرت نویسنده همونجا به پایان رسید ولی یه مشکلی بود ... مثل اینکه داستان زندگیه خوده پارک چانیول به طرز عجیبی هنوز تازه شروع شده بود ...البته نه داخل دنیای واقعی... داخل داستان چرتی که خودش خلقش کرد؟ «به رمان خوی شیطان خوش اومدید قربان! من راهنمای شما بعد از مرگ در رمان خودتون هستم» «محض رضای خدا یکی کمکم کنه!!من داخل رمان حرمسراییم گیر افتادم و این لرد انجله هفصد ساله یکم بیش از حد پرستیدنی میزنه» Writer : Parla
☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | by TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    Reads 168,889
  • WpVote
    Votes 33,043
  • WpPart
    Parts 28
نام فیک :my white wolf کاپل : چانبک ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد » « بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... " "ددی...اههه" .
Engrave your name on my (butt)  by ooh_rihun
ooh_rihun
  • WpView
    Reads 3,503
  • WpVote
    Votes 446
  • WpPart
    Parts 1
AJJUSSI by diana_lza
diana_lza
  • WpView
    Reads 16,230
  • WpVote
    Votes 3,790
  • WpPart
    Parts 12
•خلاصه:پارک چانیول ۲۸ ساله تنها وارث شرکت سلین که بعد از گذروندن دوره ده ساله جواهر سازی حالا به کشورش بازگشته بود تا با جواهرات خودش انقلابی برای صنعت جواهرسازی باشه.موضوع از اونجایی شروع میشه که این بار بجای مدل زن،شرکت سلین قرار بود جواهرات رو روی بدن مردا به نمایش بزاره؛ولی این بدنی که الان جواهرات دست ساز خودش بدنش رو پوشونده بود، بدن همون پسری که وقتی رول اسکیت میره بالاتنه اش رو لخت میکنه و از سر لج بهش آجوشی میگه نبود؟ •ژانر:عاشقانه،روزمره،اسمات،ddlb •کاپل:چانبک این داستان درباره ادغام بالغی و جوانی دو مرده.لمس شدن دو روح؛یکی روح آزاد و دیگری روح زنجیر شده!
من عاشق پسر شوگر ددیمم!  by a4w4_fiction
a4w4_fiction
  • WpView
    Reads 176,415
  • WpVote
    Votes 37,039
  • WpPart
    Parts 50
خلاصه : زندگی لوهان نسبتا خوب پیش میرفت، اون شوگر ددی ای داشت که به لطفش میتونست خرج تحصیلش رو بده و امکانات لازم برای خانواده.ی پر جمعیتش رو فراهم کنه؛ اما با وارد شدن پسر جذاب آقای اوه به زندگیش همه چیز یهو عوض شد! بیبی بوی بودن برای پدر اوه سهون دیگه اون قدرها هم کار آسونی به نظر نمیرسید! 🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 «پایان یافته» ✅ اسم فیک : I love my sugar daddy ('s son!) کاپل ها: هونهان / چانبک ژانر : اسمات / رمنس / زندگی روزمره / ددی کینک نویسنده : a4w4 🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 سخن نویسنده : خب قبل از هر چیزی یاید بگم که رده‌ی سنی این فیک +18 هستش. لطفا بهش توجه کنین. امیدوارم از این فیک خوشتون بیاد توجه کنین که موضوعش کمی خاصه و ممکنه همه پسند نباشه. اگر فکر میکنین نمیتونین با مدل داستان کنار بیاین لطفا دیگه ادامش ندین. و اینکه ممنونم از وقتی که میذارین، لطفا اگر دوست داشتین حتما ووت بدین و کامنت بذارین و به بقیه معرفیش کنین که به شدت به حمایتت هاتون نیازمندم ❤