خلاصه:
"ممکنه دروغگوی افتضاحی باشی، ولی نه تا وقتی بخوای به خودت دروغ بگی!
مغزت میتونه به راحتی خاطرات رو دستکاری کنه و یه دروغ معرکه تحویلت بده.
و این دقیقاً همون اتفاقی بود که برای پارک جیمین افتاد."
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🪧کاپل: ویمین
🪧ژانر: مدرسهای، درام، کمدی
🪧نویسنده: Velvet Moon
🪧-وانشات
خلاصه:
"تو سال 2070 وقتی که کرهی زمین به طور کامل بین دو قشر میرا و نامیرا تقسیم شده و ابدیت به دست عدهی محدودی افتاده؛ جئون جونگکوکِ میرا متوجه میشه حتی فرصت داشتنِ یه زندگی عادی هم ازش گرفته شده و اگه دست روی دست بذاره ممکنه هیچوقت تولد 18 سالگیشو به چشم نبینه.
چی میشه اگه اون همهی قوانینو زیر پا بذاره و به اون طرف زمین بره تا جاودانه بشه؟
خب ممکنه این وسط یه پسر نامیرای سرکشم سر راهش قرار بگیره و هویت واقعیشو بفهمه!"
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
📽کاپل: ویکوک
📽ژانر: علمی تخیلی، درام، مدرسهای، رمنس، روزمره
📽نویسنده: Velvet Moon
از متن داستان:
+نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه.
جونگکوک سرشو به نشونهی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه دربارهی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید میدرخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریکترین قسمت جنگلم تیره تر بود.
به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟
و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه.
ولی خورشید هربار زیباتر از اون میتابید که بشه چشم ازش برداشت.
و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریکترین نقطهی جنگل.
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
👟کاپل: یونکوک، سپ
👟ژانر: روزمره، درام
👟نویسنده: Velvet Moon
👟-وانشات
خلاصه:
"معنای کلمات برای یونگی ناپدید شدن و اون همهی قراردادهای ذهنیش رو فراموش کرده.
درست مثلِ نوزادِ چند روزهای که به هیچ زبونی مسلط نیست.
اما جیمین کلماتی رو توی قلبش حبس کرده که اگه به زبون آورده نشن همونجا یخ میبندن.
چطور میشه بدونِ معانی دووم آورد؟"
🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆
🌨کاپل: یونمین
🌨ژانر: درام
🌨نویسنده: Velvet Moon
🌨-وانشات
• Name: Answer Me ⚓️
• Couple: Kookjin Jinkook
• Writer: WanlyWhite
• Update: Thursdays
• Summary:
قاتل سریالی مشهور، کسی که فقط با شنیدن اسمش لرز به تنت میوفته، توی خیابون های سئول قدم میزنه و پشت سرش جنازه به جا میذاره. پلیس حتی فکر دستگیر کردنش هم نمیکنه چرا که هیچ اطلاعاتی ازش وجود نداره.
زندگی جین چطور میتونه به خطر بیوفته مگه اینکه کسی مثل جونگ کوک برای کارآموزی پیشش بره؟ پسری که تنها قصدش قاتل شدن نیست و فکرهای دیگه ای در سرش میپرورونه که شاید به ضرر خودش باشه، شاید هم به ضرر یه قاتل سریالی معروف!
چانيول و بكهيون تا سر حد مرگ از هم متنفرن.
شروعِ سال تحصيلى جديد توى كالجه و چانيول خدا خدا ميكنه امسال رو به خير بگذرونه، و يجورايى هم تهِ دلش اميدواره بتونه به يه پسر خاص كه مدتِ زيادى روش كراش داشته، نزديك بشه.
چيزى كه چانيول بيشتر از هرچيزى تو دنيا اميدواره اتفاق نيوفته اينه كه با بيون بكهيون لعنتى هم اتاقى بشه!
هرچند، سناريو ها فريبنده از آب درميان و همه چيز اونطورى كه برنامه ريزى شده پيش نميره.
چه اتفاقی میفته وقتی چانیول پشت در اتاقش، بیون بکهیون رو مست و تلوتلو خوران در حالیکه بوی عرق و سکس میده، پیدا میکنه؟
💛کلمات خاموش💛
-ورژن یونمین-
از همون موقعی که رویای پرواز داشت باید میفهمیدم
باید حدس میزدم که سقوط...از پرپر زدن نشئات میگیره
بال هاش رو گرفتم و گذاشتم بپره
پروازش رو نه!...اما سقوطش رو دیدم
کلمات میتونن قاتل باشن
مخصوصا وقتی گفته نشن
به اندازه ی دو ضربان قلب، یعنی کمتر از یک ثانیه زمان لازم بود تا اونو نجات بدم
فقط با گفتن دو کلمه
دو کلمه که هرگز نگفتم
• ~ • ~ • ~
• ژانر: رمنس، انگست
• کاپل: یونمین
• نویسنده: @Sheix_12
• تاریخ شروع: 13 آپریل 2020