این اتفاق زمانی که ما هنوز خیلی جوان بودیم افتاد؛ تو سن 18 سالگی ازدواج کردیم. خانوادم کاملا مخالف این کار بودن و هیچوقت هم باهامون موافقت نکردن؛ اونها هیچوقت جکسون رو قبول نکردن، اگه بخوام صادق باشم همیشه میگفتن یه چیزی درباره اون درست نیست. مادرم انگار که ازش میترسید، در واقع بشدت ازش وحشت داشت و پدرم به خاطر تمایل جنسیمون قبولمون نمیکرد، چون هر دو مرد بودیم ولی اون زمان من اونقدر تو عشق جک غرق بودم که اصلا به حرفهاشون اهمیتی نمیدادم ولی حالا میفهمیدم که باید به حرفشون گوش میدادم...!
تولد یه بچه میتونه نوید خوشبختی و شادی باشه ولی تولد اون نوزاد همه چیز مارک رو ازش گرفت ؛ درست توی تولد هفت سالگیش .. اون خیلی بیشتر از یه بچهی هفت ساله دیده بود..!
Mark is a depressed mental broken down, boy who never had love...or a daddy.
Jackson is a therapist, that has been abused and never really loved, or every had a little one.
خلاصه فیک✍️: 🔺بکهیون باکره یه پسره 20 ساله چشمو گوش بسته و به قول اطرافیانش بلوغیه که سعی در مخفی کردن کراش 2 سالش روی دانشجوی جذاب دامپزشکی؛ پارک چانیول داره (و حالا بگذریم که تو تنهایش با تصوارتش چیکارا میکنه💦) اما روزی هم فکرشو نمیکرد به بدترین شکل و وحشتناک ترین حالت ممکن رازش بر ملا شه🔻
Couple{chanbaek💦 kaisoo 💦sulay💦hunhan}
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔹🔸🔹🔸🔹
ژانر:کمدی🍫اسمات😈🤦♀️رومنس🎈
🎈🎈🎈🎈
وضعیت : پایان یافته✔️
••mutation╳جَهِش••
دو برادر..
دو وارث...!
جونگوک پسری با یک جهش ژنتیکی نادر...
پسری که حواسش در نهایت قدرت قرار دارند...
و حالا اون رییس و جانشین تاج و تخت جئونهاست.
تهیونگ؟ برادر ناتنی جونگوک و وارث دوم...!
•
•
•
ژانر: رمنس، اکشن،معمایی،مافیایی، تخیلی
کاپل ها:ویکوک/کوکوی